درختان شگفت انگیز و زیبا در مناطقی از جهان

درختانی که اززمان های قدیم در دنیا در حال رشد می باشند منظره های زیبایی را به این منطقه ها داده اند جنگل هایی که درختان زیبایی دارند درختان به منطقه های جنگلی و دشت ها زیبایی خاصی را می دهند ریشه ها و ساقه های برخی از درختان بسیار عجیب و جالب می باشد در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر درختان شگفت انگیز و زیبا در مناطقی از جهانرا در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش سایت دانستن: از یك بذر كوچك راهی به دشواری از میـــان سنـگـــ‌ـها و گل‌هـــای سفـــت به‌سوی آسـمان باز میـ‌ـــشود‌. ایــنگونه است كه جوانــه به نهــال و نهــال به درخــتی تنومند تبـــدیـــل میــ‌ـــشود. میوه‌های این درخت در درازای تاریـــخ همـــچــنان تازه و الـــهامـــ‌بـخش، هر روز با رنگ و بویی تازه جان آدمی را صفا می‌بـخشـنـد؛ گاهـــی نغـــمهـــ‌ـــای، گاهی نقـــشی از یك درخـت و گاهی شعــری یا داســـتـــانی. درخــت همچون آیـنـهــ‌ــای است كه آدمــی مسـیر متـــلــاطــم زنـــدگـیـــ‌اش را از تولد تا مرگ در آن میـــ‌ـــبــیــند. او بیمـ‌ــها و امیدهـــایــش را در وجود درخت مشـاهده میـ‌كــنـــد و میوه‌هـای رمــزآلودش را مز مزه میـــ‌كنـــد.

میــراث كهن


واژۀ گواتمـــالـا كه در اصل به معـنـــی درخـتـــزار یا مكانـی دارای درخـت‌ـــهـــای بسیار اسـت، اشاره به طبـــیـعـــت سرســبـــز و پر از درخت ایـــن سرزمــین اسـتوایی و زیبـــا دارد. درخت ابریــشم گرمســـیــری یا پنبــه هنــدی كه نام لاتــیـــن آن سیــبـاست در كشور گواتــمـالا بهــ‌ـعـنوان یكی از نمــادهای مهــم ملـــی به‌ـحســاب می‌آید. سیــبـــا درختی بلــنــد اســت كه ارتـــفاع آن گاه به بیـــش از ۷۰متــر میـ‌ـرسد. در طول تاریخ كهـــن منـطقه آمـریـكای مركزی و بخــشـــ‌هــای شمـالــی آمـریكای جنوبی، داســـتـان‌ها و اسطورهـــ‌های گوناگونی در ارتـبـاط با ایـن درخت شكـل گرفـــتهـ‌ـــانـد. برخی از قبــایــل جنـگـل‌هـای آمازون بر ایــن باور بودنــد كه خدایـان‌ـــشـــان در ایــن درخـــت به سر می‌ـــبرنــد. نزد اقوام مایـا این درخـــت دنیــای زیـــرزمـــین را به جهان آسمانی پیوند می‌ـــداد. این باور اخـیـر در بسیاری از آثـار هنری آنـــهـــا به شكـــلی نمادیـــن بهـــ‌ـصورت یك ساقه ستـبـر نمایـش داده می‌ــشـد.

در پاره‌ــای از آیـینـــ‌ـــهای سنتـی مایاها بخــشـــ‌هایـی از این درخت همـــچون سنبـلـــه خاردار مخـروطی شكـــل آن بازسازی و در ظرفـ‌ـهایی همـچون بخوردان قرارداده میـــ‌ـــشـد. هنوز در مناطـقــی كه میراثـ‌داران سنــت‌ــهـــای كهن مایاهــا هســـتـــند برخی از كشـاورزان وقتـی حیـــن آماده‌ســازی زمیـــنـــ‌ـهای كشــاورزی به درخت سیـبـایی برخورد كنــنـــد كه در مكانی نامــنــاســب قرارگـــرفتــه باشــد، بهــ‌خـاطــر احـتــرامـــی كه برای ایــن درخـــت در فرهـــنــگ‌شان ریـــشـــه دوانـیده آن‌ـرا در سر جای خود نگـــاه میـــ‌ــدارند. در سال ۱۹۵۵درخت سیبــا به‌عـنوان درخت ملـی گواتـــمالـــا اعــلام و قوانینی در جهــت حفـــظ آن صادر شد. مشـهورتریـن درخـت سیــبـــای گواتـمـــالا در شهـر پالـین با قدمـــت بیـش از ۴۰۰سال قرار گرفـــتـــه اســـت.

