جدایی نفسیه روشن از همسر خلبانش + بیوگرافی نفسیه روشن

نفیسه روشن خبر جدایی او از همسر خلبانش در فضای مجازی جنجال برانگیز شده است همیشه از زندگی با همسرش گلایه مند می باشد و می گوید زندگی با یک خلبان خیلی سخت است او باید همیشه آماده برای یک ماموریت باشد که برنامه های تفریحی مان را کار شوهرم خراب می نماید در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر جدایی نفسیه روشن از همسر خلبانش و بیوگرافی نفسیه روشن را در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش سایت مجله دانستن : نفیسه روشن ( متولد ۱۳ اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ در تهران ) هنرپیشه سینما , تلویزیون و بازی زنده کشور‌ایران است .وی در محله گلشن صبا تهران به عالم آمده و دارنده مدرک لیسانس فقه و حقوق و دستمزد اسلامی است .

نفیسه روشن کیست؟

به قسم احسان علیخانی , قهرمان روایت روز جاری ما , دختر جوانیست که خیر به واسطه سلفی با ببر ,بلکه بخاطر نقش آفرینی در فیلم ها و سریال های متعدد در یک ده سال اخیر , به باشگاه سلبریتی های برنا اهل ایران وارد شد .نفیسه روشن , متولد اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ در محله گلشن صبا در خیابان شریعتی تهران است .وی یک‌سری سال پیش با یک خلبان وصلت کرد و اکنون , علاوه بر سلفی در قفس حیوان‌ها ,سلفی در کابین هواپیما هم به توده لوکیشن های خودنگاره ایشان بیش تر شده‌است .

نفیسه روشن , اعم از جسور ترین بازیگر های زن سینما و تلویزیون کشور ایران است
که با این‌که خیر بدل فعالیت است و خیر در قضیه حیوان ها تخصص و کار ماهر داشته ,ولی علاقه حقیقی به آن‌ها سبب ساز شده تا در مزرعه خانوادگی , با حیوان ها اهلی
و وحشی همراه شده و با آن‌ها معاش نماید . اما نفیسه , یک سوارکار ماهر و پشتوانه حیوان هابوده و دراین مورد , در کمپ های حمایت از حیوان‌ها دوچندان عمل داشته است .

چه بسا تصنعی اش نیز برای خیلی ها ترسناک و چندش آور است , چه رسد به . . .

ایشان با این‌که لیسانس فقه و حقوق و دستمزد اسلامی از کالج آزاد اسلامی دارااست
و قصد داشت با گذراندن عصر وکالت , یکی وکلای تهرانی شود , ولی علاقه به
هنر و هنرمندی سبب ساز شد تا او , عطای حقوق و دستمزد و وکالت و حقوق و دستمزد های آنچنانی و پرونده های مالامال فراز و نشیب اش را به لقایش ببخشد و خاک صحنه را ترجیح دهد

وی از تیم تلویزیونی کمکم کن به کارگردانی قاسم جعفری در فصل پاییز ۸۱ به
رسانه ملی آمد و ظرف یک ده سال اخیر , در ۱۶ سریال تلویزیونی بازی نقش نموده است .
ساختمان ۸۵ مهدی فخیم زاده , دارا و ندار قریه نمکی , پنج کیلومتر تا پردیس علیرضا افخمی ,
هنگامی برای عاشقی محمد حسین لطیفی و برابر با اصل جلال الدین دری , ۵ فعالیت جدیدیست که از خانم روشن در یاد داریم .

 

این ۵ سریال در مسافت سالیان ۸۹ تا ۹۳ , در کانال های گوناگون سیما با حضور ایشان به نمایش در آمد . ولی , کهن ها , بازی او‌را در سریال دارای اسم و رسم و مالامال تماشاچی زمان قریب کیانوش عیاری که در فصل‌پاییز ۸۳ به تلویزیون آمد هم به یاد دارا‌هستند .
ایشان تا کنون در ۴ فیلم سینمایی اجرای نقش نموده است که :
تحلیل به کارگردانی کاظم راست گفتار , بشر ها اثر محسن توکلی , مامان زن درود خسرو ملکانو شاخه گلی برای عروس توان الله میرزایی از آن جمله است .

