تصویر واقعی جن و توانایی های اجنه و داستان ارواح خبیثه و سرگردان

تصویر واقعی جن و توانایی های اجنه و داستان ارواح خبیثه و سرگردان

تصویر واقعی جن و توانایی های اجنه و داستان ارواح خبیثه و سرگردان

1.چیــســـتــی جن و روح:

جن در لغــت به معنـاى پوشیـدگـــى و پنـهـــانـى اســـت. ایـن واژه در موارد متعددی در قرآن ذکــر شده اســت و سوره‏ـــاى به همـین نام در قرآن وجود دارد که در آن برخی از ویژگــی‌های این موجود پنـهــان، بیـــان شده اســت. برطــبـق آیاتی از دیگر سورهــ‌ـــهای قرآن ایـن موجود همــانـــند انــســـان مادى بوده و از آتـــش [1] و یا آمـــیــختـهـــ‏ اى از آتش [2] آفریــده شده اســـت. و موجودى است با شعور و اراده که به اقــتــضاى طبیــعــتش از حواس بشر پوشیده اســـت و در شرایط عادى، قابل درک حسى نیـــسـت. او مانـــنـــد انـســان، مکــلف است [3] و در آخـرت برانـــگیخـــته مى‏ــشود. و در این جهان مىـ‏ توانـد مطــیع یا عاصـى، مؤمـــن یا مشـرک باشـد. [4] و مؤمـــنین آنــها در خدمــت ائمه(ع) بوده و انســانـهای مؤمــن و شیـعه را برادر خود میــ‏ خوانــنـــد. [5]

همــچنـیـن حقیـــقت و ماهــیـــت روح و نحوه فعــالیـــت آن یکـــی از پیـچیــدهـــ‌ـتریــن مســـائلی است که تا کنون دانـــش بشری قادر به درک آن نشده اســـت و همــین امـــر باعــث اختـــلاف رأــی انـــدیـشـمنـــدان دربـاره آن شده اســت به گونه ای که «به گفتــه بعضـــی از دانـــشــمنـــدان در حدود هزار نظــریه پیـــرامون حقــیقـت روح و دیـگر مســـائل مربوط به آن اظـهـــار شده است». [6]

قرآن کریــم نیز بر عدم قدرت و توانـایی انســان نسـبت به شناخت روح تأکـــیــد می‌کــنــد: «و از تو درباره “روح” سؤال مىـــ‏ـــکنند، بگو: «روح از فرمـــان پروردگـــار من است و جز انـدکـى از دانش، به شمـا داده نشــده اســت!». [7]

طبق آیات و روایــات روح انـســـان، جوهری اسـت مجــرد که زنده و توانـا و دانا و مختار اسـت که از آن به نفـس ناطـــقــه یا روان هم تعـبـیـــر میــ‌شود. [8] این موجود محدود و محـصور در زمـــان و مکان نیـســـت. به همـیـــن دلیـــل می‌توانـــد پس از مرگ از مسـائل دنیا آگاهــی پیـــدا کنـد.

تعـــلــق روح به بدن تعــلق تدبیــری اســـت، یعـنــی روح دارای حیـــات بالاصاله اســت و تا به بدن متعلق اســـت بدن نیـز از وى کســـب حیـات میــ‌کــنـــد و هنگامی که از بدن مفارقـــت نمود بدن خواص حیـــات خود را از دست میـ‌ـــدهــد و به تدریـــج متـــلـاشـــى می شود گرچــه روح همچـنان به حیـــات خود ادامه می‌دهـد. [9]

2. توانــایـــی های جن و روح:

اگرچـه جن از نظر قدرت فکــرى ضعــیـــف اســت زیـرا درک او، درکى عقـــلـى و قوى نیــست و حداکـــثــر خیـــالـــى و وهمـى اسـت ولى قدرت فیــزیکـی او زیــاد است،ـاز جمـلـــه مى‏ـتوانــد با سرعت زیـــاد کارهـــاى خارقــ‌ـالعـاده انـجـام دهـد و بارهای سنـــگیــنى را در کمتریـــن زمـــان جابـهـــ‏ جا کنــد. در قرآن مجـید داستـان حضــرت سلـیـــمان (ع)وقتى عفـــریتى از جن مدعى مىـــ‏ــشود که می تواند تخــت بلـــقیــس را در زمان بسـیار انـــدکـی از سرزمیـــن بســـیـار دوری منــتـــقل کنـــد و به نزدآن حضـــرت بیاورد، [10] حضـــرت سلــیـمـان او را تکـــذیـب نمى ‏کـــنـد. [11] ایـن دلــیـــل برقـدرت فوق العــاده اجـنه اسـت.

