بیماری کوری احساسی چند نوع علامت دارد!

کوری احساس نوعی بیماری روانی است که افراد نمی توانند همه احساست را در زندگی خود تجربه نمایند احساسات فرد مختل شده و زیاد مسائل را نمی تواند درک نماید این بیماری در بسیاری از کودکان شایع می باشد در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر بیماری کوری احساسی چند نوع علامت دارد را در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش سایت دانستن : یـکــی از بزرگــ‌تـریـــن و در عین حال مهم‌ـتریـــن بخش از وجود هر فرد عواطف و احـــسـاســـاتـــی است که دارد زیرا با ایـن احساسات و عواطف اســت که او می‌تواند از زنـــدگـی خود لذت ببرد. فرض کنـیـد روزی که خوشحــال، بشاش و سرحـــال هسـتـیـــد چقدر میـ‌ــتوانــید بیـشــتـــر «حال» و «احـــســاس» خوب را تجــربــه کنــیـد یا زمـانـی را در نظـــر بگــیـــرید که از دیدن یک فیـلــم مهیــج هیجان‌ـزده یا با شادی و غم دیــگران همراه می‌شوید.

در واقـــع تجـربه اینـ‌ـــگونه احـســـاســات برای ما ضروری اســـت و باعـــث می‌ـشود زندگی معــنای عمـــیـــقـــ‌ـتـــری برایمان داشــتـه باشـد و بتوانـــیـــم بیشــتـــر از زنــدگـــی لذت ببـــریــم. اما متـاسفانه بعـضی افـراد از تجـربه چنــیـــن احـساسات و عواطـفی محــروم هستنـد و نمی‌توانند هیجانات مخــتـلف را تجـربه کنـــند. چرا چنیــن اتـــفـــاقــی برای بعضــی کودکان میـ‌ــافتد؟ نام بیمـــاری آنـهـــا و روش‌هــای مختلـف برخورد با آن چیــست؟

نقـــش احســـاسـات

یکی از مهـــم‌تـــریـن نقـــش‌ــهای عواطف ایـــن است که عاطفه هر فرد وسیـــله‌ـــای برای برقراری ارتـــبـــاط با دیـــگران محــسوب می‌ــشود و او می‌ــتواند از طریــق عواطــف خو‌‌ــد اطـــلـاعـاتــی را در مورد احساســات، نیـازهـــا و امــیال خود به دیــگران منـــتقل کنــد.

به علــاوه عواطـف باعـــث فهمیــدن، بازشناسی هیـــجـــانات دیگران و همـچنین رفــتارهـای ناشی از همدلی با دیگـران میــ‌شود؛ رفـــتاری منـطــبـــق و مناسـب با هیــجــانــات دیـــگـــران.

پس با توجه به نقـش مهم عواطف در ارتبــاطات موثر، شنــاسایـــی احـساســات، نیـــازهـــا و امـیال، پذیـــرش مسوولیـت در قبــال هیـجــان‌هــای شخصــی، حفــظ انگیزش در برخورد با نامــلـــایـمــات ‌و رهـایــی از هرگونه پریـشانی عاطفــی و بازگـــرداندن آرامش به ذهـــن و جســم از مهم‌ترین راهـــبــردهــای زندگــی هر انـســـان سالمـــی در حوزه عواطــف اســـت.

بیـ‌سوادی هیــجانی

به زبان ساده میــ‌ــتوان گفـــت فرد دچـار «الکســی تایمـــیا» یا «کوری هیـــجانی» نمیـ‌دانــد هیجانات گوناگون چه ویژگـیـــ‌ـــها و تفــاوت‌هایـی با هم دارند و وجود هیجان یا حالـــات عاطفـــی و خلقــی را تشخیــص نمــیـ‌دهد. ایـن وضعـــیت اغــلب در افــسردگــی بیمـارگونه، سوء‌مــصرف و اعـــتـــیاد به مواد و نیـــز به دنبـــال مواجهـــه با رویدادهای تلـخ و فاجــعـهـــ‌آمــیز دیده میــ‌ـشود. شواهـد بسـیــار نشـان می‌ـــدهـــند افرادی که در زمینه احـــســاسات و عواطف قوی هســـتــنــد می‌ــتوانـــند به خوبی احساســات خود را کنــتــرل کننــد. همـچـــنـین قادرند احســـاســات دیگران را بهتر درک کنــند، در نتـــیجه ارتــبـاط بهـــتـری هم با آنهـــا داشته باشنــد و در هر زمیــنه زندگی(روابط خصوصی، خانوادگــی و اجـتمـاعی)موفق‌ــتـــر خواهـــنــد بود.