در تعدادی سال اخیر به غیر از سریال تهران دریست سپهر محمدی که در کانال خانگی به نمایش درآمده است , عمل جدیدی از ایشان مشاهده نکردیم .

خبر نو از این بازیگر دلداده حیوان ها آن که قرار است اولیه تجربه تئاتری وی در سالن سنگلج , بزودی روی صحنه برود .اما می بایست طولانی تر کنیم که نفیسه روشن , صرفا دلداده حیوان‌ها نیست .

وی به فرهنگ وتمدن کشور ایران هم علاقه می ورزد و از مد و جامه خویش هم , برای ابراز این عشق و علاقه استفاده می نماید .
اخیراً , طرح مانتو ایشان که با طرح برح آزادی ( آرم تهران ) جلب دقت کرد , رفلکس رسانه ای گسترده ای در مرزو بوم به همراه آورد .
خبرپراکنی طلاق از همسرش را کتمان کرد و اظهار کرد :
بزودی از روش مراجع ذیصلاح رسمی این زمینه را به جد پیگیری خواهم کرد .

گفتگو با نفیسه روشن

قرار بر این بود که یک گفتگوی دو نفره با نفیسه روشن و همسرش داشته باشیم .چندین باری قرارمان بر نیز خورد , تمامی عمل کردیم تا یک گفتگوی دو نفره در زمینه ی دو شغل مشقت بار داشته باشیم ;
بازیگری و خلبانی . هر دو شغلی که نیازمند ماموریت های کاری طولانی استو معاش با یکی‌از آنان طاقت فرسا است , چه رسد که دو نفر باشند و دو شغل دشوار .

همچنین که می‌بینید , در لحظه های پایان گشوده نیز نشد که همسر نفیسه روش ما‌را در‌این مذاکره ملازمت و همراهی نماید .
خودش صرفا آمد و معذرت خواهی کرد از پرواز دقیقه ۹۰!
صحیح همان گونه که خودش می گوید , معاش با یک خلبان خیلی طاقت فرسا است . طرح ریزی برای مهاجرت طاقت فرساتر .

بعد از گذشت دو سال هنوز نتوانسته اند یک سفر درست و حسابی با هم بروند.ساعتی با نفیسه روشن نشستیم و از زندگی با یک خلبان، سفر و کار و زندگی و … پرسیدیم؛گفتگویی که همه چیز در آن وجود دارد.

 

معاش در اسمان

معاش با یک خلبان چطور است؟

– معاش با یک خلبان خیلی مشقت بار است .مثالش همین برنامه و قرار روز جاری ما است یا این که نمونه دیگرش طرح ریزی برای هجرت است .یک هفته می می گردد که برنامه سفرمان را می ریزیم , چمدان نیز می بندیم و در مسافت یک ارتباط تلفنی همگی چیز بر نیز می ریزد .
به خصوص در فصل های مالامال مهاجرت که هیچ خبری از مرخصی نیست .فصل هایی مثل فصل‌تابستان یا این که نوروز .بعضی وقت ها اینجانب , نیز مرد منزل ام و نیز زن منزل . تعدادی مسئولیت ها بر دوش خویش اینجانب است .

اوایل وصلت پول آب و برق منزل را نمی دادم و در انتظار می نشستم که خودش بیاید بدهد
البته پس از یک دوران متوجه شدم که پرداخت نکردن قبض ها قادر است سبب به انقطاع شدن آب و برق شود .
( خنده ) خیلی دشوار است .

