تخم گذاری کردن شیطان در کجای بدن انسان است؟

شیطان از همه راه های برای اخفال و گناهکار شدن افراد می اندیشد و زیاد تلاش می نماید که افراد به گناهانشان فکر نمایند در این مرحله لحظه تخمگذاری شیطان در ذهن و فکر انسان می باشد اگر او مرتکب گناه شود شیطان موفق شده و او را از راه خدا به راه خودش منحرف می نماید در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر تخم گذاری کردن شیطان در کجای بدن انسان است؟ را درسایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

یکـی از کانون هایـــی که در وجود انـــســـان سرچشـــمـــه کارهــا است تفکر و انــدیشه است. فکـــر سالم محصول و بازده سالـــم و پاک دارد و فکر آلوده بازده ناسـالـــم و آلوده خواهــد داشت.

فكـــر آن باشــد كه بگـشاید رهـــى راه آن باشـــد كه پیــش آیــد شهى

گاهی شده اسـت که با ایـــنــکـه ذهــن و فکرمــان مشـغول اسـت اما چشـــم خود را به منظره ی زیبایی می دوزیـم و از آن منــظره لذت هم می بریم اما این حالت در ما زیــاد به طول نمی انــجامـــد و احساس می کنیـــم آشــفـــتــه حالیــم! مقـداری که تأمل می کنــیـم متوجه می شویم که ذهـــن در حال پردازش به موضوعاتی اســت که دقایـقــی قبل درگــیـر آن بوده اســـت …

ایـــن به خاطــر ایــن اســـت که فکــر و ذهـــن آدمی به اموری که برای او موضوعیت دارند، توجه می کنــنــد. اگـر یک مسئله ای برای ما خیلی مهــم جلوه کند، درون ما به آن مشـــغول می شود و فکـر ما در خلوت و جلوت به آن می پردازد.

با این مقدمـه برویم سراغ موضوع اصلی خودمان یعنی فكـــر گناه:
در منــابـع دیـنـــی ما بابـی است بر این که فكــر گنـاه تا به مرحلــه عمل نرســـیده، انسان را جهـنـمـی نمی کنـــد؛ برخلــاف نیـت و فكــر كار نیـــك كه اگر به وسیـلـه مانـعی به مرحــلـه عمـل هم نرسد، در نزد خدا به منـزله همـــان عمل خوب شمـــرده شده و بابــی می شود برای بهــشتی شدن بنـــدگان.

که البـتـه ایـــن بدین معنــا نیــسـت که انسان در برابر خوراک هایی که به ذهن خود می دهد رها و آزاد بوده و مسئولیـــتـــی ندارد و می تواند هر موضوع گنـاه و شومی را در احـاطه ی فکـر خود قرار دهـد، چرا که این افــکـار منجــر به این خواهـنــد شد که آدمـــی کم کم از وسط دنـیـای انسـانیـت به دیواره ها و از دیواره ها کم کم به بیرون از ایـــن دنیـا هدایـت شود.

در روایـتــی حضـــرت علـــی(علـیـه الـــســـلـام) می فرمـــایـــنـد: كسی كه بســـیار دربـــاره گنــاهان بیــندیـشد ، بزهـكاری او را به خویش فرا می خواند.(غررالـــحكــم ، ج 5 ، ص 321)

فکـــر گنــاه و انـجـام ندادن آن مثـل این اســت كه از هیـزمی در خانـــه ای فقــط دود متـــصــاعـــد گردد و آتـش نگیرد. درسـت اســت تا زمـــانـی كه آتش شعـــله ور نشود، آن خانه و اتـــاق نمـی سوزد، اما دودش خانـــه را سیـاه و تیره می سازد و هنگـــامی كه این فعـل به عمـــل منتهی می شود، دل و صاحب دل هر دو خواهـنــد سوخت.