پدر پاركـ‌هـــای ملــی

روشنـــ‌تـرین مسیر شنـاخـت جهان از میـان جنــگــلــ‌های وحشــی میـ‌ــگــذرد. این گفتــه كسی اســـت كه از او با عنوان پدر پارك‌ـــهــای ملــی یاد میـ‌ـشود. جان موییــر ۱۱ سال داشت كه به همـــراه پدر و مادرش از اسكــاتــلـــنـــد به ایـــالـــات متحـده مهـاجـــرت كرد. او تا پایان عمـرش هیچ‌گـــاه فرهـــنـــگ و طبــیعت زیبـای سرزمـین مادری‌ــاش را از یاد نبــرد و حتی با وجود اقامـــت طولانـــی در ایـــالـــات متـحــده لهـــجـه غلیظ اسـكـاتلنـدی‌اش تغـــیـــیر نیافت.

وقتــی كه ۲۲سال داشت روزی در حال اســـتــراحت با یكــی از دوستـــانـش زیـر یك درخـت اقاقـیـا به موضوعی برخورد كرد كه به گفتـه خودش تأثـیر زیــادی در شكــل‌ـــگـیـری آیندۀ او داشت. دوستـــش گلی از درخـــت كنـد و به او نشـان داد و یادآور شد كه ایـن درخت تنومنـــد از خانواده نخود بوده و در واقع؛ بذری شبیــه به نخود تبدیل به چنـــین درخــتی شده‌اســـت.

این رخـــداد به گفــته خودش، باعـث شد كه روح او به دنـیــای جنگـل و انبوه درختان پرواز كنــد. چنــد سال بعد حادثه‌ـای باعـث شد كه خطــر نابـــینـــا شدن از بیـخ گوشش رد شود و بعــد از چنـد هفته بســتری شدن در تاریكـی به ایــن نتـــیـــجـــه رسـیـد كه خداوند گاهی با زبـــان غیب درســ‌ـــهایـی به آدمـــی میــ‌دهد. او به این نتیـــجه رسیــد كه بهـ‌ـــدست آوردن دوباره نعـــمـت دیـــدن پیامی اســت برای او تا به‌دنـــبــال علاقه اصــلـیــ‌ــاش؛ یعــنی همان مطالــعـــه طبیــعت بپردازد.

او در سال ۱۸۶۷مســـیر ۱۶۰۰كیلومتری كنتـــاكی تا فلوریدا را با پای پیاده از میان طبـــیعـــت وحشـــی و جنگلـ‌های انـــبوه پیمود. مدتی بعد، حدود دو سال در پارك یوسمتـــی در كلبـــه‌ـای در كنـــار جویبــار به سر برد و به مطـــالــعـــه گیـاهــان و درختان آنـــجـــا مبادرت ورزیـد. در اینجا بود كه در جریــان بازدیـــد گروهی از پژوهشــگران، شخــصی به او پیــشـنهــاد كرســـی اســتادی در دانشگــاه هاروارد را كرد، ولی موییر در جوابش نوشت كه حتـــی یك برای یك لحــظه هم این جلوه‌گاه عظــیم الهی را به قصـــد تدریــس در دانشـگـاه رها نخواهــم كرد!

او در این مكــان به پژوهشـ‌های زمـیــنـــ‌ـــشـــنـاســـی مبــادرت ورزید؛ ازجــملـــه ایــنكـه به شكلــ‌ـگـیری بخـشی از درهـ‌هـــای ایــن منـطــقـــه بر اثر فرسـایــش قطـــعـــات بزرگ یخ اشـــاره كرد. این نظــریه برخـلاف نظریات دانـشــگــاهی آن زمـــان در مورد مكــان مورد نظر بود و به همیــن دلـــیل عده‌‌‌ای ایـــن نظـریه را چندان جدی نگرفـتنـد، ولی پژوهشـــ‌هـای بعــدی درســتـی نظر موییـــر را به اثـــبات رســانــیــد. موییـــر در ادامه فعـــالـیـــتـــ‌هایــش با همكـــاری تعدادی از دوستداران محیطـ‌ـــزیـست، تمهیــدات لازم را برای حفـاظـت قانونی و مؤثـر از پارك‌ـهــای ملـــی همــچون پارك یوسمتـی به انـــجام رسانــیــد.

