بازسازی موزه زیبای مبارک در تهران

موزه زیبای مبارک که بسیار موزه قدیمی در تهران است این موزه به مرور زمان تخریب شده است ولی چون این موزه آثار باستانی تهران محسوب می شود بسیاری از افراد برای دیدن این موزه تاریخی به تهران می آیند موزه مبارک نقاشی های بسیاری قدیمی در این مکان وجود دارد در ادامه تصاویر و جزئیات بازسازی موزه زیبای مبارک در تهران را در سایت خواهید دید با ما همراه باشید.

سید محمدعلی جمالزاده سال 56 در رابطه اثرها وی در کیهان چنین متن است : درین امور غرض بیشتر نمایاندن فقر اجتماعی است که پس از پیکار بین الملل , عالم را به قعر بیچارگی کشید .

«متاسفانه نصیب مهمی از اثر ها عبد مانند صحنه قتل امیرکبیر , مجلس درس حاج ملاهادی سبزواری , شام انتها واریون مسیح , سید جمال الدین اسدآبادی , گاندی , مرحوم دهخدا , ملک الشعرای فصل بهار , عارف قزوینی , حاج سید رضا فیروزآبادی – بانی بیمار‌ستان شهر ری – و صحنه هایی از اجتماع محرومان و چه بسا کارگردان زحمتکش , همینطور کاوه آهنگر و ابومسلم خراسانی که خوشبختانه عکس بعضا از صحنه های تاریخی پیش مخلوق موجود هست و خلاصه زحمت یک عمرم توسط گروهی اشخاص جاهل و کودن نابود شد .

بازسازی موزه زیبای مبارک در تهران

 

اینجانب صرفا امید می‌کنم پروردگار به مرتکبین این جور اعمال دانایی عطا فرماید که به عهد و پیمان شعر سرا : بسوختند چو پروانه خود و بیگانه/ بدور شمع وجودش نیز از عوام و ادیب// پروردگار حاد نماید منزل ستمگر را/ بلای مبارزه نیارد به توشه جز تخریب» این نیز از شگفتیها زمان و ترسیم دوران است ; آن که با مردمان عجین خیس است , گزند بیشتری می بیند .
از این رو است که مرحوم معلم علی اکبرخان صنعتی , یک کدام از مردمی ترین هنرمندان مجسمه ساز اهل ایران که خویش مزه فقر و یتیمی کشیده است و با دستان اعجاز گرش به گچ ها روحی مجدد میبخشد و درد و مشقت مردمان این مرزو بوم را به تصویر میکشد , مزدش در 28 مرداد 32 میگردد تخریب تندیس هایش در موزه ضلع شمال غربی توپخانه و نابود کردن تندیس هایش در موزه عرصه سامانه ریلی در سال 57 . می توان حدس زد درین هنگامه ها فرشته عدالتی که وی در محل ورود کاخ دادستانی تهران به همراه مرحوم ابوالحسن صدیقی و مرحوم ارژنگ رحیم زاده پباده سازی کرده و ساخته , به چه تاءمل میکرد .

سید محمدعلی جمالزاده سال 56 در رابطه اثرها وی در کیهان چنین متن است : «در این امور غرض بیشتر نمایاندن فقر اجتماعی است که پس از نزاع بین الملل , عالم را به قعر بیچارگی کشید . به عنوان مثال یکی آنها صحنه «مرد بی کار را با عائله اش» نشان میدهد که نگران آتی است . در عمل دیگری صحنه ای از اطفال یتیم و بی پناه ایجاد شده است که در شرایطی که کسی به تاءمل آنها نباشد , خیلی ممکن است که سرنوشتشان به زندان رسد .

در صحنه دیگر 35 بدن زندانی را نشان داده و صحنه دیگر حضرت مسیح را برفراز صلیب نشان میدهد با عده ای از بینوایان که به دور صلیب جمعند و دعا می نمایند و می مراد توجهی را نشان بدهد که حضرت مسیح به بینوایان داشته و همواره دسته انسان را به محبت و بخشید دعوت می نموده است . »

می‌گویند ساخت بنای موزه معلم صنعتی به طور همزمان با احداث عرصه توپخانه در سال 1284 هجری قمری ( 1246 هجری خورشیدی ) به فرمان میرزاتقی خان امیرکبیر آغاز شد . طبقه در آغاز این سازه در عصر رضاشاه , اصطبل و طبقه دوم آن نیز مکان استراحت وی بوده است . اگرچه بعضی معتقدند رضاشاه در عصر ای که عضو بربگاد ( تیپ ) قزاق بوده و در عرصه مشق درگیر به سرویس بوده , این جا سکنی منتخب است , البته عبدالله انوار تهران شناس – چنین سخنی را روا نمی داند و معتقد است رضاخان هیچ زمان چنین منزل ای نداشته است .