یکی‌از برجسته ترین رنج هایش کجاست؟

– یک کدام از برجسته ترین مشقت هایش نبودنش در لحظه هایی است که اینجانب توقع دارم کنار اینجانب باشد .برای مثال همین عید این سال کمبود .اینجانب وقت متعددی را گذاشتم و با وسواس دوچندان هفت سین گزینش کردم و چیدم البته لحظه سال تحویل کنار اینجانب کمبود . چهارشنبه اهل سوریه کمبود .خیلی از مراسم و زمان هایی که اینجانب دوست دارم کنارم باشد , نیست .از سمت دیگر در‌صورتی‌که از بهنام بپرسند معاش با یک هنرپیشه چطور است , پاسخ می‌دهد خیلی سخت!
خیلی اوقات وی است و اینجانب نیستم و ماجرای یکی بود , یکی کمبود قصه معاش اینجانب و بهنام است .

چطور این مشکلات را مدیر می کنید؟

– پروردگار را شکر هر دوی ما شیدا عمل نیز هستیم .
همانقدر که وی داده ها سینمایی به اینجانب می‌دهد و خبرهای پیش تولیدهای سینما و تلویزیون را به اینجانب میدهد و بعضی وقت ها من‌را تعجب زده می کند!
با این داده ها دادن در زمینه‌ی عمل اینجانب , میخواهد بگوید که به فکرم می‌باشد و دوست دارااست که اینجانب در کارم ترقی کنم .
یادم است که راز سریال «دربند» بودم .

سریالی که سال قبل ده سال فجر از کانال سه سیما روی آنتن رفت . برای این سریال , ۶۰ روز متواتر شمال بودم .
طاقت فرسا است که ۶۰ روز همسرت را نبینی .
البته خب کنار آمد .
دیدنی خیس اینجا بود که اینجانب ۱۲ ظهر به تهران رسیدم و وی ۶ صبح برای ۱۵ روز ماموریت کاری رفت .
روی نیز رفته ۷۵ روز همدیگر را ندیدیم .

به خاطر عشق و علاقه ای که به نیز داریم به شغل همدیگر احترام میگذاریم .
از طرف دیگر اینجانب میدانم که همسرم اسکادران هواپیمایی است که یک‌سری صد نفر مسافر دارااست و می بایست محیط آرامی برای وی آماده شود و آهسته باشد .
خاطرش از زمین و زمینی ها گرم باشد که بتواند با ادب راز کارش باشد .
به همین خاطر ما همت میکنیم که با متانت معاش کنیم و این وقار را به یکدیگر منتقل کنیم .

زمان هایی که عصبانی می‌شوید چه عمل می کنید؟

– هنگامی که خیلی عصبانی می‌شوم , همت می‌کنم کتاب بخوانم یا این که فیلم ببینم . کارهایی که حواسم را پرت نماید .اما بیشتر از اینها خواب برایم لذتبخش است .
اینجانب مدام وقت هایی که عصبانی میشوم , می خوابم و هنگامی از خواب بلند میشوم , همگی چیز از نخستین شروع میشود .چشمم را مجدد گشوده میکنم و با خودم می‌گویم که اینجانب می‌توانم لحظه و روزم را یک دسته دیگر استارت کنم .

در‌این دو سال به طفل دار شدن تامل کرده اید؟

– در تمام این دو سال به کودک دار شدن تاءمل نکردیم .درین دو سال تمام کارهایی که دوست داشتم انجام دهم را انجام دادم و وی مدام مشوقم بود .خیلی از همکارانم با وی دوست می باشند و ارتباط خیر با آنان دارااست .پروردگار را شکر میکنم , به این دلیل که شم می‌کنم مهم‌ترین بخش معاش آن گزیده است که با کسی همراه می شوی .
این که ان همراه چه کسی باشد خیلی با اهمیت است .وی همراه اینجانب است و تامل می کن درحال حاضر دو دوست عالی هستیم البته هنوز خصوصیت های یک والدین عالی را نداریم .
فعلا به نوپا دار شدن تفکر نمیکنیم .