بعضـی افـراد در تشــخیص و توصیف احـساسـات درونی خود مشـکـــل دارند که در اصــطــلاح به آنهـــا «بیـــ‌ـــسواد هیجـانــی» یا «کور احـســاسی» گفتـه میـــ‌شود.

متـــاسفـانه آنــهـــا نمـــیـ‌ـتواننــد هرگونه احساساتی را که به زندگی‌شـــان رنـــگ میـــ‌بخـــشـــد، درک یا ابــراز کنـنـد. همین درک یا ابراز نکـــردن احـــسـاســات، آنـــهـــا را به انواع اخـــتـلالات روانـ‌ـتنــی و روانـ‌ـپـــزشـکی مانند افـسردگی، اختــلـالات اضـطرابــی، سوءمصـرف مواد، اخـــتـــلالــات خوردن، وسواس، سوء‌استفــادهـ‌ـهـــای جنــســـی و حتی مشـــکلات گوارشـی، فشارخون بالا، سرطــان، نشـانــگان روده تحــریک‌پـــذیـــر و… سوق می‌دهــد.

شکـلــ‌ــگیـــری بیـماری

اصـطـلــاح «الکســـی تایــمـیــا» اولینـــ‌بـــار در سال 1972میلـــادی پیــشـــنهـاد و سپس بهـ‌ـعنوان وجه مشـتـــرک همـه بیمـــاران روان‌تــنی پذیرفته شد.

در واقع این بیمـــاران از احـــسـاس کردن و توصیـف عاطـفه و تخــیـــل ناتوان هستــنــد و اغلب از روان‌ـــدرمانــیـــ‌های مرسوم هم نتـیـجـه نمـیـــ‌ـگـیرنــد. ابتــدا گمـــان می‌رفـت الکــســـیـــ‌تایـمــیا ممـــکــن اســـت تا حدودی ناشی از یک نقــص جســـمـــی یا زیـســـتـــی- شیـمــیایـــی باشـــد اما بعدهـــا با توجه به ایــنکــه بسـیـاری از ایـــن بیمـاران توانــستـــنـــد با فنون درمــانـی ویژه بر ایــن نقص غلـبـــه کنند، ایـن دیـدگـاه عمومیــت خود را از دســـت داد. امـــروز پژوهشـــگران معتقدنـــد الـــکــسی‌ــتایمیـا به مفهوم ناتوانـــی از احسـاس هیـــجــانـــات و ابراز هیجـــانات ناشی از نارســایی در یادگـیـــری برای ابــراز هیجانــات در کودکـــی است. برای نمونه زمـانـی که پدر و مادر احســـاسـات خود را بروز ندهــنــد یا درباره هیجانات خود و فرزنــدشـــان صحــبت نکـنــند یادگیری انـــجــام نمـــیـ‌شود. گاهـی نیـــز والـــدین به علـت نمایـــش هیـجانات خود به کودک خرده میـ‌گـــیرنـــد، درنـتــیـجه فرزنـــدشـــان سرخورده میـــ‌شود. بعضی کودکـان هم به ایــن نتـــیـــجه میـ‌ـــرسـنــد که ابـراز هیـــجـانــات خطرنـــاک است چون اغلـــب باعث میــ‌ـشود تنبـــیه شوند.