علی اکبر خان متولد سال 1295 در کرمان است . پدرش بعداز مبارزه جهانی اولیه بر اثر طاعون به دیار باقی می شتابد و مادرش که توان محافظت اورا نداشته , پسرش را به حاج علی اکبر خان صنعتی , موسس پرورشگاه صنعتی کرمان , می سپارد . حاج علی اکبر خان صنعتی از مردان نیک دوران است . وی در برگشت از مسافرت حج با بعضی دوستان عزیز سیاسی اش به دیدن سید جمال الدین اسدآبادی میرود و سید با بیان کردن این جمله که عبادت به غیر از سرویس اخلاق نیست , از وی می‌خواهد به کرمان بازگردد و کودک ها بی قیم را پناهی دهد و به فراگیری و رویش آنان بپردازد .

بازسازی موزه زیبای مبارک در تهران

حاج علی اکبر خان در رجوع , زمینی 10 هزار متری پیدا می نماید که قرار بوده زندان شود . وی می گوید : «زمین را به اینجانب بدهید , در ازای کاری می‌کنم که به هیچ وجه نیازی به زندان نباشد . » به این دلیل‌که به باور وی بیشتر بزهکاران همین خردسالان بی قیم بودند که در بزرگسالی به دلیل نداشتن راهنمای کودکی دست به چنین کارهایی می زدند . بدین ترتیب پرورشگاه صنعتی در کرمان راه‌اندازی شد و خردسال ها نصف روز را در آن جا درس می خواندند و نصف روز را در کارگاه پارچه بافی به عبارتی پرورشگاه عمل می کردند .

علی اکبر کوچک نیز در آن جا زمان می‌گذراند . آن قدر به نگارگری عشق داشت که چهره‌ای گلی را در محل کار می‌کشد و زیرا خودکار رنگی نداشته , با گل حقیقی وواقعی باطن آن را تزیین و به معلمش نثار می نماید . وی نیز علی اکبر را به کشیدن نگارگری تشویق می نماید . ولی تصویر کشیدن از باقی معلمان این مدل ختم به صلاح و مهر و محبت نمیشود و هر توشه تنبیهی درپی میاورد که اما بازدارنده علاقه وی به نگارگری نمیشود .

حاج علی اکبر خان صنعتی این پسر را عاقبت نزد پسرش عبدالحسین خان به تهران می فرستد تا به مکتب کمال الملک برود و 12 سالی نزد استادانی همچون ابوالحسن خان صدیقی , علی محمد حیدریان , هادی تجویدی , اسماعیل اشتیانی , حسین خان شیخی , علی رخساز , حسنعلی خان وزیر و حسین طاهرزاده بهزاد هنر بیاموزد .

در سال 1319 بعداز دریافت لیسانس و صحیح 1سال بعداز فوت علی اکبر خان راهی کرمان می‌شود تا به چهل بدن از اعضای پرورشگاه ادای آیین نماید و به آنها نگارگری یاد بدهد .

در سال 1324 سازه به درخواست عبدالحسین خان صنعتی توشه دیگر راهی تهران میشود تا با ملازمت و همراهی شیر و خورشید سرخ کشور‌ایران ( هلال احمر ) در طبقه فوقانی ساختمان ضلع شمال غربی عرصه توپخانه ساکن شود و آثارش را به نمایش بگذارد و پلو فروش بلیتش خرج مستضعفین شود . خرداد ماه 1325 این راس بوسیله مرحوم دکتر معالج امیراعلم , موسس و بانی شیر و خورشید سرخ , بهره برداری میشود و موردپسند مردمان قرار میگیرد . بعد ها در سال 56 به سعی همایون , پسر عبدالحسین خان نوه حاج علی اکبر خان , در کرمان نیز موزه صنعتی را فعال سازی می نمایند که کماکان پابرجاست و یک کدام از مشهورترین موزه های کرمان است .

