تهمت زدن گناه نابخشودنی در نزد خداوند

تهمت زدن بسیار کار زشت و یکی از گناهان کبیره می باشد بسیاری از افراد به بیماری تهمت زدن گرفتار می باشند و همیشه سعی می نمایند آبروی یک فرد را جلوی دیگران ببرند این گونه افراد هر چقدر هم توبه نمایند خداوند از گناهشان نمی گذرد در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر تهمت زدن گناه نابخشودنی در نزد خداوند را در مجله خبری دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش مجله خبری دانستن : تــهمـت و بهــتان به اندازه اى زشت و زنـــنـده اســت که حتــى شیطان هم از انـــجام دهــنده آن دو بیـزارى مى جوید. شیـطان از رفــتـــارهاى زشـــت و اعـمال خلــاف اســـتـــقبال مى کند؛ ولى برخى از رفــتـــارهــاى ناروا آن قدر زشت و پلــیـدند که شیــطـان هم آن ها را تاءییـد نمـى کنـد. یکى از ایـن اعمــال ، نابود کردن وجهــه افراد در جامعه ، و ریــختـن آبــروى آن ها به وسیـلـه بهـــتـــان یا تهمت اســـت .

تهـمــت آثار شومى هم براى تهـمـــت زنــنده و هم براى تهمت زده شده به بار مى آورد که مى توان آن ها را در دو عنوان ذیــل جاى داد:

۱ – پیـــامد تهمت بر بعـد معــنوى انســان
در روایتـى از امام جعـــفــر صادق (علـــیـه الـــســلــام ) در ایــن باره آمـــده است :

اذا اتهـم الـــمومن اخــاه انـماث الـــایمان من قلبه کما ینـمـــاث الـــمـــلـح فى الـــمـاء[۱].
آن گاه که مومن به برادر مومنش تهـمـت زنـــد، ایـمان در دل او ذوب مى شود؛ همان گونه که نمـــک در آب ذوب مى شود.

همـان طور که از ایــن روایت بر مى آید، تهمـت موجب از بین رفـتن ایمان مومن مى شود.

در توضیح این مطلب بایــد گفــت که بسیارى از اعـمــال انسان بر ایمـــان او تاثیر مى گذارد. همچنیـــن دربــاره این اعــمــال ، دو حالـــت “انجـــام ” و “ترک” وجود دارد که هر دو حالت ، در بعد ایـمــانـــى او موثر اســـت . ترک واجـــبـات از سویى و انجام گناهـــان از سوى دیـگـــر، ایـــمـــان انـســـان را ضعـیف مى کنـــد. “ترک واجب”و “انجـام حرام ” را مى توان دو گونه از کفـــر عمـلـــى به شمار آورد که “انجــام حرام ” شامـــل “تهـــمت ” هم مى شود و ضعف و نابودى ایمان را در پى دارد.

۲ – پیـامد تهمت بر روابـــط انـســانـــى
تهمــت مایــه نابودى حریـم برادرى و روابــط انسانــى میــان افـراد جامـعـه بشـرى است و جو عدم اعـتماد و ترس از اطـــمینان را فراهم مى سازد:

امـام جعفـر صادق (علـــیـــه الـســلــام ) فرمود:

من اتهـــم اخاه فى دینه فلـــا حرمـــه بینـــهـمـا[۲].
کسى که برادر دیـنــى اش را متـهــم کنــد [= به او تهمــت بزند]، بیــنشان حرمـــتـــى وجود ندارد.

دیـــن مبـــین اسـلام ، آبرو و حرمـت مومن را بزرگ تر از کعــبـه و حتـــى قرآن دانـــسـتـه اســت و با آگــاهى از چنـــین ارزشى ، هیچ کس نباید به خود اجـــازه دهد به حریــم آبروى دیگـــران تجـاوز کنـــد

منــظور از کلـــمه “فى دیــنـه ” در جمـلــه من اتـــهـــم اخاه فى دیـــنه چه تهـــمـــت زدن به”برادر ایمانى” باشد، به این صورت که کلــمه “فى دینـه”را صفـتــى براى کلـــمه “اخـــاه” بدانــیم و چه متهــم کردن او در امور دینـى باشـــد، تفاوتى در ثمره زشت تهـمــت پدیـد نمــى آیــد؛ چرا که دین الـــاهـــى مانــنـــد ریــســـمـانى است که همـه به آن چنـگ مى زننـد و در اثر توسل به آن با هم رابـطه برادرى ایـمانـــى برقــرار مى کنـــند که ایـن پیوند از پیوند نسبـى و سبـبى بسیار محـــکــم تر اسـت . با تهـــمت زدن به برادر یا خواهر دینـــى ، ایـن رابـطه محـــکم قطــع مى شود.