 

زندگی در مسافرت

آیا حقیقتا به خاطر شغل همسرتان دایم در هجرت هستید؟

– خیلی ها فکر‌می کنند در صورتی یک شناخت را در یک شیوه و ترابری داشته باشند , میتوانند دایم در مسافرت باشند .به هیچ عنوان اینطور نیست .
نخستین این که در صورتی‌که همسر اینجانب دایم در مسافرت است , سفرهای کاری است و تفریحی نیستکه اینجانب بتوانم کنارش باشم و وقتی را با نیز بگذرانیم و برویم گردش .دایم فکرش مراقبت جان اشخاصی است که تحت عنوان مسافر در هواپیما حضور دارا هستند و یک جهان دیده توقع دارا‌هستند .

درهرمورد مدیر یک هواپیما و تندرست رساندن آن به مقصد خیلی مسئولیت سنگینی است .میدانید زمانی روی زمین باشید و وسیله نقلیه تان حاد شود , یک ترمز می زنید و کنار می ایستید و در انتظار یاری میمانیدالبته در شرایطی‌که خدای ناکرده واقعه بدی در طول ۲۵ تا ۳۰ هزار پایی بیفتد , پای هیچ کس روی زمین نیست .اینجانب این فهم و شعور را نسبت به شغلش دارم .خیلی کم زمان این دست داده که ما با نیز به هجرت برویم .

پیش آمده که اینجانب می خواستم به شهر مشهد بروم و خلبان به عبارتی هواپیما همسرم بوده ,در به عبارتی زمان یک ساعته که در دست داشتیم , همدیگر را دیدیم ولی خیلی کم اتفاق افتاده که با نیز به سفر برویم .تاءمل میکنم که احتمالا دو یا این که سه توشه شده که جدا از کارمان , با مرخصی به هجرت برویم .

مذاکره با نفیسه روشن

کدام یک از سفرهای دو نفره تان برایتان ماندگار خیس است؟

– او‌لین سفری که با نیز رفتیم و خیلی برای اینجانب جالب بود , سه سال پیش بود .ما نامزد بودیم و اینجانب برای کمپانی در فستیوال نوروزی کیش دعوت شده بودم . اینجانب و مادرم قرار بود برویم .

بلیط را برای ما صادر کرده بودند و قرار شدکه بلیط ها را از خویش فرودگاه تحویل بگیریم .از آنجایی که اینجانب خیلی دختر مغروری هستم و هر اتفاقی را با جزئییات تعریف نمی‌کنم ,خیلی کلی به بهنام زنگ زدم و گفتم قرار است برویم کیش .وی نیز اظهار‌کرد سفرتان به تندرست , اینجانب نیز فردا پرواز دارم البته برنامه ام را از کمپانی نگرفتم .

به فرودگاه رفتم و با دوستانم تماس گرفتم که بپرسم از کجا می بایست بلیط را تحویل بگیرم .
رفتم بلیط را گرفتم و با بهنام تماس گرفتم که در صورتی فرصتی میباشد اورا در فرودگاه ببینم .
از اینجانب نام ایرلاین و ساعت پرواز را پرسید و زمانی پاسخ دادم , ذکر کرد که‌این پرواز اینجانب است .
برای اینجانب خیلی احساس نیکی داشت ولی وی پاره ای دستپاچه شده بود . تامل می‌کردم که جوک می نماید اماوقتی با اتوبوس به هواپیما رسیدیم , متوجه شدم که خیر ;
حقیقتا وی بالا ایستاده است و خیلی شادمان شدم .

به عبارتی اولیه آمد و درود کرد و عملکرد کرد مادرم را آهسته نماید
به این دلیل‌که مامان اینجانب از پرواز می ترسد البته خب تمام بازه پرواز تنها از پنجره خارج را تماشا می‌کرد .
نمی دانم آن موقع صرفا از پرواز میترسید یا این که این‌که می دانست دامادش پشت هواپیما نشسته است .
( خنده ) یاد خیلی شیرینی بود و برای اینجانب ثبت شد .
دفعات بعدی یه خرده تکراری شده بود البته دفعه اولیه حادثه جالبی بود .