بنـــابر این ما مسئول هســـتیــم، مسئول تک تک ورودی هایـــی که به ما داده شده انــد تا با آنـها زنـدگــی کنـیم، همه ی اعـــضــای وجودی ما در برابـــر اعمـالی که از آن ها سر می زنـــد مسئول هســـتــنـــد: … إِـــنـــّـــَ الســَّـمْعـَ وَالـــْــبـــَصـَـرَ وَالـْفُــؤَادَ كُــلـــُّ أُول ئِكَ كَــانـَ عَـــنـْهُ مَـسْـؤُولاً (اســراء، 36)

… وَإـــِـــن تُبْــدُواْ مَا فِی أَــنـفُســـِـكـــُمـــْ أَوْ تُخـــْـــفـُوهُ یُحــَـــاسِبــْكُـم بِـهـِ الـلــّـــهُ فَـیــَغْـــفِرُ لِمَــن یَشَاء وَیُعَذّـِــبُ مَـــن یَشَاء وَاللـّهُ عَـلــَى كُـلّــِ شَیْءٍ قَدِـــیـــرٌ؛ … اگر چه آن را در دل داریـد، آشكار سازیـــد یا پنهـــان كنـــید، خداوند شمــا را طبـق آن محـاسبـه می كنـــد، سپـس هر كه را بخواهـــد (و شایستــگــی داشـتـــه باشد) می بخشـد، و هر كس را بخواهــد، مجـــازات می كند.

… إِنّــَ الـــّــَذِــینـــَ یُحـــِـبــُّونَ أَـــن تَـشـِـیــعـــَ الـْـفـــَـــاحِشـــَـةُ فِی الّــَذِینَ آمــَـنـــُوا لَــهــُمــْ عَذَـابـــٌ أَلــِـــیـــمـــٌ فِــی الدُّنْیــَــا وَالـْآخِـــرَةِ ؛ … كســـانی كه دوست دارنــد زشـــتی ها و كارهای بد میــان مردم با ایــمان رواج پیــدا كنـــد، عذاب دردناكـــی برای آنـــان در دنیـا و آخـرت است.(سوره نور، 19)

در روایــت داریــم که : انّـما یحشر الـناس علی نیاتهــم؛ در قیـامـت مردم بر پایـه نیـت هایشان محــشور می شوند. نیز فرمود: برخـی از دوزخیـان پیوستـه در آن باقی می مانــنـــد (با آن كه مدت محـدودی مثلــاً پنـجاه سال در دنــیـا گنــاه كرده انـــد) چون قصـــدشان ایـن بود كه اگـــر در دنیـا بمانــند – همـیـشــه گناه كنند، و بهـــشـتــیـــان از آن جهت جاویدنــد كه نیتـــشان ایــن بود كه همـــیـشـــه در طاعت خدا باشـــنـد. پس جهـــنمیـان و بهشتیان به خاطــر قصدشـان پیوسته در جهـنـم یا بهــشـت می مانــنـد. سپـس امـام ایــة قل كل یعـمـــل علـی شاكـلـتـه را تلـــاوت كرد و فرمود: یعــنــی هر كسـی بر اسـاس قصد و نیـت خویش عمــل می كنـد.(وسائل الشـیـــعـــه، ج1، ص35)

با توجه به آیـــات و روایـات وقتـــی راضــی شدن به وقوع گناهـــی از دیـــگران، پذیرفـتــنـــی نبـــاشد ، قصـــد و ارادة گناه و راضــی نمودن نفـس خویش به وقوع آن نیز گناه است، اگــر چه تحـــقـــق نیابــد.

حواسـمــان باشد آنجـــا که می فرمــاینـــد: فکــر گنــاه ، گناه نیـست هر فکری را شامــل نمی شود آن فکری را می گوینــد که صرف تصور گنــاه و پیـدایــش خطورات ذهنـــی است، یا به حســـب طبیــعــت لذت جو و منــفـعت طلب نفس، علــاقه و رغــبـت به گنـــاه در فرد وجود دارد. امــا معــرفت به خداوند، تقوای درونی یا ترس از عذاب الــهـی، مانـــع از گرایـــش به گنـــاه و عزم و ارادة بر انـــجـــام آن است که می توان از ایــن حالــت به وسوسه و مسـّ شیـــطان اشاره کرد؛ إِنـَّ الَّــذینــَ اتّـَــقـــَوا إِذا مَـــسـَّـهُــم طائِفـٌ مِنَ الشــّـــَــیطانـــِ تَـــذَكــَّر وا فَـــإِـذا هُـــم مُـبـصــِر ونَ: در حقیـــقـت، كسـانى كه [از خدا] پروا دارنـــد، چون وسوسه اى از جانب شیطـــان بدیــشـــان رسـد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند. (اعـــراف، 201)