در باره آزار و اذیـــت جنیــان و ضرر وارد کردن به انـسانــهــا، مرحوم شیــخ مفـــیـد در کتاب «ارشـــاد» آورده اسـت: «در آثاری از ابـــن عباس نقــل شده: زمانــی که پیــامبـر اســلـــام (ص) به قصــد جنـــگ با قبـیـله بنی مصـــطلق از مدینه خارج شد، هنــگام شب به دره وحشـتنــاک و صعـــب الــعـــبوری رســـید.

اواخـــر شب جبرئیل بر آن حضـرت نازل شد و خبـر داد که طایفـه ای از جن در وسط دره جمـع شده و قصد مکـــر و شر و آزار و اذیــت شمـا و اصحـابـــتان را دارند». [12] از ایـــن قضیه معلوم می‌شود که حتی افـراد مؤمـــن و نیــکوکار ممـکن اســـت مورد آزار و اذیـــت گروه‌هـــا و افــرادی از جن قرار گیـــرنـد.

البـــتـــه باید توجه داشـــت که اگـر چه وجود جن امــری واقــعی است و آن ها در نوع خود شرور و صالـح دارند و قدرت انـــجــام کارهای بزرگ و فوق‌ـالــعاده ای دارنـد، اما واقـــعــیـــت آن است که بیـــش از انــدازه در باره این موجودات بزرگــنـــمایــی شده است و دروغ‌ـــهـا و خرافــات زیـــادى در باره ایـــن موجود در اذهـان مردم وجود دارد مثـــل اینــکـه آنهــا را صرفـــا موذی و پرآزار، کینه توز و بد رفـــتـــار میـــ‌ـــداننـد که اگــر یک ظرف آب داغ بریــزید، آنـها خانه هــایــى را به آتـــش مى ‏کشند و موهوماتــی از این قبیـــل که با هیــچ عقـــل و منطقـی منـــاسـبت ندارد و قابل قبول نیســت [13] علــاوه برای انــسان این امـــکـان وجود دارد که با اتخاذ شیوه هایـــی از آزار آنـــان در امـان بمـاند.

در باره قدرت روح بایـد گفت از آنجـــا که روح، یک امر مادّی نیسـت؛ محدودیـــت ماده را ندارد و به سان اشعـــه خورشـید که از ورای شیـشـه و ابـر به داخــل اتـاق و منــزل می‏ـــتـابــد و هیـــچ کدام از آنـــهـــا نمیــ‏توانـــد مانع از حضور و حرکـــت حیـات آفریـــن ذرّـــات آن شود، می توانـد در همه جا حاضر شود.

چنـــانــکه از آیات و روایــات اســتفـاده می شود که روح انـــسـانــهـــا پس از مرگ می تواننـد از مسائل دنــیا آگــاهـی پیــدا کنـــنـــد و ارواح مؤمنـان بر حســب قدر و انـــدازه فضیلـت شان کم و بیـــش خانواده‌ـشـــان را زیـــارت میـــ‌ـــکـــنــنـد .

[14] الـــبتــه طبق روایـــات ایـن امـتـیــازات ، اختصـــاص به ارواح مؤمنان داشته که با اذن خداوند از آزادی نسبـــی برخوردارنـــد، امــا ارواح کافران و مشــرکــان و کســـانی که اهـــل پلــیدی و ظلـــمــند، در وادی برهوت به بند کشــیـــده شده و در عقـاب اعمال خود گرفــتارنـد و نمـی توانند آزادانه رفـــت و آمــد کننـد.

