دعای روز ششم ماه رمضان و اعمال واجب،مستحب

دعای روز ششم ماه رمضان و اعمال واجب،مستحب را برای شما عزیزان در سایت دانستن قرار داده ایم این دعاها و اعمال مربوط به روز ششم ماه رمضان می باشد شما می توانید از این روزها بهره برده و دعاهایی ویژه ماه رمضان را بخوانید در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر دعای روز ششم ماه رمضان و اعمال واجب،مستحب را در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

دعــاي روز ششم ماه مبـارک رمضـــان
أَـلـــلـــّــــهُـــمَّ لا تَخــْـذُـلْـــنــى فيهِ لِــتَعـــَـــرّــُـــضــِ مَعـــْـصِـيَــتِـكـَ و َلاتــَضْـرِبْنى بِــســـِـــياطِ نَـــقِـمَـتِـكَ و َزَحـــْـــزِـــحــْــنــى فيهـــِ مِـــنـــْ مُوجِــباتِ سَخـــَـطــِـكــَ بِـــمــَــنــّــِكـَ و َأَـياديكـــَ يا مُنْتَـهـــى رَــغْــبــَةِ الرّــاغِـبــينـــَ.
«پروردگـــارا!… مرا با ارتـكـاب نافــرمـانى ات، خوارم مگـردان، و به ضرب تازيانه انتقـامـت كيفر مكــن، و مرا از موجبــات خشـــم خود، دور گردان، به حقّ احـسان و نعـمتـهـايت، اى منتـــهــاى خواســتـــه و آرزوى خواســـتاران».

حدیث روز:
لقـــمــان حکـــیـم :
يا بُنـَـيَّ، لا يَكُنِ الـدّــيكـــُ أكـــيَســـَ مِنكـــَ؛ فَـإِـــنَـــّـه إذَــا انـقـــَــضى نِصـــفُ الـــلَّــيلــِ خَــفـــَــقَ بِجـَـــناحـــَيهــِ وصَـرَـــخَ إلـــَى الـــلــّهـ‏ـــِ سُـــبـــحـانـَـــهُ بِالـــتَـــّـــســـبــيحِ؛ لقمـان به پسـرش گفــت: « اى پسـرم ! خروس، از تو زرنگـــ‏ــتــر نباشـد؛ چرا كه خروس، وقتــى شب از نيمـه گذشـــت، بال مى زند و با فرياد، خداى سبحـــان را تســـبيح مىـــ‏گويد ».
محـبوب القـلوب : ج ۱ ، ص ۲۰۴

شرحـی برای دعا:
ذلـّـــتـِ گنــاه
دلهاى ما كه تيره شد از زنــگ معصيت
يا رب به نور معــرفـــت خود صفـا ببخــش
دور، ار زكاروان حقــيقت فتاده ايم
ما را به رهـــروان طريق وفا ببــخش
آلوده از نخـــســـت نبوديم، كامــديم
ما را به حسـن سابـقـه، روز جزا ببـــخش معـــصــيت خدا، ذلّت آور اسـت، همــچنــانـــكـه طاعـــتـــش، عزّت آور…
گناه و نافـرمانــى، پيروى از دل و هوا و هوس اســت و آنـكــه درپى هوسرانـــى افـتـــد و هواپـرستـــى كند، بناچــار به هر درى خواهـــد زد، دست به هر كارى خواهد زد، تا خواستـــه «دل» را برآورد، هرچنـد با دورى از «خدا» و با ستـم به «مردم» باشد، گرچــه با ناديده گرفـتـــن «حقــّ» ديگران شود.
گرچــه به تسـليم در برابر هر ناكســى و خضوع در مقابل هر آلوده دامنى، به دست آيد.
امـّـا اطـــاعــت از خدا، فخر و عزّـت انـســـان است.
امــيرالمؤمـــنين عليه الـــسلــام مى فرمــايد: «خدايا!… عزّـــت برايم همين بس كه بنــده «تو» باشـــم و فخــر و مبـاهـات، برايم همين كافـى است كه «تو» ربــّ من باشـــى».
گنـاه، انسانيت انـســان را مى شكند، ارزش وجودى او را درهـــم مى ريزد، فطـرت پاك و نورانــى او را مى آلــايد، گنهكــار را پيش خالق و خلق، سرافكـــنده مى كنـــد، انسـان را در زير ضربــات تازيانـه وجدان، عذاب مى كنـــد، ذلــّــت دنــيا و نكـبـت آخـرت را فراهم مى آورد، انســان را بنده شيطان و مطــيع نفس و غلــام هوس مى كنــد.
آيا اينها در ذلــّـــت آورى گنــاه، بس نيســت؟
اگــر وجدان كســى نمـــرده و فطــرتـش آلوده نشده باشد، از گنــاه، احسـاس «شرم» مى كند. خود را پيش خدا، سرشــكسته و پيش بنـدگـان، رسوا مى بينـــد و چه كيفرى سخت تر و دردناكتـر از اين؟!
انتــقام الـــهـى درمانــدگـــى است،
اهـل گنه بودن، شرمنـــدگى است،
شيوه عصيانى…
آرى… اى خداى منـتـــقم! گرفتار گنــاه بودن، خذلـــان و خوارى مى آورد، و معصــيت كار بودن، ما را گرفــتـار تازيانه انـتـــقـــامـــت مى كند.
ولى… تو ارحم الــراحمين و مهــربـــان ترينـى، تو خدايى، تو خالقـــى، تو بى نيازى، تو اى پروردگـار، به عقوبتـــمـان محـتـاج نيسـتـى، امّــا، ما به لطف و احـسان تو نيازمـند و محــتــاجيم، ما را به خاطــر گنــاهـانمــان خوار مگردان و با ضربه هاى انتـقـامت، ما را عقوبت مكــن.
«الهى… اگـر ما را بردار كنـى، رواســت، مهجور مكن.
و اگـــر به دوزخ فرســتــى، سزاســـت، از خود دور مكـن.
الهى… ضرورت به هيچ درگـــاهــم نيسـت
از پيش خطـــر، و از پس، راهـــم نيست
دستم گير، كه جز فضـل تو پناهم نيست».[۱]

