رابطه نامشروع برادرم با دختردایی متاهل و همبازی دوران کودکی

رابطه نامشروع برادرم

رابطه نامشروع برادرم با دختردایی متاهل و همبازی دوران کودکی

یکی از کاربران مشکل زیر براش پیش امده و اونو به این شکل مطرح کرده تا اگر کسی میتونه راهنماییش کنه :

سلام. برادری دارم که حدود دو سال قبل با خانمی ازدواج کرد که انتخاب خودش بود و یکسالی با هم دوست بودن و به اصرار هر دوشون و موافقت خانواده ها ازدواج کردن.
خانم برادرم یه مقداری رفتارهای خاصی داره . مثلا یه دنده و لجوجه . کله شقه . اصلا اهل کوتاه اومدن نیست . حرف ، حرف خودش هست . و ….
البته اینها برداشت هاییه که من ازش دارم. با وجود اینکه همه ما می دونیم اونا معمولا با هم مشکل دارن و در هفته یکی دو روزی قهر هستن ، اما دقیقا نمی دونیم مشکلشون چی هست. در واقع یکی دو باری هم شده که بپرسیم. اما تمایلی نداشتن جواب بدن و ما هم بی خیال شدیم و گفتیم خب زن و شوهر هستن و آشتی می کنن خودشون. در کل ما اصلا اهل دخالت کردن تو زندگی اونها و هرکس دیگه ای نیستم.

اما جدیدا اتفاقاتی افتاده که من تا حدی نگران شدم…

من دختر دایی ای داشتم که از کوچیکی برادرم رو دوست داشت و درواقع عاشقش بود و برادرم هم همین حسو بهش داشت . اون ها دو تا همبازی خوب بودن برای هم. همین موضوع باعث شد که فامیل از کوچیکی اسم اینها رو روی هم بذارن و بگن اینها وقتی بزرگ شدن با هم ازدواج می کنن. به مرور که اینها بزرگتر شدن این حرفها بیشتر شد. البته برادرم یه مقداری مخالفت می کرد.

تا اینکه برادرم در محل کارش با خانم فعلیش آشنا شد و ازدواج کردن. ازدواج اونها کاملا عاشقانه بود. اما به مرور ما رگه های اختلاف رو تو زندگیشون دیدیم.

در این فاصله دختر دایی من هم که از ازدواج برادرم ناراحت بود ، ازدواج کرد. این دختردایی با یکی از دوستان من صمیمی هست.
هفته پیش دوستم خبری برام آورد که شوک آور بود برام.
متوجه شدم که برادرم به دخترداییم زنگ می زنه و با اون صحبت می کنه و از مشکلات زندگیش میگه .

این طور که دخترداییم به دوستم گفته بود برادرم بیشتر از لجبازی و یه دنده بودن و توو روو ایستادن و احترام نذاشتن ، شلخته بودن و مغرور بودن خانمش به دخترداییم شکایت کرده .

و گفته چون انتخاب خودم بوده روی اینکه به خانواده بگم رو ندارم.

اونها دو سه باری بیشتر با هم حرف نزدن. اما من به شدت نگران هستم.

هم نگران زندگی برادرم که دوس دارم براش سنگ صبور باشم و کمک کنم زندگیشون اصلاح بشه .
هم نگران زندگی دخترداییم. چون اون یه دختر هست و صحبت کردن با عشق قدیمیش می تونه برای اون وابستگی بیاره و از زندگیش سردش کنه.
ضمن این که برادرم هم نباید درد دلش رو به اون بگه و باید همت کنه و زندگی خودش رو اصلاح کنه .

حالا چون مستقیم چیزی به من از هیچ طرفی گفته نشده ، نمی تونم این وسط کاری کنم.

به نظر شما بهترین کمکی که من می تونم بکنم چی هست ؟

ضمنا از کل خانواده فقط من در جریان این موضوع هستم.

 

و بهترین پاسخ کاربران به این کاربر نگران :

درود بانو

تشویقش کنین برن پیش مشاور حتی شده تنهایی.کار خاصی نمیتونی انجام بدی و بهتره با خانوادت مطرح نکنی.
تنها راه رفتن پیش مشاوره تشویقش کن بگو خوب برید پیش مشاور و راهنمایی بگیرید

 

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.