بر ایـــن اساس نظریـه اذیت و آزار ارواح خبـیثـــه و سرگـــردان و تأـــثــیــر گذاری آنـان در موفقـیت یا عدم موفقـــیـــت انســـان در کارها فرضـیـه ای پوچ و تو خالـــی و عاری از ادله عقـلی، تجــربی و نقـلی اسـت؛ زیــرا پر واضح است که نه ارواح آنـقـــدر بیــکـارند که بی جهـت در کار خلـــق الـــلـــه دخـالــت کنــنـــد، [15] و نه چنـــین قدرت و اجـــازه ای از سوی خداوند دارند؛ زیــرا اوست که تنها مؤثـــر در عالم وجود است.

تصویر واقعی جن و توانایی های اجنه و داستان ارواح خبیثه و سرگردان

[1] حجر، 27: “والـــجــانــّـَ خلـــقنـاه من قبـــلُ من نارالــسموم”، و جان را از پیـش، از آتـش زهـــرآگـــیـن آفریـــدیـم.
[2] رحــمــن، 15: “وخلـق الـــجــان من مارج من نار”؛ و جن را از آمـــیخته‏ــاى از آتــش آفریدیم.
[3] حِجــر، 29-42، جن، 11-15
[4] قاموس قرآن، واژهـ‏ــى جن.
[5] نک: آیـــا جنــیـان مسلمــان و غیـر مسـلمان دارنـــد؟ ؛ میزان الـحکــمه، محمـدی ری شهــری، ناشـــر مکـتب الـــاعـــلام الاســـلامـی، 1403 ه. ق، 1362 ه. ش، ج 2 ، ص 11، ح 2658؛ اصول کافــی (متـرجــم)، ج 2، کتاب الــحجة، “باب آمــدن جن نزد ائمه(ع) و پرسـیـــدن از مسایــل دیـــنــی”، ص 243، ح 4. لازم به یادآوری است 7 حدیـث دیگر درباره جن در همیــن کتـــاب آورده شده است؛ سفــیـــنــة البـحار، للــشــیــخ عبـاس الـــقمـی، دار الاسوه، الطـــبعة الثانـــیـة، 1416 ه. ق، ج 1، باب الجــیـم بعـده الــنون، ص 673؛ معارف قرآن، اســـتـاد مصباح یزدی، ص 316 .
[6] نک: مکـارم شیـــرازی، 50 درس اصول عقــائد برای جوانـان.
[7] اسـراء، 85. «وَ یَـسـْئَلـُونَـــکَ عَنــِ الــرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِــنـــْ أَــمــْــرِ رَـبّـِـی وَ ما أُوتیتـــُمــْ مِـنَ الـْـــعـــِـــلـْــمـــِ إِـــلــاَّ قَـلیـــلـا»
[8] آنـــجـا که سخـن از ارتـبـــاط روح با جسـم اســت و تاثیر متـقــابل این دو در یکـــدیـــگــر، نام” روان” را بر آن مىـ‏ـگذاریم و آنجا که پدیــدهـ‏ـهـــاى روحى جداى از جسـم مورد بحـث قرار مى ‏گـــیـرنـــد نام روح را به کار مى ‏بریـــم.
[9] نک: ترجمـــه الـمیزان، ج ‏19، ص344.
[10] نمـــل، 40 – 30.
[11] جوادى آمـلـــی، عبـدالـــلــه، تفســیـــر موضوعى، ج1، ص 119.
[12] شیـخ مفیـد، ارشــاد، ص ۳۹۹ . ،به نقـل از سایـــت تبــیـان
[13] مکــارم شیرازی، ناصـر، تفـســیر نمونه، ج 25، دارالکــتب الـــاســلـــامـــیه، چاپ نهـم، ص155 و 156.(با دخــل و تصرف)
[14] مجلــســـى، بحارالــانوار، ج 6، ص 268 .
[15] مکــارم شیـــرازی، ناصر، ارتبــاط با ارواح، انــتـشـــارات نســـل جوان، چاپ دهم، ص162.

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.