گاهــی اوقات نیـــز قصد و نیـــت بر انـــجـام معصـــیــت وجود دارد اما به عللی – غیر از تقوا و ترس از عقوبت الهـــی ٓ آن گناه انجام نمی شود ولی با وجود شرایط انـــجام خواهــد شد که قطـــعـــاً چنــیـن قصـــدی گناه است و استــمرار و تداوم آن قصد، گناه كبـیـــره به حسـاب می آیــد.

آنــکـه به گناه می اندیـــشــد در واقـــع همچون کسی اســـت که بر لبـه پرتــگاه «ارتکاب گنـاه» قدم می زنـد، چنــیـــن کســی از سقوط ایــمن نیســـت.

در فرهنـــگ اسـلــامى، امامان معـــصوم علیـهم الـسلـــام ما را از اندیشــه و فكر گنـاه برحـــذر داشتـــنـــد تا گنـــاه را از سرچـــشمـــه بخـشكاند و آلودگى را در نطـفـه خفه كنـد و در حقـــیـقـــت پایه اعـمال را از نظـر كیـفر و پاداش روى انـــدیـــشه و نیت افراد بنا نهـاده انـد!

حـــضـرت عیـــسـى علیه الـــســلام ضمـــن گفتارى به حواریون فرمود:
«موسى بن عمران علـیه الســـلام به شما دستور داد تا زنـا نكــنــید، ولى من به شما امــر مى كنـم كه روح خود را به زنـــا خبــر ندهیـد (فكر زنا نكنــیـــد) تا چه رسد به انـجـام آن! زیرا كسى كه روح و فكرش را به زنـــا خبــر دهـــد، ماننـد كســـى اســـت كه در اطــاق رنـــگیـنـــى آتـش روشن كنـــد، دود آتـش نقشه هاى رنـــگین آن اطــاق را كثـــیـف مى كنـــد، گرچه خانه را نسوزاند!(مجــلسى، بحـــارالانوار، ج 14، ص 331)

فكر گناه، كانون تصــمـــیـــم گیرى وجود انســـان را آلوده كرده و چنـــین كانونى به تاریـكــى گناه نزدیك تر اســـت تا به سفـــیدى اطاعت الــهــى!

و نیـزقـــران کریـم می فرمـــاید: «وَذَرُوا الـــإــِثـمـِ ظَــاهــِرَــه و بَــاطِ نَــهُ»( سوره مبــارکـه انـعــام آیـه 120) فکر گنــاه هم خطرنــاک است و هم انـــسانیـــت را تاریـک می کند.

زمیــنه گنــاهان را از بین ببـــریم
ترک زمیـــنـه گنـاه سهــم به سزایــی در ترک فکـــر گنـــاه دارد از ایـن رو هر چه بیـــشتر و دقیـــق تر زمــیــنـه گناه ترک شود فکـر گنـــاه کمـــتــر به سراغ انـــســـان می آید.

فکــر انسـان مثـل یک ظرف آب اســـت . در ظرف یا خلا بایـــد باشـــد یا آب . ما می توانیم در ظرف فکرمـان ، فکـــرهــای خوب بریزیــم .

محل تخمـــگـذاری شیــطان را خراب کنــیـــم
تابحـال برایــتــان پیش آمـــده که فکرتان به چیزی مشغول شده مثلــا بیمـــاری یکی از عزیــزان یا امتحـان کنـکور . ایـن قدر فکر مشغول می شود که غذا خوردن فراموش می شود …. بنـابــر ایــن با عوض کردن مشـغولیت های فکر، خیــلـی از مشــکلـات حل می شود.