خبرهای نحس

– این نگرش که هواپیماهای کشور‌ایران مدام سقوط می نمایند , نگرش اشتباهی است .
اینجانب بارها و بارها چشم ام که پیشین از پرواز تمام مورد ها بررسی می‌شود .
به دور تا بدور هواپیما را بررسی می نمایند . بهنام می گوید :
«جان اینجانب برای خودم خیلی دارای اهمیت است به این دلیل‌که اینجانب نیز خانواده ای دارم که دیده توقع اینجانب است , به همین خاطر خیلی احتیاط میکنم . »
خیر صرفا اینجانب , کلیه میگویند که شایسته ترین خلبان های جهان اهل ایران می باشند .

همین پایانی پرواز , ایرباس که روی زمین نشست , خلبان اهل ایران بود و وقتی که روی زمین نشست , درفش جمهوری اسلامی ایران را لرزاند .این برای اینجانب خیلی افتخارآمیز است .مردمان به عبارتی موقع دیدند که بهنام می‌آید و میرود .
ابعاد به گوشم رسید که مسافران پرواز این برداشت را کرده اندکه خانم روشن یک هنرپیشه است و به همین خاطر به کابین خلبان دعوت گردیده اند .صحیح انند خیلی از عکس هایی که بازیگران را در کابین هواپیما می‌بینیم .

مصاحبه با نفیسه روشن

این جوک ها را با اینجانب می نمایند یا این که همین فصل‌تابستان سفری به شهر مشهد داشتم ,در راهرو که می رفتم چهار یا این که پنج نفری بودند که پشت رمز اینجانب بودند و دایم با خودشان می گفتندن که ا سقوط میکنیم و …

به عبارتی موقع شم کردم که یکی‌از آن‌ها به دیگری ضربه ای زد و اذعان کرد که آهسته خیس , همسر خانم روشن , خلبان همین هواپیما است .برخوردهای بامزه ای در زمان پرواز میگردد .
چه بسا در‌صورتی‌که با ایرلاین های دیگر مهاجرت کنم نیز مردمان میگویند زیرا همسرش سر گروه هواپیما است , با این پواز مهاجرت می نماید .بعداز تزویج سفرهای هوایی بامزه ای داشتم .

وقتی که خبر سقوط هواپیما را می شنوید نگران می شوید؟

– از شنیدن هر خبر سقوط هواپیمایی که می شنوم , خیلی نگران میشوم .یادم می باشد هنگامی که خبر سقوط هواپیمای اخیر را شنیدم راز صحنه سریال «کپی برابر اصل» بودم .هنگامی که که‌این اتفاق افتاد , در وایبر به اینجانب خبر رسید و اینجانب می دانستم که همسرم به عبارتی موقع صبح پرواز داشت!

یکی دوستان خوب صمیمی ام به اینجانب زنگ زد و پرسید که می‌دانی هواپیما سقوط کرده؟
آن موقع هیچ فعالیت دیگری به غیر از فغان کردن نمی توانستم انجام دهم . مرخصی گرفتم و دیگر نمی توانستم فعالیت کنم , گوشی بهنام نیز خاموش بود و داده ها پرواز نیز پاسخ صحت نمی اعطا کرد .حالم خیلی بعد از آن بود .

هنگامی بعداز نیم ساعت شماره اش را روی تلفن همراه دیدم , صرفا گفتم پروردگار را شکر .
آن‌گاه با نیز کلام کردیم و اظهار کرد که ما در هم اکنون آغاز زدن بودیم که آن هواپیما جلوی ما به‌زمین‌خورد و ما بدون چاره دیم طاقت کنیم و اتفاقات دیگر .خیلی اندوهگین شدم که آن کلیه عزیز هلاک شد .