او در راستــای مطالـعــاتـش چنـدیـــن كتـــاب منــتشــر كرد و به باورهـای فلســفی عمیـــقــی درباره ارتــبـــاط انــسـان با طبـــیـعــت دسـت یافـــت. او باشگـاه سیــرا را تأسیــس كرد كه بعــد از او نقــش مهـــمی در حفاظت از محـــیــط‌زیـسـت طبــیـــعی بر عهـــده داشــت. امــروزه یاد او به شكلـ‌های گوناگونی گرامــی داشــتـه می‌شود و هر جا كه صحـــبت از پاركـ‌هــای ملـــی و ضرورت حفــظ و احیاء آنهـــا باشـــد، بهــ‌ـاحـتـــمــال زیاد نامی از او به میـــان می‌آید.

بیست و یكــم آوریل هر سال در ایـــالت كالـیفــرنـیــا روز موییر نامگــذاری شده كه در آن یاد ایـــن دانشمنــد بزرگ گرامی داشتــه می‌شود. كوه موییـــر در كالــیفرنیا ازجـمله مكانــ‌ـهایــی اســـت كه به یاد او نامــگذاری شده است. علــاوه بر ایـــن، نام او بر چندیـن مكـــان دیگر نیز ازجـــمـله یخچــال طبیـعــی، گذرگــاه، قلۀ كوه، جنـگل، ساحـــل، دانـــشـكده و اتوبان گذاشته شده اسـت.

الفـبـای درخـــتـــی

اقوام سلتــی ساكن بریتـــانـــیـا و ایـــرلـــند در سدهـــ‌ـهـــای نخــســت میــلـــادی از خطــی استفاده میـــ‌كردند كه اوگام نام داشـــت. الــفبــای این خط كه از ۲۰حرف تشكیــل شده بود، از تعـــدادی خطوط عمودی و افـــقــی چســـبــیـده به هم تشـكیل شده‌ــبود. نكتۀ جالب درخــصوص ایــن حروف آن بود كه نام هركـــدام از آنــها با نام یك درخـــت گره خورده بود. در واقع وجود جنگلــ‌هــای انبوه و رمـــزآلود در این منــاطق با گونه‌ــهــای متنوع درختـــان به شكـــلـــ‌ـــگیــری اســاطـــیـــر و داستانـ‌ـهـای متــعددی در ارتــبـــاط با درخــتــان دامـــن زده و در سایـر وجوه فرهـنـگی آنـها ریشـــه دوانیـده بود. به‌ـطور مثـــال نخســتـــین حرف الـــفـــبای اوگام حرف «ب» یا «بی» انـــگــلـــیســـی اســت كه نام آن در ایـن الفـبـــا همــان نام درخــت توس اســـت. درخـــت توس نزد سلــتـــیـ‌ـهــا با باززایـی، نوشدن و جوانی در ارتباط اســت.

جهــان بالا

در سرزمـــیـن زمـــســـتانــ‌های خیلــی سرد در شرق روسیــه یك جمــهوری تركــ‌ــنـشیـن به نام یاقوتســتان كه به زبان روسی به آن «ساخــت» می‌ـگویند، با وسعــتـــی بیــش از كشور آرژانتـیــن قرار گرفته است. شرایط اقلـــیـمی سخت در ایـن منطــقـه جمــعیت زیــادی را پذیـــرا نیـــســـت و بومیان آن به یك میلیون نفـــر نمـــی‌رســـنـد، ولی آداب كهن آنـــها هنوز زنده و پویا به حیات خود ادامه میـ‌ـدهــد. اسطوره‌ـهـای كهـن یاكوتی‌ها كیهان را به سه بخش بالـــایی یا بهـــشـــتی، زمـینی و زیــرزمـــیــنی تقـــســیم میـ‌كـنـد. مفـهوم درخـت زندگـی نزد این اقوام موضوعی شنـــاخـــته شده اســـت. درخـت زنـدگـی نمـــادی است كه سه بخـش كیـــهــان را به هم مرتبــط میـ‌ـــكند. ریـــشه‌هـای این درخت نمادیـــن به درون سردی و تاریـــكـی زیر زمـــیــن فرورفــته و ساقـــه آن روی زمیــن و شاخــه‌ــهــای بلـندش به آســـمان سربـــركشـــیـــده است.