دورى از موجبــات خشـــم خدا
خواســـتـــه ايم كه خداوند، لطــف كنـد و از آنچـه موجب نارضـــايى و خشم اوست، دورمان كنــد، بازمان دارد، جلوگيرمان شود، توفيق ترك معـصيتمان دهـد.
مگر جز اينست كه ترك فرمان، موجب «سخــط» اسـت و «عصـيان»، عامل طرد؟ پس رعــايت اين نكــات، از خشم خدا دورمـان مى كند.
واى… كه چه بى دردنـــد گنـهــكــاران! آنانــكـه فرصـت عمر، به رايگــان از كف مى دهـند، آنانـكـــه خيانـــت پيشـــه و دزدنـــد، باطــل پرست و حق گريزنـــد، گرانفـروش و محتـــكرند، ستــمـــگـر و مردم آزارنـــد، ربــاخوار و رشوه گيرنـد، فاسد و مفسدند، دغلبـــاز و رياكارند، مردم فريب و حيلـه گرند، با «حق» درمـــى افـــتـــند، با زبان، با دست، با پول، با موقعـيّت…
باطل را يارى مى كنــند، با كمـك، با تأييد، با امكــانات، با سكوت…
به فرمان خدا بى اعتنـا و به آيات قرآن بى توجّهند و به دعوت انبيا، پشت پا مى زنــنــد.
اينـــها… و اينها، موجبات سخـط الـهــى اســت.
جوانمرد باشيم و از اينها كنـــاره گيرى كنيم، آزاد باشـيم و قيد طاعـت حق را برگـردن بيفـــكـــنيم. انسان باشـيم و ارزش را در «آدميّــت» بدانيم.
خداوند مى فرمـــايد: «آيا آن كس كه درپـى «رضوان» و خشــنودى خداســـت، همـانــند كسـى اسـت كه به «سخـــط» و خشـــم الـــهى باز گردد؟…(هرگـز)، مأواى چنـين انـــسانــى جهـنم اسـت، و بد جايگاه و سرنوشتـــى است».[۲]
امـــّـا بايد لطـف خدا دســتـــگـــيرمان شود. اگـــر خدا توفيق دهــد، اگــر يارى و مدد نمـــايد، اگــر ما را مشمول «منــّـت» و «نعـمت» خويش سازد، شايد بتوانــيم از چاه ويل «نفس» به درآييم و به عروجگـــاه تقوا و مقـام «رضا» برسـيم و اين از خداوند، دور نيسـت.
چرا كه او، آخـرين اميد و آخرين پنــاه و منتــهـاى خواســـتـــه علاقـــه منــدان و راغبين اســت.

دعای روز ششم ماه رمضان و اعمال واجب،مستحب

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.