همیاران متعددی را از کف داد و سر گروه آن هواپیما معلم بهنام بد و البته خب از طرف دیگر پروردگار را شکر کردم که‌این واقعه برای بهنام نیفتاد .تاءمل کنم تمامی ما این میزان از خودخواهی را داریم که دوست نداشته باشیم حادثه بدی برای عزیزمان بیفتد .اینجانب این را بعداز مرگ هنرمندعزیزمان مرتضی پاشایی دیدم .آن مراسم باشکوهی که برای وی برگزار شد .
اندوه می‌تواند صرفا برای حیف کردن عزیزت نباشد . هنگامی هر که دوست داستنی دل تان است از عالم برود , غمگین می شوی .

اسب حیوان نجیبی نیست

برای هجرت چه وسیله ای را ترجیح می دهید؟

– برای سفر هواپیما را ترجیح می دهم .از به عبارتی دوران کودکی شیفته هواپیما بودم .
مادرم مدام تعریف می نماید و می گوید که هیچوقت تاءمل نمیکرد که اینجانب همسر یک خلبان بشوم .از به عبارتی دوران کودکی هنگامی با هواپیما هجرت می‌کردم , منرا از بغل مادرم می گرفتند و به کابین خلبان می بردند!

یکی‌از بازی های بچگی اینجانب در پرواز این بود که پایان از همگی می رفتم
و تمام پاکت های پرواز را دانه به دانه عده می‌کردم و پایان رمز به مهماندار می دادم!
برخی اوقات نیز به علاقه صابون های کوچک به توالت هواپیما می رفتم .

خودرو فردی را نیز در حالی که یکسری اتومبیل پی درپی باشیم ترجیح می دهم .
مهاجرت های نوع جمعی سفر تنهایی با یک اتومبیل را دوست ندارم . نسبت به مهاجرت با کشتی فوبیا دارم .بعداز تماشای تایتانیک , اندیشه می‌کنم که تمام کشتی ها غرق می شوند! به نظرم قطار نیز خیلی نماید است .

در شرایطی که وسیله ای وجود نداشته باشد چطور؟

– چنانچه هیچ وسیله نقلیه ای نباشد , ترجیح می دهم با اسب هجرت کنم . احتمالا این عشق و علاقه اینجانب به اسب به کودکی ام بازگردد .از به عبارتی دوران بچگی , تمام اثاثیه التحریر مکتب ام , عکس اسب داشت . از کلاسور بگیرید تا کیف و جامدادی و … یک اسب سپید شاخدار .دوران کودکی اینجانب تجهیزات متعددی کمبود که طفل ها بتوانند سوارکاری یاد بگیرند .

 

تا زمان کالج که یک زمان سوارکاری رفتم البته به خاطر کلاس های دانش گاه وعمل زمان یادگرفتن دیدن را نداشتم تا این‌که درسم به انتها رسید و مجال پیدا کردم .از همین دوس ال پیش تصمیم گرفتم سراغ کارهایی بروم که دوست داشتم . یک کدام از آن‌ها سوارکاری بود .
فصل بهار , فصل تابستان و چه بسا فصل پاییز که هوا خیلی سرد نیست , تمام تفریح اینجانب سوارکاری است .

چه بسا در‌صورتی‌که نتوانم سوارکاری کنم , می‌روم و اسب ها را تماشا

حقیقتا اسب حیوان نجیبی است؟

– این‌که کلیه میگویند اسب حیوان نجیبی است را نمی فهمم , به نظرم خیلی نیز حیوانا نانجیبی است .خیلی نیز خودخواه است .ممکن است به خاطر این باشد که هر چه بارش کنی و از وی سواری بگیرید , صدایش درنمی آید ,نهایتا معصومانه نگاهت می نماید و یک کناره می ایستد ولی در حالتی که بیش تر از مقدار سوارش باشیدو خسته اش فرمایید و هر دو دستش را خسته فرمایید , چهار نعل میرود و یک کناره خیلی شیک , تو‌را ذیل می اندازد!

