جنایت عروس و دامادها در شب زفاف

عروس و دامادهایی که همدیگر را در شب عروسی یا شب زفاف به قتل رساندند این عروس و دامادها که عشق اول خود را نتوانستند فراموش نمایند و باعث شد که عروس را به قتل برسانند این ماه عسل ها تبدیل به شب جنایت شد در ادامه جزئیات بیشتر جنایت عروس و دامادها در شب زفاف را در مجله خبری دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش مجله خبری دانستن : انــتـظار میــ‌ــرود ماه عســـل یکــی از شادتـرین لحظـــاتـــی باشـد که تازه عروس و داماد تجربه می‌ـــکنـنــد. متـاســـفـانــه در مورد زوج‌هــای زیـر، ماه عســل پایــان رابــطـــه شان بوده است. در ایــن ازدواج ها، یکــی از عروس و دامـاد به این نتـــیجـه میـ‌ـــرســند که تنهــایی شادتر خواهنـــد بود. الــبتــه می‌ـــتوانــســتـــنـــد طلـــاق هم بگیرنـد، امـــا ظاهـرا هنوز سرشار از احـــســاسـات گرم و عاشقانــه بودنـــد و تصــمیم گرفتـند همــســـرشــان را به جای طلاق بکـــشـــند.

ساچـــین میـــشرا

ساچیـــن میشرا مجـبور شده بود همـــســـر اول خود را طلـاق دهــد. او یک سال بعـــد تصـــمـیم به ازدواج مجدد گرفت. با ایــن حال نتوانــسـتـــه بود همـــســـر اول خود را فراموش کنــد. ساچـیـــن اغـــلـب با او صحبـــت میــ‌کرد و برایـش هدیـــه می‌خـــرید. ایـــن رابـطــه ازدواج جدیدش را تحت تاثـــیر قرار داده و باعث می‌ــشد مدام با هم بحث کننـــد.

ساچیــن بعـد از دو ماه تصمیم گرفت همسر جدیـــدش، کانـــاک را به ماه عسـل ببـــرد. او و کانــاک یک شب قبـــل از اینکـــه به کوه بروند، در هتــل ماندند. آنـ‌ـــها شروع به بحـث دربـاره همـــســر اول ساچین کردنـد که ساچیـن به کانـاک حمله کرد. او با یک سنـــگ تیـز به سرش ضربـــه زد، یک چنــگـال در بدنش فرو کرد و او را از صخره پرت کرد. سپـس به ایـــستگــاه پلــیـــس رفــت و به آنــ‌ـهـــا گفـت: همـــســـرش هنگـــام شنـــا در رودخـانه غرق شده اســت. پلیـس غواصــان خود را به رودخانه فرستاد که بعـد از دو ساعــت دست خالـــی بازگشتــنــد. افســـران ویدئوی ضبـط شده این منــطـقه را دیدنـــد، اما هیـــچ ردی از کانـــاک نیافـتنــد. آن‌ــهـــا تصــمــیم گرفـتـــند دوباره ساچیـــن را بازجویی کنـنـد که ایـن بار او به قتــل اعتـــراف کرد.

آرور مارتین

آرور مارتین و پیـــتر اشــمـیـــت در سال ۱۹۹۱ در کوهنوری با هم آشـنـا شدنـد. ایــن زوج به سرعــت از هم خوششان آمــد و با هم بیـــشتــر دیـــدار کردند. امــا سال بعــد اشمـیت با اورسولا دیشامـپ ازدواج کرد. این ازدواج به سرعت تلـخ شد و اورسولا قبول کرد با پلیــس دربــاره بیـــمــه ای که شامــل اشـــمیـــت هم می شد صحبت کند.

اشــمـــیـت همـســـرش را راضـی کرد با هم به رانـنـــدگـی بروند و سپـــس ماشیـن را به سمت کانـــال رانــد، ولی قبل از اینــکــه خودرو در آب بیــفتد از آن بیرون پرید. اورسولا سعـی کرد از خودرو بیـــرون بیایـــد، امـا اشمـیــت سرش را زیر آب نگــه داشت تا غرق شود. مسئولیـن به ایــن ماجرا مظنون شدنــد، امــا نتوانسـتنــد شواهــد کافی پیـــدا کنـد. اشـــمیــت تنـهــا به سه سال آزادی مشــروط محـــکوم شد. بعد‌هـــا مشــخـص شد که او ۵۰۰ هزار دلـــار از بیمـه عمـــر دریـافت کرده است.

