اعترافات وحشتناک امیرحسین قاتل ستایش قبل از اعدام

امیر حسین قاتل دختر افغانی اعدام شد ولی قبل از اعدام اعترافات وحشتناکی از روز قتل گفت ولی او بسیار پشیمان بود و دوست نداشت اعدام شود و همچنان طلب بخخش از پدر و مادر ستایش داشت اما پدر ستایش فقط قصاص می خواست و دوست داشت قاتل تنها دخترش را خودش به دار مکافات آویزان نماید در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر اعترافات وحشتناک امیرحسین قاتل ستایش قبل از اعدام را درمجله خبری دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

امــیـــرحسین در روزهای قبـل از اعــدام

به گزارش مجله خبری دانستن : امیـــرحسـیـن در روزهای قبل از اعـــدام , مستاصل، بلـاتـکــلیـــف، با غمــی که امکـــان بروز نداشــت. «چیــزی یادم نمـیــاد.
ساقـــی‌ای که بهم عرق داده بود، حتـما قرص ریخـتــه بود توش. من قبـــلــا هم مســت کرده بودم
ولی کدوم آدمیــه که با مســـت‌کــردن، آدم بکـــشه؟ من هیچی یادم نمـیـاد و نمــیـــ‌ـفــهمم چیـــکـار کردم.»
ایـــنــها را امیرحسیــن، یک هفتـــه قبـــل از اعدام میـــ‌گـــفت؛ در تمــاس ده دقـیــقـــهـــ‌ـای از زنــدان.
زمانی که امــیـــد داشــت به بخشـــش و درخواست کمـــک میـــ‌ـــکـــرد.
«وقتـی با داییـــم رفـتـــیـــم و خودم رو معرفــی کردم، مجــبورم کردن که هر اتــفاقــی افتاده رو اعتراف کنم.
شرایط سختــی بود و من به‌ـخـاطر عرقـــی که خورده بودم هیچـــی یادم نمـیومد.
برای اینـکه خلــاص بشـــم، یه داســـتانـــی رو روایـت کردم. من هنوزم یادم نمــیـاد چیکـار کردم.»

امیـــرحسـیـــن قاتــل ستـــایـــش قریشی

این حرفـ‌هـا بایـد میـ‌ـــمــانــد تا زخــمی را باز نکـنـد؛ نه زخم خانواده‌ـــای که ستایــشش را از دســت داده نه زخـم امــیـرحـسیـنـــی که روایـــتش با درد اسـت.
این حرفـ‌ـهـــا در همــان تماســ‌هـای چند دقـیـقـه‌ـای با استرس تمام‌شدن تماس بایــد می‌ـــمــاندتا خود امیرحـســـیـن روایــتــشـان کند؛ امـــا حالــا که نیســت شایــد ایـن حرف‌ها بتوانـد خیلــی چیـــزهـا را ترمیـم کنـــد، که اگـر ترمـــیـــمی باشـد، نه ستایــشی قربـانی می‌ـشود نه امـیرحسینــی بالای دار میــ‌ـــرود.

ترمیـــمی که راهـــ‌حلــ‌ش حذف و اعدام نباشد. «همـــه تفریـــح من گوشیـــم بود؛
چیـــز دیــگه‌ای نداشــتــیـــم. یه رفـــیــق هم داشـتــم که دور از چشم بابام باهـــاش بیــرون می‌ـرفــتــم؛ وگرنــه دعوام میـ‌کــرد. ایــن ماجرا سر گوشیمم بود الـبــته.
دوست نداشــت همـــش سرم تو گوشیم باشه؛ ولی خب چیکار میـــ‌ـکـردم؟»

«چی دارم بگـم جز ایـــنـکـــه اشــتـــباه کردم؟ نفــهمـیـــدم. اون موقع انقدر حالـــم بد بود
و تو حال خودم نبودم که به یک چیـــزهـــایــی اعـتراف کردم که به ضررم شد. هرجا هم گفـــتم دروغ بود کسی باور نکــرد. نمی‌ــدونم چقــدر درستـه بگـــم یا نه ولی بهـ‌ـــخـــدا من با هیچ‌کس رابـــطـــه جنســـی نداشـتم. سالهــ‌ـــم بیـــشـتـــر نبود. نفـهــمیـــدم.» امیـــرحـسـیــن نمـی‌ـتوانـــســـت درباره قبل از آن لحظـهـ‌ـهــا حرفـــی بزنـد،
نمیــ‌ـــتوانــسـت پل بزند به گذشته و خاطره‌بازی کند. نمــیـــ‌ـــتوانـــست و تنــها حرفش ایـــن بود که اشـــتبـاه کردم و نفـهمـــیـدم.
دلـــش می‌ـــخواست جبــران کنـد امــا نشد. پنــجـــ‌شنبه صبح اعـدام شد.

حرف های امیـرحـــسیــن در روزهـای قبــل از اعدام

سربـاز رجـــایـــیـ‌ـــشهر میــ‌گفــت بالــاخره نتوانستــنـــد امـــیرحسـیــن را نجـات دهــنـــد؟
نشـد و امـیـرحـــسـیـن اعدام شد، دومین قربــانی آن اتـفاق. حاصــل شانتاژ و شوآف برای سوژه‌هایـی که آن را به نام خودمـان بزنیـــم؛که هرچــقــدر اشــک بیشـتــری را درآوردیم و نفـرت بیشتـری کاشتــیــم؛ ما برنـدهـ‌ــایــم.که حقوق متهــم را به عمــد یادمان رفــت تا بگوییم ما با خانواده ستایـــش همـــراهــیـــم و نفـــرت کاشـــتیم برای دور و بری‌ها.
که روزهای آخــر خانوادهــ‌ ستایش بگویند ما به اعــدام راضی نیـســتـیـم
امـــا خیـــلـــیـ‌ــها ما را تهدیــد کرده‌انـــد که اگـــر رضــایـت بدهــیــم فلان و بهـــمان میـ‌ــکـــنیــم.

انـگار که یادمــان رفته باشد ستـایش و امیرحـــسـیــن هر دو کودک بودند؛
وقتـی حتــی فعــالان مدنــی حامـــی کودکـــان نیــز از پیگــیریـ‌ـهـــای همه جانبـه ایـــن پرونده با محوریـت اینکـــه دو کودک قربانــی ایـــن ماجرا شده‌‌انـــد،
شانه خالــی کردنـــد، دیــگـــر نمـــی‌شود به موضع‌گــیــریــ‌ــهای مجــازات‌ـــگـــرایانه افکار عمومی دل بست.با همــه ایــنها امیرحـســیـن حذف شد تا دیــگر شاهـــد تجاوز و قتــل نبــاشــیـــم؛بی‌خـــبـــر از آن که مشکـل فردی نیست و ریـــشـــه در جامــعهـ‌ای دارد که خشونت زیـر پوستش نفس میــ‌کــشــد.

اعترافات وحشتناک امیرحسین قاتل ستایش قبل از اعدام

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.