درخــت زندگی، نمادی از جریان انـرژی اســـت كه زندگی را روی زمین ممــكـــن ساختــه اســـت. شمـَن‌ـــهــا كه بزرگان و عالـــمان آیینی ایـــن قبایـــل بودهــ‌ــاند و با عالم رمـــز و راز و پیـــشـیـــنــیان قوم سرو كار دارنـــد، بر این باورنــد كه روح شمــن بزرگـی كه قبلــاً درگـذشته در میان ریشـهــ‌های یك درخت توس بهـــ‌ــســر میـــ‌برد. شاخـهـــ‌ـــهــای این درخت در اختیــار شمـنـــ‌هــای جوان قرار میـ‌ــگیرد تا اســـبـابی شود برای ارتـــبـاط آنهـا با درخـت كیهـانی زندگی. از چوب ایـــن درخت طبـلـــ‌هــایـی ساخــتــه میــ‌شوند كه در مراسم آییــنی شمن‌هــا مورد استــفــاده قرار میـــ‌گیرد.آن‌هــا بر این باورنـد كه صدایـی كه از این طبلـــ‌هـــا بر میـــ‌ــخـــیزد به جهــان بالا سیر می‌ـــكـند.

باغـــی دیــگر

باغ‌ـــهای كنار خلیــج طرح بزرگ و بسیـار پیـــشـــرفــتـه‌ـــای در كشور كوچك سنگاپور اســت كه فضــای كنونی آن به بیش از یكــصد هكـــتـــار میــ‌ـرســد. در سال ۲۰۰۵میلـادی این طرح از سوی نخــستـــ‌وزیر وقت اعـلام و بر پایـه آن قرار شد فضـای شهری بیش از پیش با فضای سبز طبـیـعـــی پوشانــده شود. ایــن طرح در واقـــع یكی از طرحــ‌هــای فضای سبـــز بزرگ در سطــح جهــان بهــ‌شمــار می‌ـآید كه با همكـــاری شركــتـــ‌هــای مختــلف بیـــن‌الـــمـللی و متخصـصان حوزهــ‌ـهــای گوناگون طراحـــی شهـری و فضــای سبـــز صورت گرفـتـــه است.

در ایـــن مجـموعه جذاب و دیدنــی بخشـــ‌ـــهـــای مخــتــلفی قرارگرفـــتـــه اسـت ازجــمــله گنبــد گل، جنگل ابـــرهــا، جاده هوایی، برجـ‌ـهـــای درخت، دریاچهـ‌هـای اژدهای پرنده و مرغ ماهـــیــخوار وكلــاه‌ـــفـــرنــگـــی خورشـیـد. در میــان ایــن بخـش‌ها آثـار گوناگون هنری همـــچون نگــارهـــ‌ــهـا و پیكرهـ‌هـــای كوچك و بزرگ خودنـــمــایـی میـ‌ـكنند. گنـبد گل در واقـــع یك گلخــانه شیـــشـــهـ‌ــای اســت كه در نوع خود بزرگــ‌ــتــریــن نمونه در جهـان به‌ـشمار میـ‌آیـد.

ارتـفاع ایـــن گلـــخانه ۳۸متر اســت و در داخـل آن گیـــاهان گوناگونی از نقـاط مخــتلـف جهان همـچون مدیترانـــه و آمریـكــای جنوبی در معــرض دید قرار گرفـتـــهـــ‌ـــاســـت. در بخـش جنگل ابـــرهــا گیــاهــانی كه در ارتـــفـــاعــات كوهســتانـی و سرد روییده‌ـانــد، به نمـایـــش درآمده و گذر از طبـقــات آن تجربـــهـــ‌ای شبــیــه به كوهنوردی در هوای خنـك كوهستان را به ذهـن بیـنـــندگـــان متبــادر میــ‌ـــســـازد. برجــ‌ـهای درخـت در واقـــع هجـــده سازه بلـــنـد با ارتــفـاعــ‌هـایـــی بین ۲۵تا ۵۰متر هسـتـنــد كه شبـیـه به درخت طراحـی شده و در واقـــع نوعی باغـ‌ـــهــای عمودی بهـــ‌حســـاب میـــ‌آیـنـد.