 

چنانچه نیز سواری صحیح از وی نگیرید , لج می نماید و یک جای سم روی شست پایتان میگذارد .یک توشه در اکنون تمرینات توسعه یافته بودم که اسب خودم نیز فقدان .یک اسب آموزشی بود .سوار شدن روی هر اسبی فرق می نماید , از وضعیت سنی اش بگیرید تا تربیتی .هنگامی اسب خودتان را سوار گردید , آن وفاداری را به صاحبش دارااست .

 

اسب آموزشی که اینجانب سوارش بودم , سن متعددی داشت و خیلی نیز بی شکیبایی بود .
یک به دور روی دست راست سواری کردم و یک بدور روی دست چپ , هنگامی که قرار شد بدور پایان را بزنیم , احساس کردم خسته شده‌است .به همین خاطر تصمیم گرفتم به دور پایان را بزنم البته خیلی شیک در محور من را به زمین پرت کرد و در سمت اصطبلش رفت .

تکرار معاش قبلی

از حالا و هوای سریال «کپی برابر اصل» بگویید؟

– چیزی که تا همین لحظه از بازخوردهای مردمان گرفته ام , متوجه شدم که راضی می باشند .
بعداز بازه ها یک سریال دیدیم که کنار یک قصه خانوادگی با مشاجره و کشمکش های معمول , مسائلی ابلاغ می‌شود که به درد میخورد .قشر خاصی از مردمان مدام با حقوق و دستمزد در رابطه می باشند .خیلی از مردمان گذرشان به مساله حقوقی نمی افتد مگر این‌که خلل دادگاهی داشته باشند .خیلی به مشکلات ورثه , کارها دادیاری , وکالت و … به مردمان نکته می‌دهد و همگی میگویند که حیف همین ۱۴ نصیب است .

 

تفکر میکنم همان طور که سریال «۱۲۵» ساخته می گردد و به مشکلات معاش حریق نشان ها که خیلی نیز قشر زحمتکشی می باشند , سه محرمانه سریال ساخت می‌شود ;
می بایست در حوزه حقوقی نیز عمل ساخته شود به این دلیل‌که مردمان به شدت از سریال ها تاثیر میگیرند و میتوانند چندین نکته مازاد یاد بگیرند .به نظرم فعالیت خیر و خوبی است و خودم نیز دوستش دارم به این دلیل‌که «شیده» جزء اینجانب است .

 

یازده سال پیش که دانشجوی حقوق و دستمزد بودم و کارورزی میکردم و دوست داشتم کانون وکلا حتما پذیرش نحس و …
تکراری از معاش قبلی اینجانب بود البته بازی کردنش خیلی مشقت بار بود .
هر کسی چند خصوصیت هایی دارااست که برای خودش است ولی زمانی در قالب یک فیلمنامه قرار میگیرید , می بایست از آن خصوصیات بدور گردید .
بایستی خودی گردید که در یک چارچوب قرار گرفته است .
یک جاهایی برای اینجانب دیدنی بود و یک جاهای دیگر مشقت بار .

معاش تان چقدر مشغول لبه است؟

– مدتی است که یک کناره عجیبی به وسیله تنی چند از همکارانم برایم اتفاق افتاده .نمی دانم می بایست نام آن را چه چیزی بگذارم .برای اینجانب این لبه را صحیح کرده بودند که نفیسه روشن تزویج نموده است و همسرش به وی اذن عمل کردن نمی دهد!دو هفته پیش یکی همکارانم را دیدم که با تعجب از اینجانب پرسید مگر تو می توانی فعالیت کنی؟

به شهرستان نیز بیایی؟
در پاسخ گفتم که آره . پیشین از این نیز ۶۰ روز شمال بودم .