چنــد سال بعـــد نامــزد قدیمـــی اشمــیـت، آرور مارتیـن با مارک ون بیـــرز آشـنـا شد. آن‌ـــها ازدواج کردنــد و به ماه عسل رفــتــنــد. ون بیـرز در حال راننــدگی متوجه فردی در کنـار جاده شد و کنــار کشـــید. اشمـیت و سه تن از دوستـانش ون بیـرز را تا حد مرگ زدنـد. آخریـن گفتــه بیــرز ایـــن بود: «لطفـا به همـســرم صدمــه نزنـیــد.» آنها ون بیرز را داخـل ماشیــن انداختـــند و آن را از صخره پایین انـداخــتنــد. آن‌ها مارتــین را کنـار جاده پیاده کردند و او با پلــیـــس تمـــاس گرفــت. او به پلیـس گفــت: چنــد ثانـــیه قبـل از سقوط خودرو از ماشـــیـــن بیرون پریـده است. خانواده ون بیرز از این حرف بسـیار ناراحت شدنـد و وقتی آرور اصـرار کرد که ون بیرز سوخته به او مشکوک شدند.

مارتــیــن ۸۰۰۰۰۰ دلــار از بیمه دریـــافـت کرد. سپس با اشـــمــیـت به فلوریـدا رفــتنــد و به خوشگـــذرانـــی پرداخـــتـــند. مارتــیــن به دوستـشان لی ماربرگر گفت که او و اشــمــیت مرتـکـــب قتل شده انــد. اشمیت روز بعـد با ماربرگر تماس گرفت و او را تهدید کرد که به کســـی چیزی نگوید. امـا ماربرگر با پلــیـــس تماس گرفــت. پلیـس هر دوی آنــ‌ـــهـا را دستـــگیر کرد. مارتـــین به ۱۵ سال و اشـمــیت به ۲۰ سال حبـــس محـکوم شدنـد. مارتـین بعـد از شش سال و اشـــمیـت بعد از هفـت سال آزاد شدنـد و رابطــه خود را از سر گرفـتند.

ویدیـــالاکــشمی

خانواده ویدیـالـاکـــشـمـــی مانع ازدواج او با دوست دوران کودکــیـــش، آناند بودنــد. در عوض او را تشویق می‌کـردند با آنـــانتـارامـان، یکــی از بستــگـان قدیــمیشان ازدواج کنـــد که بسیــار ثروتمـنـد بود. او حس کرد نمیـــ‌تواند این ازدواج را رد کنـــد و پیـشنـهــادشـــان را پذیرفت. آنانـــد از او خواسـت با هم فرار کنند. اما ویدیــالاکــشمی نگــران بود مادرش سکــتـه کند. آن‌هـا تصــمیـــم گرفتـنـــد آنانــتـــارامــان را بکــشـنـــد تا بتوانـــنـد با هم باشند.

ویدیـــالاکشمـی برنامــه ماه عســلشان را با همه جزئیات ریــخـت و آن را در اختیـــار آنـــانـــد گذاشت. آنــانــد و دوستش آن‌ـــهـــا را در ماه عسل تعـــقــیـب کردنــد. ویدیالاکشــمی هر لحـظه به آنانـد پیـــام میـــ‌ـداد. آنــانـــتــارامان همــسرش را برای قایـق سواری روی دریاچه برد و سپــس روی زمـــین دراز کشیـــدنـد تا عکــس بگیرنـــد. آنــاند و دوستـش از پشت به آن‌هــا نزدیک شدنــد و آنـــانــتـارامـــان را با بند دوربـــیـــنــش خفـه کردنـد. ویدیــالاکشـــمی که شاهـــد بی جان شدن شوهرش بود گردنبـــنــد سنـــگـــیــنش را به یکـــی از قاتـلـــان داد. او منــتظر مانــد آن‌ها دور شوند و سپـــس جیـــغ زنـان به سمت دیگر رفـــت و به روستـاییان گفت که کسی گردنبـندش را دزدیــده و شوهرش را کشــتـه اســـت.

آنـــاند و دوستــش به سمــت یک خودرو رفتنـــد و از راننده خواســتـند آنـــ‌ــها را به هتل برساند. آنـــ‌ـــها به زبـان خارجـی دربـاره قتـل حرف می‌ــزدنـد که رانـــنــده آن را فهمید. راننـــده آنـ‌ــها را تا اتــاقـشان تعـــقـــیـــب کرد و در اتاق را از پشت قفل کرد و با پلــیــس تمـاس گرفت. افســـران از آنـ‌هــا بازجویی کرده و به قتـــل اعـتراف کردند. هر سه آنــ‌ـــها محـــکوم به حبـــس ابـــد شدند.