نمایشگاه عرصه سپه ( توپخانه ) هنوز دایر بوده که علی اکبرخان در نیمی از منزل مسکونی عبدالحسین صنعتی در چهارراه دانشگاه نمایشگاه دیگری از آثارش زیرا عارف قزوینی , ملک الشعرای فصل بهار , صحنه قتل امیرکبیر , ستارخان , باقرخان , قائم جایگاه فراهانی , فردوسی , نگهدارنده , سعدی , جمالزاده , نظامی , بوعلی سینا , سید حسن معلم , سید جمال الدین اسدآبادی , فیروزآبادی , حاج ملاهادی سبزواری , دهخدا , آلبرت شوایتزر , ویکتور هوگو و گاندی را با دستان جادویی اش از دل گچ به تصویر میکشد و مجسمشان می نماید ; البته این توشه مخاطبانش خیر مردمان کوچه و بازار , بلکه اقشاری می‌باشند از طبقه دیگر که لهجه مشقت برایشان چندان قابل فهم نیست و دنبال طرح های امروزی ترند

پس این توشه آثارش را راهی ساختمانی در عرصه سامانه ریلی می نماید که گشوده نیز مثل عرصه توپخانه موردپسند قرار می‌گیرد ; آن قدر که مردم با دیدن تندیس حفظ کننده و سعدی فاتحه ای نثارشان می نمایند ; ولی این موزه نیز دچار و دار اتفاق ها انقلاب مورد بی مهری جمع ای قرار می‌گیرد و تخریب میگردد .

پس علی اکبرخان میماند و آثارش , از جمله تندیس های گچی و برنزی و تابلوهای نگارگری در موزه عرصه توپخانه که آن جا نیز چندان روی آسایش نمی بینند . با آغاز پروژه ساخت متروی تهران در سال 76 تعطیلی موزه صنعتی نیز آغاز میشود و به دلیل ساخت مترو بعضی از ساختمان های عرصه ویران می‌شود و بنای موزه صنعتی با بی دقتی کمپانی مترو و رئیس وقت موزه , زخم می بند .

 

مرمت موزه زیبای میمون در تهران
پس از تخریب بخش های قابل توجهی از عرصه توپخانه , ساختمان موزه صنعتی و بانک تجارت , فقط جا ماندگان این عرصه دیرین می گردند . به همین علت اداره به جا مانده فرهنگی , ساختمان موزه صنعتی را یک سری ماه بعداز فوت مدرس ( 13فروردین ماه ) در آبان ماه سال 85 در فهرست اثرها ملی ثبت می نماید .

با مرگ معلم علی اکبر صنعتی وضع موزه رو به وخامت میگذارد . در سال 86 کمپانی مترو تصمیم میگیرد محل ورود های پایانه متروی امام خمینی را ارتقا دهد . یکی‌از محل ورود ها نیز از زیر ساختمان موزه صنعتی عبور می نماید و این علتی می گردد برای تعطیلی مجدد موزه . افزون بر نم دریافت کردن دیوارهای این موزه , رفت و آمد خودروها منجر زخم پذیرتر شدن این موزه میشود .

بعداز عبور مترو از زیر ساختمان موزه و تبدیل شدن تراس موزه به محل ورود مترو و رعایت نشدن اطراف این بنای تاریخی , ساختمان موزه در موقعیت بدتری قرار می‌گیرد و به دلیل لرزش هایی که با هر توشه عبور مترو از زیر ساختمان به بدنه آن وارد میشود , سقف و دیواره های سازه در هم اکنون ریزش قرار میگیرد . نیز چنین ساختمان موزه از سال 89 به انبار دستفروش ها تبدیل میشود ; انباری که در آن مدام گشوده بود و به راحتی می‌شد در آن تردد کرد .

آخر و عاقبت بعد از بارها رسانه ای شدن زمینه سالیان بسته بودن این موزه , سه ضلع ارثیه فرهنگی , شهرداری تهران و جمعیت هلال احمر توافق کردند برای شرکت کردن در احیا و تجدید بنا موزه طرح ریزی نمایند . عمل سوق‌دهی موزه معلم صنعتی از اردیبهشت ماه 93 آغاز شد و یک ماه آنگاه داربست ها به دور موزه را گرفتند .

مسئولان وعده دادند تا خرداد ماه سال 95 موزه سامان میگیرد , چه بسا کلام از بهره‌برداری موزه برای 22 بهمن سال 95 به فی مابین آمد ; البته در فرآیند آخرین تجدید بنا , به‌تدریج زمزمه هایی پیچید که هلال احمر قصد تبدیل موزه مدرس صنعتی به دفتر را داراست و چه بسا با اداره زیباسازی شهرداری در موضوع افتتاح مبتلا اختلاف حیث شده‌است . سرنوشت مدیریت کل ارثیه فرهنگی تهران در طومار ای خطاب به رییس اداره زیباسازی خواست تا هرچه زودتر عمل بازسازی پایان یابد و موزه برای بازدید عموم مهیا شود . در غایت با برقراری دوستی بین سه دستگاه , بعد از 12 سال تعطیلی , این موزه تاریخی با 100 تابلوی نگارگری و بیش تر از 120 تندیس از اثرها مدرس صنعتی , 14 شهریور 96 بهره برداری شد .