اگــر بخواهیم بیـمـــاریـــ‌های روانـــ‌ـتنـــی را به صورت ساده در ارتــبــاط با الــکـــسـیــ‌تــایـــمــیــا توصیـف کنـــیم میـــ‌توان گفت گاهی عواطـــفی مانـنــد افـــسردگی، اضــطراب، ترس یا مشتـقات آنها به صورت احــساس گنـاه و شرم با چنــان شدتی برانــگیـــخــتـــه میــ‌ــشوند و تداوم می‌ـیابــنـــد که دفـــاعـ‌های معمول روانـــ‌شنـاخـــتـی را به هم می‌ریزنـد. این حالات هیجـــانـی منـــجـر به نابـســـامـانی‌ـــهایــی در دسـتگــاه عصبــی می‌ـــشود که به‌طور عمده از طریــق فراینـدهای فیــزیولوژیک ابراز میـ‌ـشوند و بخش احســاســی یا ذهنــی آن سرکوب می‌شود و از خودآگــاه شدن آن ممانعت به عمل می‌آیـد زیــرا آگاهی از این احـــسـاســ‌ـــهای ناخوشاینـــد برای فرد قابـلـــ‌ـــتحمـــل نیـــسـت.

ویژگـی‌ــهـــای کوری احـســـاســـی

افــراد دچار کوری احساسـی که به نشانگان «الـــکــسی‌ــتـایـــمـــیــا» یا «ناگویی خلقی» هم معـــروف است،3 ویژگـــی مهــم و اســـاسی ماننـد مشـکل در شناسایـی احســاســات، توصیـــف احسـاســـات و شیوه تفـکر بیرونی دارنـد. مشـــکل در شناســـایــی احـساســات زمانی ایجـاد می‌ــشود که فرد در تمــایـز میان احـــســاسات و عواطـــف دچـار پریـــشـانی میــ‌ـشود. در این هنگام نمـیـ‌ـتواند آنچـــه را از لحاظ هیجانــی احساس می‌ـکــند، بیان کنـــد. افــرادی با چنــین مشخصــات حتی اگر از نظـــر هوش، اطـلاعات عمومی و تحصـیـــل بسیار عالـــی باشـــنـــد، توانایــی بیان احساسات و عواطـــف خود را ندارنــد. الـبتـــه این وضعـــیت تقـــریبا در نیـمـــی از مبـــتــلایان به اوتیــسم مشــاهـــده می‌ــشود اما بسـیاری از الکــســیـ‌ـهـا، رفتـارهـای دیــگــر مبـــتـــلــایان به اوتیسم مانـــنـــد کارهای غیـــرقابـــل‌پیش‌ـبیـنـــی یا تکــراری را ندارنــد.

شنـاخت بیمــاری

آنـچه تحتــ‌ـعـــنوان الـکـســیـ‌تــایــمــیــا روی می‌دهـد، بعضـی مشــخــصــهـــ‌های روان‌شـنــاخـتی است که عبارتـــنـد از: محدودیــت شدید در تخیل و رویا، تمــایــل برای توصیف جزییات ناچیز در محــیــط زندگی که ربطی به مشـــکـــل اصـلـی بیـــمــار ندارنـــد، ناتوانی در بیـان روشن احســـاســـات، سرکوب کردن گریـــه و عاطـــفـــه نامتناســب (برای نمونه جایـــی که انتـظار می‌رود عصـبانـی شوند با حالــت تسـلــیم، قبول و رضایت واکنش نشان میــ‌دهـند)، اعــمال ناگـــهـــانــی بدون انــدیشـه قبــلــی، وابـستگــی شدیـــد به دیـــگـران یا برعکس؛ اجـــتنـــاب از دیـگـران و درنــتیجه روابـط ضعیف بیــنـ‌ـفردی.

به علاوه ایـن بیـــماران هنگام نشستن و ایـــستـــادن هم حالـت فیـزیــکــی انعطافـ‌ــنـاپــذیـری دارند. در واقــع حســـاســیت و پاســخگویی مراقـــب اولیــه به احــســاس و حالت‌های هیجـانـــی کودک یکــی از مشــخـصهــ‌ـــهای مهم یادگــیری و روش تنظیم عواطـف و روابـــط با دیــگـران اسـت. کودکان دارای دلبــســـتـــگــی ناایـمــن در مقـایـسه با کودکـــان دارای دلـبـــســتگـی ایـمـــن، سطح پایـــینـ‌تـــری از عواطـف مثــبــت را تجـــربه میـ‌کنند و در توانایــی خودتـنظــیــمـ‌گـری، اضــطراب، افـــسردگـــی و دیگر عواطــف منفــی ناتوانـــی بیـــشتـری از خود نشـان میـ‌ـدهـنـد.