در این باغ‌ـهـای عمودی انواع گلــ‌ها و گیاهان به زیــبـــاتـــرین شكل ممكـن كاشــته شده و در بالـای ایــن سازهـــ‌هـــا باتـری‌ـــهای خورشــیـــدی نور لازم را برای نورپردازی در شب فراهـــم میـ‌ـكـــنــند.از فراز پل ارتـــبـــاطــی بیـــن برج‌ـهـا، چشــمــ‌انداز زیــبایـی از باغ و شهــر برای بازدیدكننــدگان فراهـــم شده است. در بخـشـــ‌هـای مخـــتلف این باغ قهوه‌ـــخـانهــ‌ها و رستورانـ‌ـهـــای متـــعددی پذیـرای بازدیـــدكنندگـــان هستند.

در جست‌وجوی بیـ‌مـــرگی


« واق واق» درختـــی افســانهــ‌ــای نزد فرهـنـگـــ‌های كهن بهـ‌ــشــمـــار می‌آید. در تمدن یونان باســتان این درخـــت در كنــار معبــد زئوس میــ‌روییــد و قدرت پیشـــگویی داشـت. نزد یونانـــیـان درخت مزبور در زمــان حیـاتـش نه‌تــنـــهــا قادر به سخــن گفـــتــن با آدمـیــان بود؛ بلكــه پس از قطـــع و تبدیـــل شدن به چوب و ساخـتــه شدن كشتی و قایــق از آن، همـچنـــان قادر به سخـنگویی بود و سرنشیــنــان كشــتی را از خطرهـای موجود در سر راه آگـاه میــ‌ـسـاخت. نزد پیروان آییـــن میــتــرا ایــن درخـــت در هنگـــام روز دارای برگ و شب هنـــگـــام دارای سرهای سخــنگویی از انســان و حیوانــات بود.

در هنرهــای سنتـی شرقـــی ازجــمــلــه ایـران و هنــد نمونه‌ـهای گوناگونی از آثـــار را با الـهـــام از ایـن افسانه در نقـاشیــ‌، فرش، فلــزكاری و غیره میـ‌ــتوان مشاهده كرد. یكـی از نمونهـ‌ـــهــای مشـــهور در ایـــن زمــیـنــه برگی از یك نسخـه شاهنامـه تولیـد‌ـشــده در دربار ایلـخـــانان مغول اســت كه در آن تصویری از اسـكـــنـدر مقـــدونی سوار بر اســـب ایستاده در مقــابـــل درخـت واق واق كشـیــده شده اســـت. طبـــق افـــسانـه‌ـــهــا، وقتــی اســـكنـــدر در جریان فتوحاتش و در جســت‌وجوی آب حیـات و بی‌مـرگـی به پایـــان دنیـــا رسید به درختـی برخورد كه دارای دو ساقــه اصلی بود. روی یكی از این ساقهـ‌هـــا سرهای مردانی بود كه هنـگـام روز با صدایـی مهــیـــب سخــن می‌ــگفتـــند و روی ساقـــه دیـگــر آن، سرهای زنـانــی قرار داشـــت كه شب با صدایـی لطــیف سخن میـــ‌ـــگـــفــتنـــد. سرهـــای مرد به اسكــندر می‌ـــگفـتنـــد كه او به آنـچه از جهـانگــشـــایی میـ‌ــخواسـتـــه رسیـــده است و هنگام چهـــاردهمیــن سال سلـطــنـت بایــد منـــتظر باشد كه با تاج و تخــت خداحــافــظــی كنـد:

كه چنــدی سكنـــدر چه پوید به دَـــهــر؟ كه برداشـت از نیكوی هاش بهر
ز شاهی‌اش چون سال شد بر دو هفـــت ز تخـــت بزرگـــی ببــایدش رفت

هنگام شب هم سرهای زنان به او می‌ـــگفــتـند كه تســـلــیــم طمـع نشود تا به سرگشـتـــگـی در دنـیـــا مبـتـــلا نشود. در نهـــایـت سرهــا به او گفــتنـــد كه بهــ‌ـــزودی تســـلـیـم مرگ در سرزمـینی غریب خواهد شد. در تصویری كه از این داســـتان در شاهنامــه مزبور آمـــده علاوه بر سرهــای آدمی، سرهایـی از برخی از جانوران ازجـــمـــلــه خروس، خرگوش و روباه نیـــز كشیــده شده اسـت.