بازسازی موزه زیبای مبارک در تهران

از کنار گودبرداری ساختمان بلدیه می گذرم . سال هاست طرح باززنده سازی ساختمان بلدیه روی میزها خاک میخورد . گودبرداری نیز به امان معبود رها شده‌است . شهرداری و شورای شهر گذشته چه مشکلی با ساخت این ساختمان داشتند , خودش مثنوی هفتاد اینجانب است . تنها می توان امیدوار بود در زمان نو بالاخره عرصه توپخانه مالک ساختمان بلدیه شود . هنوز نیز مردمان در عرصه توپخانه آدرس «پست شهرداری» را در مکالمات روزانه به عمل میبرند . احتمالا با احداث این ساختمان اکنون فرهنگی عرصه توپخانه خوب تر شود .

درها و پنجره های موزه صنعتی نونوار گردیده اند . ساختمان خرقه نو بر بدن کرده و مجسمه ها برق میزند . صدای خنده شان را می توان شنید . رو به روی مجسمه نادرشاه می ایستم ; به گمانم دوست داراست سبیلش را تاب بدهد . پاد شاه عباس نیز روی اسب در عوالم خودش سیر می نماید .
بر میگردم و آرام به امیرکبیر میگویم : «اگر خبر نامه اتفاق ها اتفاقیه تان منتشر میشد , از اکنون خوش مجسمه های مدرس صنعتی گزارشی می نوشتید . » به نظرم نی لبک زن نیز درحال حاضر خوشی دارد! چه بسا مادری که طفلش را در آغوش کشیده است . دیگر خیر از خاک و نم خبری است , خیر از لرزش و فروریختن سقف .

طبقه دوم نگارگری های آبرنگ مرحوم صنعتی بر سینه دیوار می‌درخشد . پنجره ها گشوده است . از این جا عرصه توپخانه هم اکنون دیگری دارااست . یک بالابر نیز انتهای تالار به چشم می‌خورد . یکی پنجره ها رو به کافی شاپ موزه گشوده میگردد . روحت خنده رو معلم علی اکبر صنعتی! ای کاش روز جاری بودی و این جا را می دیدی . نمی دانم آفتاب از کدام طرف طلوع کرده که یک توشه نیز حوزه فرهنگ وتمدن سرنوشت به سود شده است!

علت این عمل زنده ماندن فضاست , زیرا در شرایطی‌که صرفا می خواستیم اثرها مدرس را به نمایش گذاریم , کسی که یک توشه بیشتر به موزه نمی آمد , البته قصد ما این است که فضای موزه به پاتوق هنری تبدیل شود . در‌این‌صورت‌ هر که برای دیدن نمایشگاه بیاید , مطلقا به دیدن تندیس های معلم صنعتی نیز خواهدرفت . در چنین وضعیتی موزه معاش و پویایی خویش را نگهداری می نماید . »

نصیب پشت سازه نیز ساختمانی به صورت انبار بود که فارسی و گروهش آن را نوسازی کردند تا به صورت کافی شاپ درآید و پاتوق مجسمه سازان و نقاشان شود . این اقدامات در کنار نیز صورت گرفته تا یک نیز افزایی و فضای زنده ای را به‌وجود آورد . وی علت تعبیه بالابر را دسترسی معلولان و سالخوردگان به آلبوم تیتر می نماید .

بنای موزه صنعتی بنایی ترکیبی از آجر و خشت بوده که سقف طبقه دوم خرپاهای چوبی داشته و در سقف طبقه نخستین آهن مستعمل بود . یک بنا تکه تکه که استحکام منتخب آن با چنین حالتی دشوار خیس میشد . لرزش سازه بجهت عبور مترو نیز مزید بر علت بود . از سویی مطالعات در رابطه بستر خاک موزه نشان می اعطا کرد که کیفیت خیر و خوبی ندارد .

به این ترتیب مجموعه عمارت خورشید ابتدا خاک بستر را با سیمان و آهک تقویت کرد و آن گاه استحکام گزیده صورت گرفت . اکنون گفته میگردد سازه حتی‌در مقابل زمین‌لرزه نیز مقاوم شده‌است . با دیدن موزه صنعتی یک امید بر دل میماند ; آیا روزی فرا خواهدرسید که زمین لرزه ها و پس زمین‌لرزه های فرهنگی در بازار سود و سودا به پایان برسد؟

 

بازسازی موزه زیبای مبارک در تهران