مولفه‌ــهای کوری احـســـاسی

مولفهـ‌ـهــای کوری احســـاســی فرد را وارد یک دور باطل می‌ـکـــنـــد که درنـهایــت باعـث افـــزایش میزان ناگویی احساســـی او میــ‌شوند. فرایند ایـن دور باطـل به ایـن صورت اســـت که ابــتدا با ایجاد درمـــانـــدگـــی روان‌ـــشنـــاخــتی درشـــخص، سیـستم پردازش شنــاخـــتـی او مخـتــل و فرایـند شنـــاسـایـــی و توصیف احساساتـــش هم دشوار میـــ‌ـــشود. بهــ‌ــعـنوان مثـال فرد ناراحت است اما نمـــیـ‌تواند برای احســـاس خود واژه منـــاســبــی پیـــدا کنـــد چون نمـیـ‌دانـــد غمـــگـــیــن اسـت، ترسیده یا عصــبـانی اســت؟ وقتــی فرایــنـد شناســایـــی مخــتـــل شود، تنظیم و مدیــریت احـــســاسـات را تحتـ‌ـــتـاثـــیـر قرار می‌دهـد و اجــازه نمـی‌ـدهــد احســـاسات فرد بر رفـتـارش تاثـیری بگـذارد. در ایـن حالت او نمــیــ‌ـدانـد چرا عصبـانـــی است و نمـــی‌توانـد آن را به دوستــانـش ابراز کند. به این ترتـــیب قدرت تخیــل و تفـکـــر منطـــقــی از او سلـب میــ‌ـــشود و ترجـیـح میـــ‌ـــدهد تنـــهـا شاهـــد وقایـــع باشــد. و با توجه به ایـنـــکـــه نمـــیـــ‌توانـد آنـــهــا را تحـــلیـل و تفـــسیر کند، احسـاس درمـاندگـی بیشـتـری میـــ‌کند.

از آنـجایـی که برانـــگـــیـــخـتگـی هیجــانــی با برانـــگــیـــختــگـی فیزیولوژیـــک همــراه است، اگر فرد قادر به شنـاسایــی، توصیــف و تفکـیـک آنهـــا از هم نبـــاشـــد، در بلــندمـدت باعــث اخـــتـلال در دسـتگاه عصـــبی و دستـــگـــاه ایمــنی و همـــچــنین بیماریـ‌ــهـایی مانــنـــد آرتــریـت روماتوییــد، بیماریـ‌ـــهای قلبی-عروقی، سرطـــان، سوءمصـرف مواد، سردرد‌ــهـای میـگر‌نــی، نشانگــان روده تحـریـکــ‌پــذیر، آسـم، حساسیت، اخـتـــلال‌ـــهـــای افـــسردگـی، اضـــطــراب و خوردن میـ‌ــشوند.

تحقـیـــقات نشـــان میـــ‌ـــدهــد شیوع ناگویی احــسـاسی در سنـــیـن و تحـصـــیـلـات بالا و در مردان بیــشــتـــر دیده میــ‌شود. یکــی از توجیـــهــات شیوع بیـشـتـــر نشــانـــگـان الکســـیـ‌ـتـــایمیــا در مردان به این دلـــیل اسـت که مردان در مقـــایــســـه با زنان از لحاظ کلــامـی ضعــیـــف‌ـــتر هســـتـــنـــد. بنــابــرایـــن در توصیـف احــســـاســـات خود به صورت کلامـی هم مشـکلــات بیــشـتری دارنـــد. از طرف دیــگـر با توجه به عاطــفـی بودن زنــان، آنـهــا میـــ‌ـتوانـند عواطف و هیـجانـــات خود را تجربه کننــد و آنـها را تشخـــیص دهنـد و برای دیگـران توصیـــف کنند

علل بروز کوری احـساسـی

تحـقیقـــات نشــان میـ‌ـدهد افــراد مبتلــا به «کوری احساســی» یا «ناگویی خلـــقی» یا از نواقـص فیـزیولوژیــکی مثل اخــتلال در سیسـتم لیـمبـیــک، هیپوتالـــاموس و اشـکـــال در کارآمدی ارتبـاط بیـن نیمــکـره رنـج میـ‌ــبـــرنـــد یا به دلیل رویاروییهـــای مکرر با تروماهای دوران کودکــی(از جمــلـه طردشدگی، خیــانت، آزارهــای جسمـــی و جنـســـی یا شاهـــد بودن خشونت خانــگی و بهــ‌ـــطور کلــی شیوه فرزنـــدپـروری نادرست)دچـــار نشـــانـگان «الکســیــ‌ـــتـــایـــمیا» شدهـــ‌ـــانـد.