انـــجــیـــر معـابد

انـــجیـر معـابد درختـی مقدس نزد بودایـــی‌ـــهـــا و هنـدوها به‌شـــمـار می‌ــآید. ارتــفـــاع این درخـــت گاهــی به ۳۰متر هم رســیــده و ساقه آن قطور اسـت. برگـــ‌ــهـای پهن با تركـهـ‌های بلـند درخـــت در هوای آرام و بدون نسیــم همواره در حركـت هستـنـــد. همین امــر باعث شده تا برخـی از بودایـی‌ـــهـــا و هنـــدوها بر ایـن باور باشند كه برخـی از خدایــانـــ‌ـشـان در میـــان ایـن شاخ و برگــ‌ـــهــا زنـدگـــی میـــ‌ــكنند. در منـطقـــه گایــا در ایــالـت بیــهار هندوستان درخــت انجـیری وجود دارد كه برای پیـــروان آیـــیـن بودا بسیـــار مقـدس بوده و زائران زیادی در طول سال به آنـــجا مسافـرت میـ‌كــننــد. بودایـــیـــان بر ایــن باورند كه بودا زیر ایـــن درخـــت به روشنایی و معــرفـت رســـیـــد. هر چنـــد درخــت اصلـی نابود شده ولی درختـــی دیـــگـر در ایـــن مكـــان هست كه مورد عبــادت بودائیان قرار دارد. برخی بر این باورند كه شاخـه‌ـــای از ایـــن درخت در مكـــانی در كشور سریلانـــكا برده و در آنـــجا كاشتــه شده است. مكـان مزبور در سریــلــانكا نیـــز امروزه مورد توجه بوداییــان قرار دارد.

نغــمه‌هــای سبز

هنــر موسیقی نیز همــچون سایــر شاخــهـــ‌ـــهای هنـــری در طول تاریخ از زیـبـــاییــ‌ــهــا، عظـــمت و رمــز و راز درختـــان سر بر آسمان كشیده الهـــام گرفـته اســـت. در نگاهــی گذرا به تاریـخ موسیــقی فاخـر جهانـــی، شایـــد مشهورتـریـــن اثر موسیــقایی مرتــبـــط با درخـت را بتوان اثــری با عنوان «كاجـ‌ـهـــای رُم» ساختۀ آهنگــســـاز چیـــرهــ‌ـدســـت ایـــتالیایـی؛ اُـــتورینو رِسـپـیـــگــی دانــســـت. رسـپـیـــگی ایـــن اثـــر را در سال ۱۹۲۴با الهام از درختـان كاج موجود در چهار منــطـــقـۀ شهــر رم در اوقات مختلف روز ساخت. این اثــر در واقــع یكی از سه‌گـانهـ‌هایی است كه آهـنگســاز برای بزرگـــداشت شهر كهـن رم ساختـــه اســت.

دو اثــر دیگر ایـــن مجموعه عبــارت هســتنــد از آب‌ــنمـــاها و جشنوارهــ‌ـهــای رم. از چهـار بخش شهـــر رم كه درخـتـان كاج‌ـشـــان با هنــرمـنـدی ایـــن آهــنـگســـاز به زبان موسیــقـایــی روایت شدهـ‌انــد، یكــی منطـقـه زیــبای ویلا بورگــِـزه است. رســـپــیــگی با نوای سازهـــای اركسـتر سمــفونیــك بازی كودكــان را در میــان این درخــتان كاج به زبـان موسیــقــی باز گو كرده است. در بخش دیگـــری از ایـن اثـــر كه به درختـان كاج نزدیـك یك مقــبــرۀ زیرزمــیــنــی در بخش كهن شهر رم مربوط اســـت، حال و هوای موسیـــقی كاملاً دگـــرگون و حسـی از ترس الـــقـاء میــ‌ــشود. در دو بخش دیــگر نیز درخــتان كاج و پرنـــدگانـــی كه از میان شاخ و برگ آنــها نوا سر داده الهـــام‌بـــخـش هنرمــنـد برای ساخت این اثــر بوده‌ـانـد.