انــسان عاقل و متدینـــى که به مبدا و معاد اعــتــقاد دارد، هیـــچ گاه به دیـگـرى تهـمت نمى زنـد. حتـــى اگـر انــسانـــى دین نداشته باشـد، سرشـت انـــســانى اش به او اجازه ایـن کار را نمــى دهد، مگــر آن که از فطـرت پاک انـــســـانى به خوى حیوانــى گرویده باشــد.

با بررســى این مسـاءله در جامـــعـــه ، مشاهده مى شود که افــرادى براى رسـیــدن به اهدافى شیــطـــانــى مى کوشند دیگــران را مورد “تهـــمـت” و “بهـتـان”قرار دهنــد؛ ولى در نهـایت امــر، به ذلـت و بیچارگى کشـیده خواهــنـــد شد.

موضع ابـــلــیس در برابــر تهـــمت و بهـتــان
تهـــمـت و بهـــتـــان به اندازه اى زشــت و زننــده است که حتى شیطـــان هم از انجام دهــنــده آن دو بیزارى مى جوید. شیطان از رفـــتارهاى زشــت و اعــمـــال خلاف استـــقبال مى کنـد؛ ولى برخى از رفتـارهـــاى ناروا آن قدر زشـــت و پلیـــدنــد که شیــطان هم آن ها را تاءیید نمى کنـــد. یکى از ایـــن اعمال ، نابود کردن وجهه افـــراد در جامعه ، و ریــختـــن آبروى آن ها به وسیله بهـــتـــان یا نعمـت اسـت .

امـام جعفر صادق (علـــیــه السلام ) در ایـن زمـــیـنه مى فرمـــایـــد:

من روى علــى مؤمــن روایـــه یرید بهـا شیــنــه و هدم مروءته لیسـقـط من اعیـن الــنـاس اخرجـه اللـــه من ولایتــه الى ولایـــه الــشـیــطـان ، فلــا یقـــبلـــه الـشـــیطان[۳].
اگـــر کسـى سخنــى را بر ضد مومنی نقل کند و قصدش از آن ، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجـتــماعـى اش باشــد و بخواهــد او را از چشـم مردم بیندازد، خداوند او را از محور دوستـــى خود خارج مى کند و تحت سرپــرســتـــى شیطـان قرار مى دهد؛ (ولى) شیــطـــان هم او را نمـى پذیرد.

انســـان عاقـــل و متدیــنى که به مبـــدا و معــاد اعـــتـقــاد دارد، هیــچ گاه به دیگــرى تهـــمـت نمى زنــد. حتى اگــر انســـانى دین نداشته باشد، سرشـت انسـانى اش به او اجازه این کار را نمـــى دهـد، مگــر آن که از فطــرت پاک انـــسانى به خوى حیوانـى گرویده باشـــد

راه های درمــان تهمت
پاک ساختن زبـان از آفـــت تهـمــت ، با کوششــى مداوم میســـر خواهـد بود.

درمـان این بیمارى را بایـــد با انـــدیــشه و دقت در پیــامـدهــاى زشـــت و نازیـباى آن آغـــاز کرد؛ سپــس به یادآورى مستمر آن ها پرداخــت که : «فان الــذکـــرى تنفع المومنـــین»[۴]

یادآورى پیـــامـــدهـاى تهمـت ، تنفـــر و انزجار قلبى انسـان از این رفـــتار زشت و پلیـد را در پى خواهـــد داشت و بدیــهــى اســت که تمام حرکــات درونى و برونى انـــسان ، بر پایه “دوست داشتن ” و “نفرت ورزیدن” انجـــام مى گیرد؛ از این رو مى باید در صدد ایجـاد و تقویت حالـت انــزجـــار از تهمـــت بر آمد تا بتوان به سوى ترک آن گام برداشـــت . همــچـنـیــن باید به ارزش و عظــمــت آبروى دیگـران انـدیــشـــید تا به سادگـى به سمــت تخریب آن گام برداشت .

دین مبـــین اسـلام ، آبرو و حرمـت مۆ من را بزرگ تر از کعــبـه و حتـــى قرآن[۵] دانستـه اســـت و با آگـاهى از چنـیــن ارزشـــى ، هیـچ کس نبـاید به خود اجازه دهـــد به حریم آبـــروى دیگـــران تجاوز کند. تقویت حســن ظن و حمـل رفــتـار دیـگران بر وجه نیـــکو، راه دیـــگـرى براى درمــان این بیمـارى نابود کننــده است .

تهمت زدن گناه نابخشودنی در نزد خداوند

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.