در بحـث شیوه فرزنــدپروری، توجه داشـــتــه باشــیـم هر کودک با یک پتانــسیل طبـیــعی به دنــیا میــ‌ــآیـــد که ایــن پتـــانسـیــل را والــدین میـــ‌توانـــنـد از طریـــق شیوه فرزندپروری خود، پرورش دهنـــد یا از آن غافل شوند و تخــریــبـش ‌کـــنـــند.

تصور کنیـد کودکـی که والدین بسیـار سختگــیـــر و متعصـبـــی دارد، به دلیــل وجود قوانـــین خشـک و انعطـــافـــ‌ــناپـــذیـر والــدیـــن، بروز احسـاسات در زنــدگی برای او یک ضعف محسوب می‌شود.

خاموشی احـساسات

احـــساسـات و هیجانــ‌هـای در حال تحول و شکـلـ‌ـگیری کودک به رســمـــیـت شناختـــه نمی‌ــشوند. چنـین والـدیــنی اغلب در مقابـل هیجـانـــ‌ـــهــای کودک خود بدرفتــاری میـــ‌ـــکــنند و احساسات و هیجانات خود را بر احــساســـات کودک غالــب می‌داننــد.

اینـــ‌ــگونه رفتــارهای والدیـن تاثیـر عمیقــی بر چگونگـی شکلـــ‌ـــگــیری عواطـف در مراحــل بعدی زندگـی کودکـان میـــ‌گذارد و در مواردی هم باعث ایـــجاد کوری عاطفـه در آنها میـــ‌ـــشود زیرا تمام احـــساسـات و عواطفـــشـان به دلـیـل سوء‌رفـتـــار والـدین به مرور زمــان سرکوب می‌ـشود و کودک همـیشـه یاد میـــ‌ـــگیــرد که بایـــد ساکت باشد و اجـازه بیـــان احــســـاسـات را به خود نمیــ‌ـــدهد. برعــکس والـدیـــنـــی که به عواطـــف خود و فرزنــدشان اعتـــبــار می‌دهنـد و همـیــشـه با عبارات احـــســـاســی و بامحـــبت با کودک صحبـت میـــ‌ـــکــنند، نهــ‌ـــتنها عشق و محبت را با بیـــان احساســـات به کودک آموزش میـــ‌ــدهــنـــد، بلکــه با آموزش صبر و تحمــل در برابر احــساســات منـــفی، آســیبـ‌ـــپـذیری عاطفی کودکــشــان را هم کاهش میـــ‌ـــدهـــند.

متاسفانـــه بعدها با ورود کودک به محیطـــ‌ـــهـای آموزشی این موضوع روی درس و اطـاعت از معـلــم متـمـــرکـــز میـ‌ـــشود و در محـیط‌هـای کاری هم که تنــها کار، درآمـد و بهــره شغلــی مدنــظـر است و هیچ ارزشـی برای هوش عاطــفـی و ایـجـــاد فرصــت بررســی و بیـــان احــساسات افــراد قائل نمـیـ‌شوند، بیــشــتــر تقویت می‌شود. تقویت آن هم بالــطبـــع منجر به گستــرش بســیـــاری از اخـتـلـــالـــات روانــ‌ــتـنـی و روانـــ‌ــپـــزشـکی میـــ‌شود.

درمـــان

معمولا درمانـــگــران در ایـن حوزه برای درمان کودک از «بازی‌درمانی» استفـاده می‌ـــکــنـــنـــد. بازی برای کودک لذتـــ‌بـــخـش اسـت و نه‌تنـها باعث سازمانـــدهی ذهن و ایـجــاد امـــنـــیت روانی در او می‌شود، بلـکــه بهـــ‌ــدلـیـل ویژگـــی نمـادی بودن آن اجــازه می‌ــدهد کودک احــســـاسات، نیازهـا و افـکار خود را به صورت کارآمــد در موقعیتـــ‌ــهــای مخــتـلــف زنــدگی بهـ‌ـعنوان یک مهـارت شنـاســـایی و توصیـــف کند.