تنــهاتــریـــن

سال‌هـــای مدیـــدی در میــان صحرایی بزرگ به تنــهـایی سربر آسـمان داشـــت و همـچون برجــی مقــدس برای رهـگــذران و بومیــانی كه در آن نزدیــكــیــ‌ـهــا زندگی می‌كردند، نمادی از مقـاومت و تلاش در برابـر سخـتـــیـ‌ــهـــا و شور و عطش زنـدگـــی بهـــ‌ـشــمـــار میـ‌ــآمـــد. در این سالـــ‌ـهــای طولانـی هیچ رهــگـــذری حتی برای روشن كردن آتـشی كوچك به آن آســـیـبی نرســانــیـد و تنها از سایـه آن زیر آفـــتــاب سخت بهــره بردنـد. گویی شتــرهـــایی نیــز كه زیر سایه آن لمیـده بودنـــد ارزش آنـــ‌را دانــسته و به شاخ و برگـش صدمهـــ‌ـــای نرســانــدند، امــا متــأــسـفانــه در سال ۱۹۷۳رانـــنـدۀ بی‌ــمـــلـــاحـظــه یك كامیون با آن تصادف كرد و به عمـــرش پایـان داد.

پس از آن دیـــگـر صحــرای تِنــِره آخـــرین بازمـاندۀ سبزش را از دست داد و نمـــاد تلاش برای حیات در آنجا به خاطرات پیوست. درخت اقـاقــیــایی كه سالـــ‌ها در صحــرای تنـره در شمال‌شـرقـی نیـــجر بهـ‌ـســـر برده بود، پس از شكـسته شدن به موزه رفت و جای آن نمادی فلــزی قرار گرفـت. درخـــت اقاقــیــای صحـرای تنـــره بهــ‌عنوان نمـــادی از تنـــهایـــی و تلاش برای زنــدگی، هنوز در ذهـن بشـــر باقی مانـــده و شایــد روزی باز الـــهـــام‌بـخش هنرمـند، شاعــر یا نویســنده‌ـای باشد تا مفـــاهـیم عمــیق انـسانـــی را با واقعـیـــات جهـــان طبیـــعت درهم آمیـزد.

درخــتكـــار

مرد جوان از جنوب فرانــسه بهـ‌ــسوی بلنــدی‌هـای كوه‌ـهـــای آلـــپ سفــری را آغـاز میـ‌كنـــد. او در طول مسـیر خود به درهــ‌ـای خشـك می‌رسد كه در آنـــجا اثـــری از تمــدن بشری به جز خرابــهـ‌ــهـای ساختـمانـ‌ـــهای قدیمی چیزی یافت نمیـــ‌شود. او در ایــنـجـــا با مشكـل بیـــ‌ــآبــی روبهـــ‌ــرو میـــ‌ـــشود. تنهـا گیاهی كه در این مكـــان یافت میــ‌ـــشود بوتهــ‌ـــهای اسطوخودوس اسـت. در ایـن میـــان چاه آبـــی را میــ‌ـیــابد، ولی از بخــت بد ایــن چاه نیز خشك شده است. بالاخـره یك چوپان از راه می‌ـرسد و او را به چشـــمــه آبی راهـنــمــایی می‌كند و جانـــش را نجــات میـ‌ـ‌دهد.

مرد جوان نســـبــت به شیوه زنــدگــی تنـهــا و گوشه‌گــیـــر ایـن چوپان كنجكاو و علاقه‌ــمند میـ‌ـــشود و مدتی را با او سپری میـ‌كـنــد. مرد جوان در میــ‌ـیـابــد كه چوپان میانســال پس از درگذشت همـــسـرش به ایـــنجــا آمده و تصمیم گرفتـــه تا به تنهــایی زنـدگی‌ـــاش را وقف احـیاء طبیعت و كاشت درختـان بكـــند. چوپان هر روز سوراخــ‌ــهایـی را در زمین ایجاد می‌ــكـند و در آنهـــا دانه‌ـهای بلوطی را كه از جاهــای دور با خود آورده می‌كــارد. پس از مدتـی مرد جوان از چوپان خداحافـظـــی می‌ــكـنــد و به خانه خود میــ‌ـــرود. در این زمـان، جنــگ جهانــی اول اروپا را درمیــ‌نوردد. هفت سال از ایـن واقعــه میــ‌ـــگذرد و او دوباره به ایــن دره بازمـــیـ‌ـگــردد. در ایــن دیـدار دوباره، او نهـــالــ‌ــهـــای متـعـددی همراه با جویبــارهــای پر از آب را میـ‌بیــنــد.