یکـــی دیـگـر از دلایـل رخنه کردن فکر گنـاه، بیکـــاری است. بیکـاری محــل تخمگــذاری شیـطـان است . حالـــا چه بیـکاری اعـــضاء و جوارح بدن باشد چه بیــکـــاری روح من .

امام علــی علـــیـه الــسلــام می فرمـایــنـد: براستـــى و حقـــیقــت كه این نفـس(انســانـــى) پیوستـــه و مرتـب به بدى امر مى كنـد در نتــیجـه هر كس آن را به خود واگـــذارد (و به كارى نگمــارد) نفــس او را به سمـــت گنـاهان مى كشـانـــد. (الغــرر والدرر، باب الــنـــفـــس ، ج 1، ص 544، ح 4)

مراقـب ورودی های فکــر باشیـم
یکی از راهــهای فکرهــای ، رها بودن ورودی های ذهن است مثـــل چشم، گوش وشکـــم و … ایـــن ورودی ها را فیلتــر بگذاریـــم و هر صحنـــه و موضوعی را در آن وارد نکنیم

مراقـب باشـــیم چه می خوریـم، خوردنــی های ما بر روی افـکــار و اعمال ما تأثــیر دارنـد… تمــام سیـــســتــم های ورودی روح خود را پاکــسازی کنیم . وقتی پاکسازی کردیــم و فیـــلتـر گذاشـیتـم دیــگــر گنـــاه به ایـــن راحـتــی ایــجـاد نخواهـد شد…

از یاد خدا لحظـه ای غفــلت نکــنــیم
اگــر دل از اخلــاق فاضلــه و یاد و ذكــر الهـــى تهــى شود، مأــمـــن و محل استقرار شیطـــان مى شود: «وَ مَـــنْ یَـعـْــشــُ عَـنــْ ذِكْـرِ الرّـَحـــْمــنِ نُقـــَــیـّـــِــضـــْ لَــهــُ شَیْطـانـــاً فَــهـــُوَ لَهـُ قَـرِـینـــٌ»؛زخرف (43)، آیه 36.؛ «هر كه از یاد خداى رحــمان روى گردانــد، شیـطـــانى را برانگــیـــزیــم تا قریـــن وى باشـد».

آن دل كه به یاد تو نباشد دل نیســت قلـبى كه به عشـقـت نطـــپد جز گِل نیـــســـت

آن كس كه ندارد به سر كوى تو راه از زنـــدگـى بى ثمـــرش حاصـــل نیســت

به یاد مرگ باشیم
ایـن یكــى دیـــگـر از چیـــزهاى بسیــار مفید اســت كه فكر گنــاه را یا از بیــن مى برد و یا كم مى كنـــد كه این به شدت و ضعـف فرو رفـــتن در فكـر مرگ بســـتگــى دارد اگر انــســـان با ایـــن واقـعــیت انس بگیـرد و مردن را باور دل سازد نقـشـــى سازنده و بالـا برنـده دارد.

چنـــانـــچه امام علـــی علــیه الــسلام می فرمـــاینــد: یاد كنــید (مرگ را) درهـم كوبنـــده لذات را و تیـــره و تلــخ كننــده شهواتــرا و دعوت كننده جدایى ها را (الـغــرر والدرر، باب الموت، ج 2، ص 159)

کلـــام آخــر:
آدمــی آن گونه زندگـــی می کند که می انــدیشـــد. گفـــتار و رفتار انـســان ، خوب یا بد، میوه های شیـــرین و تلــخ باغ انـــدیشـــه او هســـتــند پس اگـر طالـب میوه های شاداب و پر آب و زیبـــا است لازم است اندیـــشه خود را اصـــلاح کنـــد. مولوی چه نیکو فرموده اســـت :

ای برادر! تو همــه اندیـشـه ای مابـــقی ، خود ، اســتـــخوان و ریــشـه ای

گر بود انـدیـشـــه ات گل، گلشنـــی ور بود خاری ، تو هیـــمه گلخنی

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.