ارنـست دامولین

ارنســت دامولیــن با هلگـــا کونارد در تبلـیغــات قلـبـ‌هــای تنـــهـــا آشنـــا شد. آنـــ‌ـها بعـد از دو هفـته به اسـکــاتـلــند سفــر کردند و باهــم فرار کردنــد. در شب ازدواجــشان دامولین پیشنـهـاد کرد با هم پیـــاده روی کننــد. او میــ‌ـــخواست چراغـ‌هــای شهر را ببـیـنــنــد، با هم گپ بزننـد و از همراهــی یکدیـگــر لذت ببرنـــد. وقتـی به بالـای صخــره رسیـدنـد او را بغل کرد و به پایــیــن هل داد.

یک ملوان جسد کونارد را کشف کرد و دو افسر پلــیـــس را پیــدا کرد. انـ‌ها نزد دامولیـــن رفــتـنــد که اصرار میــ‌کـرد همـســرش تعادل خود را از دست داده و پایـیـــن افتـاده است. پلــیـس او را برای بازجویی برد و اتاق آن‌ـــهـــا را بازرسی کرد. آنـ‌ها متوجه بیمه نامـه عمر ۴۱۲۳۶۸ پوندی هلگا یک روز قبل از مرگـش شدنـد. دامولیـــن سعـی کرده بود ایــن پول را یک روز بعد از مرگ همسرش از بیـمه بگـیــرد. اما شرکـــت بیــمــه با توجه به شرایــط مرگ کونارد این مبـــلغ را به او پرداخــت نکرد. دامولین به جرم قتل همســرش به حبس ابــد محــکوم شد ولی بعد از ۱۶ سال آزاد شد.

ســیـــمـران پال سینگ بولار

سیمران پال سینـــگ بولار و سیمـانژیـت کور، چند هفــتــه بعد از ازدواجشــان به ماه عســل رفـــتند. آن‌ـــهـا بعـــد از ورود به هتل به گردش رفــتنـد، ولی دعوایشـــان شد. بولار معــتقد بود همــسرش با یکـی از اعضای خانواده رابــطه نامشـــروع دارد. به همـــیـــن دلــیـل عصــبــانــی شد و همـــسرش را مورد ضرب و شتــم قرار داد. او سیــمانـــژیت را از صخره پایـــیـن انداخـت و ۳۰ دقـیقـه منتــظــر مانــد تا مطمئن شود مرده ست. پس از قتــل شروع به فرار کرد. چنـــد روز بعد خانواده هایشــان گم شدن آن‌ــها را گزارش کردنــد. پلــیس توانــســت رد بولار را در خانه دوستـش پیـدا کنــد. او بعــد از بازجویی به قتل اعـتـراف کرد و جســـد همــسرش هم پیـدا شد. بولار محــکوم به حبـــس ابـــد شد.

مــیشل اسکوتو

میشل اسـکوتو که از اینکــه بتوانــد سریـــع و راحت پول به دســـت آورد ناامــیــد شده بود، نامـزدش، وندی تراپاگــا را متقـاعـــد کرد یک بیــمه عمــر یک میـــلیون دلــاری امــضــا کند. سپــس به او فشــار آورد با هم ازدواج کنـنــد و او را متـــقـــاعد کرد به خانواده اش به دروغ بگوید که باردار است. اسکوتو با نامزد قبلـــی خود، یولاندا کریلو ملـــاقات کرد و از نقــشه خود برای کشتــن وندی به او گفـــت. او تصمــیـــم داشت به وندی دارو دهــد و غرقـش کند. طوری که به نظر برسـد از اوردوز مرده اســت.

اســـکوتو و تراپـــاگا ازدواج کردند و اتاقـــی در یک هتل محلــی رزرو کردند. اســـکوتو همــسرش را مسموم کرد. او هوشیاری خود را از دست داد و وقتـی بیـدار شد که اسکوتو در حال تلـاش برای غرق کردن او در جکوزی بود. اسکوتو بعــد از گذاشتـــن تراپـــاگـــا در ماشـــیـــنـش، به سمت خانه کریـــلو رفـت. سپــس با هم به یک منــطقـه بیـابـانـی رفتــنــد و تراپـاگا را از ماشــین بیـرون انــداخــتنــد و آنقدر زدنـد تا بمیــرد. سپـس جسدش را روی زمین انداخــتنـــد و دور شدند.

جسد او خیلـــی زود کشـــف شد. اسکوتو به پلــیـس گفــتـــه بود که تراپاگـــا بعـد از بحــثشان هتــل را ترک کرده و از آن زمـان او را ندیده اسـت. پلیـــس مشـــکوک شد، اما شواهد کافی نداشت. دو ماه بعــد اسکوتو به دنبال پول بیـــمـــه عمــر رفت. او در یک محـاکـــمــه مدنـــی، نسخهــ‌ــهـای متــضـــادی از آنـچه شب مرگ همـســـرش اتــفاق افـتـاده بود ارائه داد و دســـتــگـــیر شد. کریلو هم در قبـــال مصونیت علــیـه او شهادت داد و اسـکوتو محـــکوم به حبـــس ابـد بدون امـــکان عفو شد.