او همچـــنـیـن در می‌ـیـــابــد كه بوفیه یا همان مرد چوپان سدی را در بالـا دسـت كوه ایـجـــاد كرده و بهـــ‌خاطــر آن‌ــكـــه گوسفـــنـدانــش به نهال‌هـــا آسیــب نرسـانـــنــد كار چوپانـــی را رها ساختـه و به پرورش عسل می‌ــپردازد. از ایـــن پس، مرد جوان هر سال به اینجا سر میـ‌ــزند و بوفیـــه را در امـــر آبادانـــی دره یاری می‌ـــرساند. مدتی بعـد دولت تصور میـــ‌ــكـــنــد كه ایــن دره بهـــ‌خودی خود آبـــاد شدهـــ‌اســـت. از ایـن پس افـراد زیـــادی برای سیر و سیـــاحـت و لذت بردن از جنـگـل سبز به ایــن منــطقـه می‌ـآینـــد، اما هنوز كسی نمـــی‌ـــداند كه بوفیه ایـــن كار را بدون هیـچـ‌ـگونه چشمــ‌داشـــتـــی انـــجـــام دادهــ‌ تا ایــنــكـه مرد جوان فرانـــسوی مسئولان را از این موضوع مطــلع میـــ‌سازد. داســـتـــان كوتاه «مردی كه درخـت‌ـهـا را كاشت» در سال ۱۹۵۳توسط نویسنده فرانــسوی، ژان گیونو نوشته شد و سپس چندیــن روایت دیگر از آن، ازجـــمـــلـــه یك انـــیمیـشن و نمــایـش ساخـــته و اجـــرا شد.

كاخ نارگـــیل

درخــت نارگـیـــل در مناطـــق اســـتوایـــی برای مردم این نواحی اهمـیـت بالــایـی داشــتـــه و بخش‌ـــهای مختـلف خوراكــی و چوبی آن به مصــارف گوناگونی میـــ‌ـرســـد. شیر نارگـیـــل یكــی از مواد مهم در پختــ‌وپز بســیـــاری از غذاهای بومی در ایـــن منــاطق اسـت. جدا از ایـــن مصـــارف مادی، حضور این درخـــت و میوۀ آن ‌را در باورهـا، داســـتان‌هـــا و افـــسـانه‌ـــهـای ایـــن منـاطـق نیـــز میــ‌ــتوان جســتـ‌وجو كرد.

در معـــابد هندوان در سراسـر جهــان از شیر نارگیل برای پیشكـش به درگـــاه شخـــصــیــت‌ـهای آیـیـنــی استفــاده میــ‌ـــشود. هنرمنــدان فعال در حوزه صنـایعـ‌ــدستــی در ایــن منـــاطق از چوب درخت نارگـــیــل و پوسته روی آن، اشـــیاء كاربــردی و زینـتــی ازجملـــه قاشـــق، انواع ظرف‌، گلـــدان و مجســـمه میـــ‌سـازند. در ایـن میــان یكی از نمونهـ‌های برجســته و خلاقانــه را میـ‌ــتوان در شهر مانیل، پایـــتــخــت كشور فیلــیـپـــیـن مشــاهده كرد.

كاخ نارگـــیل در سال ۱۹۷۸بهــ‌ــعنوان یك ساخـتمــان دولتــی در شهر مانــیـــل با اسـتـــفــاده از چوب‌ــهای درخـــت نارگــیـل و الـــهام از شكــل این درخــت ساخـته شد. طرح اصلــی این كاخ به شكل یك هشـــت ضلــعی اســـت. در ایـن منـــطـقه رسـم بر آن اســت كه نارگیل را برای خوردن و پذیـرایی به‌صورت یك هشـت ضلـعی برش می‌دهـــنـــد. ستون‌هـــای دورتـادور این كاخ از ساقـهـ‌ــهای بلـند درخـــت نارگـیل برپـا شده است. چلچراغ ساخته شده از چوب نارگـــیـل در ایـــن كاخ یكی از نمونه آثار بدیــع و جذاب آن بهـ‌حســـاب می‌ـــآید. چنـدیـــن برنـــامــۀ تلویزیونی تا‌كنون در مكان كاخ نارگــیـل فیلـــمبـــرداری شده است. مكان مزبور امـروزه بهـــ‌عــنوان یكی از مراكــز دیــدنی و جذاب برای جهــانگـــردانـی كه به این شهـــر می‌ـآیـنـد تبـــدیل شده اســت.

درختان شگفت انگیز و زیبا در مناطقی از جهان + تصاویر

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.