آن‌گاه اذعان کرد که برای یک سریال خیلی عالی کانال ۳ دنبال اینجانب می گشتند و دستیار کارگردان آن سریال گفته بود نفیسه روشن تزویج نموده است و همسرش اذن نمی دهد برای عمل به شمال بیاید!
در حالی که اینجانب راز فعالیت دیگری ۶۰ روز شمال بودم .اندیشه میکنم که تمام این اتفاقات از روی بخل و حسادت است .

 

اتفاقاتی که مشابه این است ;همین یکسری روز پیش بود که رستوران آقای کاظمی را سوزاندن!خب رستوران را می توان نوسازی کرد ولی ضربه ای که با این صحبت ها به منطقه کاری زده میگردد را نمی‌توان جبران کرد .اینجانب دوست دارم که همینجا این خبر را تکذیب کنم
و هر هر که که‌این صحبت را شنید , تماس بگیرد و از خویش اینجانب بپرسد که آیا اینجانب میتوانم بازی کنم یا این که نه؟

دو روی معاش

چطور دستمزد خواندید البته هنرپیشه شدید؟

– از ۹ سالگی در کانون رشد فکری کودک ها عمل میکردم .دوران دبستان و متوسطه مدام در تئاترهای مکتب فعالیت میکردم و شیفته هنر بودمالبته پدرم مدام می بیان کرد که خوبتر است نظیر پزشک اصفهانی باشی .وی یک پزشک و خواننده عالی است .

می توانی یک نماینده قانونی عالی باشی و بازیگری را ادامه دهی و در آنهم عالی باشی .در صورتی خدای ناکرده در بازیگری به مشکلی برخوردی , یک تحصیلات آکادمیک از یک شغل دیگر را داشته باشی که بتوانی یک فعالیت دیگر را نیز انجام دهی .با نیز شرط کردیم که آن ها در هنر من را راز صحنه ببرند و مشوق اینجانب بودند .

اینجانب نیز مدام عهد می دادم درسم را بخوانم و حقیقتا بخشی از شاگرداول ها بودم .
یک‌سری ترمی بورسیه شدم و با تخفیف خیلی متعددی ترم بعدی را نام نویسی کردم .
یک عهدوپیمان دو طرفه بود که پاسخ نیز اعطا کرد .

چرا وکالت را ادامه ندادید؟

– هرگز پیش نیامد که دو شغله بودن را محافظت کنم .دستمزد , فن ای است که برای نماینده قانونی شدن یا این که قاضی بودن بایستی جذبه ای را داشته باشید .خودبا‌وری و روحیه محکمی که با چهار قطره اشک و آه و زاری دلت برای آنان نسوزد .عالی قضاوت نمائید و حق را به کسی بدهید که حقیقتا سزاوارش است . اینجانب این روحیه را نداشتم .

 

در به عبارتی عصر کارورزی , دلم به اکنون مجرمی که شیون می‌کرد می سوخت! به عبارتی موقع به اینجانب گفتند که به درد این شغل نمیخورم .هنر لطافتی داراست که با روحیه اینجانب سازگار است .اینجانب به علاقه , صلح و دوستی , بخشندگی و معرفت باور دارم و به همین خاطر خودم را در این مسیر محکمتر کردم .خیلی زمان ها به پباده سازی , دکور یا این که چه بسا نگارگری اندیشه کردم البته به بازیگری که مهندس یا این که دکتر معالج باشد , تفکر نکردم .آنان کارهای رنج است که به نیکی می‌تواند درگیرت نماید .در شرایطی‌که بخواهی کارشناس خیر و خوبی باشی , به نظرم خیلی سرگرم می‌شوید ولی در صورتی تنها به چنگ آوردن یک گواهی شرط باشد , هر مدرکی قادر است کناره منزل بماند و خاک بخورد .

جدایی نفسیه روشن از همسر خلبانش + بیوگرافی نفسیه روشن

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.