بازی‌ـدرمانی برای کودکان مبـــتـــلـا به نشـانگــان الکـســـیـــ‌ـــتایمـیــا به دو صورت انــفرادی و گروهی انجـام میـ‌شود. در بازی انــفـرادی معـمولا بازیــ‌ـدرمانگــر با اســـتـفاده از بازی کلــمات احــساسی کمــک میـــ‌کند کودک به شناســایـــی و ابراز احسـاسات و هیــجانــات خوشایـــنـد و ناخوشایــنــد خود در قالــب کلــمـــات بپـردازد و از این طریـق خودابرازی او بهـبود یابد، اما در بازی گروهی هدف درمـانــگـــر این است که کودک علـاوه بر یادگیــری مهارت ارتــبـــاطی و اجتـماعی با دیگـران، ویژگــی‌ــهای مثبـت و منفــی خود را در نتـیــجـــه ارزیابـی دیگران و بازخورد آنــهــا، شنــاســـایی کند و بهداشــت روانی خود را افزایـــش دهد.

مقابلـــه با بیـمـاری

خوشبــختــانـه بیمــاری الـــکـــسـیــ‌ـتـایمــیـا با مراجعــه به مشــاور و روان‌درمـــانگر قابـل‌ـدرمان است؛ یعــنی کار درمـــان زیـــرنـظـر روان‌ـــپزشــک است که بهـــ‌طور عمـــده از روانــ‌ـدرمانـــی اســتفـاده می‌کند. برای درمـان، شنــاخــت فرد را نسبت به احساسات و عواطـــف خود و دیــگران افزایش می‌ـدهنــد و از این طریق موجب ارتقــای خودابـــرازی و ایجـــاد روابط همـــدلـــانـــه در او می‌شوند. با این حال اگر افراد به درمـانـــگـر یا روان‌شنـاس دستــرسـی ندارند می‌ــتوانــند با انــجـام این کارهـــا به بهبود احســاســـات و درنـهـــایـــت توانـــایی توصیـــف و ابـــراز احـســاســـات دست یابند.

در گام نخــســت افــراد بایـد از احـسـاسـات خود آگاه باشـــند و این آگاهـی نیـز از راه پذیـرش احساســات خوشایـند و ناخوشاینـــد، شنـــاســـایــی عکســ‌ــالعمـــل‌ــهــای فیــزیــکــی در برابــر احـســـاسات مختـــلــف، یادگیـــری کلمـــات بیـــشـتـــر برای بیـان احساســات و فهمیـدن علـــت بروز احـــسـاسات در خود و تجزیــه و تحلـــیـــل احساسات پیـچــیده به دست می‌ـآیـد.

در گام دوم افــراد باید احساساتـشان را به دیــگـــران بگویند. بنابرایــن در ایــن مرحله باید خودشــان برای حرف زدن درباره‌ احـساسـاتـ‌ خود با دیگران پیشــ‌ــقـــدم شوند؛ یعنی وقتی میـ‌خواهـــنــد دربـــاره احساســاتشـان حرف بزننــد باید جمله خود را با ضمـیر «من» شروع کنــند چون ضریــب امـنیت ارتــبـــاط را بالـــا میــ‌ـبرد و از طرف دیگـــر نشـــان می‌ــدهــد افراد مسوولیـت احـــســاســـات خود را میـ‌ـــپــذیرند. به علــاوه وقتـی کســـی حرف میـــ‌ــزنـد کاملا به او توجه کنند و با استـفاده از پاسخــ‌ـــهـای غیــرکـلامی بازخورد همدلــانـه‌ــای داشــته باشــند. در گام سوم هم روی احســـاســات خود از طریـــق نوشتـــن آنـهــا، آرامـــ‌ــسازی، تنفس آگــاهــانـــه، ورزش و تشویق خود هنگـام داشتن احـــساسات خوشایــند کار کنـــنــد و مهــارت‌هـــای لازم را در ابراز آن به دســت آورنـد.

بیماری کوری احساسی چند نوع علامت دارد!

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.