برایـــان آمــفـری

برایــان آمــفــری سابقـه کیـــفــری طولانی داشــته است: او برای جعــل، سرقـــت، مســـائل مربوط به موادمـــخدر و … دستـــگیـر شده است. هم چنــین او به حداقل ۹ مورد تجاوز مظنون است. با این حال، کاســـانـدرا پتری تصمـــیـم گرفت گذشـــته اش را نادیده بگیرد و با او ازدواج کنــد. رابـــطـه آن‌ـــهـــا پر از مشکـل بود. آمــفـری یک مرد شرور بود که یک بار آن قدر او را زد که بسـتـــری شد. پتــری از او شکـایت کرد. آمفـــری به خانه اش رفــت و تهـدید کرد که خانه اش را می‌ــسوزاند. او ماشـیـن پتـــری را دزدید و حســـاب بانکـــی اش را خالی کرد.

در حالـــی که در زنـــدان بود پتری از او طلـاق گرفـــت. امــا گاهی به ملــاقاتـــش در زندان می‌رفـت. وقتـــی آمــفــری آزاد شد نزد پتری برگـشـت. آنـ‌هـــا تصـمـــیــم گرفـتنـــد دوباره با هم ازدواج کنند و چند هفـتــه بعد به ماه عسل رفـــتــند. آمـــفری با چاقو به او حمله کرد و جسدش را در حمام شسـت و او را با ملــحفـه پوشاند. خانواده پتـری که نگران شده بودنـــد با پلیـــس تماس گرفتـنـد. پلـیـس جسد او را با چنـدیـــن زخـم پیـــدا کرد. آمـفـــری دســـتگـیـــر شد و محــکوم به قتل درجــه دو و ۳۵ سال زنـدان شد.

کلودیوس جیـــمــز گیـــسیک

ساموئل کوری توانسـت دوستــش، کلودیوس را متـــقاعــد کند با یک دختـر برای پول بیـــمـــه ازدواج کنــد. کلودیوس پاتـــریـــکیــا آن آلبــانوسکـــی را انــتــخـاب کرد و به او پیــشــنـهاد ازدواج داد. آلـبانوسکی شک داشـــت و کلودیوس از ساموئل خواسـت او را متـــقـــاعد کند. او موفق شد و آلـــبانوسکـی پیشــنهـاد ازدواجش را پذیرفـــت. آنـــ‌ـهـــا به سرعــت ازدواج کردنــد و دو روز بعـــد کلودیوس بیــمه عمری به ارزش ۳۵۰۰۰۰ دلار برای او خریـد.

آن‌هـا برای ماه عسل به نیواورلئان رفتـنـــد. کلودیوس عروس خود را در بیـــشتر مدت سفــر تنـــهـــا گذاشـــت. او مشـــغول برنامه ریـــزی قتـــل با ساموئل بود و یک شب دیـــروقت به اتـــاقـــشان برگــشــت و به آلبـانوسکی گفــت: میــ‌ـخواهد اردک‌هـــا را به او نشــان دهــد. آنـ‌هـــا در تاریـکـی به رودخــانــه رفــتنـــد و چند دقیقـه قبل از ایـنکـــه به هتـــل برگـردند کنار رودخــانه ماندنـد.

ساموئل ماشیـــن خودرو را پارک کرد و با چراغ به کلودیوس علامـت داد که آماده اسـت. کلودیوس هم با چراغ قوه خود سه بار به او علامــت داد. سپس همـــســرش را به خیابــان پرت کرد و ساموئل با ماشـیـــن از روی او عبور و سپـــس فرار کرد. آلـبانوسکی به بیـمـــارستـان برده شد و چند ساعت بعـــد مرد.

مادرش نامهـــ‌ای به پلـــیــس نوشت و اشاره کرد که دخـترش چنــد ساعت قبــل از مرگ با خانــه تمـــاس گرفـتـه و در مورد مبــلـــغ زیـادی که بیــمـــه شده نگـــران است. پلیس از کلودیوس بازجویی کرد و او را قانع کرد علـــیـه ساموئل شهادت دهــد تا محـکومیتـش کم شود. کلودیوس به ۲۱ سال زندان محکوم شد، اما پس از ۱۲ سال آزاد شد. ساموئل محکوم به مرگ شد که بعـد به حبس ابـــد کاهـش یافت.

جنایت عروس و دامادها در شب زفاف + تصاویر

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.