رضا عطاران دوست ندارد پدر شود + بیوگرافی کامل رضا عطاران

رضا عطاران به تازگی مصاحبه ای با خبرنگاران انجام داده است که در این گفتگو اظهار نموده است که دوست ندارند پدر شود و اصلا مشکلی وجود ندارد  فقط خودش و همسرش تمایلی به بچه دار شدن ندارند در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر رضا عطاران دوست ندارد پدر شود + بیوگرافی کامل رضا عطاران را در مجله خبری دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

بیوگرافی رضا عطاران

نام: رضا
نام خانوادگی: عطاران
تاریخ تولد: ۱۳۴۷/۰۲/۲۰
محل تولد: مشهد
مدرک تحصیلی: لیسانس کارگردانی
تأهل: متآهل

به گزارش مجله خبری دانستن :رضا عطاران در عرصه ضد , خیابان کوشش ( یکی محله های دیرین مشهد مقدس ) متولدشده است .وی که فرزند سوم خانواده به حساب آورده می شود اصالتا کاخکی بوده و در کودکی مامان خویش را بر اثر زمین‌لرزه ای در کاخک از دست داده است .

عطاران دیپلم خویش را در حرفه اقتصاد در شهر مشهد گرفت و برای ادامه علم آموزی در حرفه پباده سازی صنعتی در دانشگاه هنرهای زیبای دانش کده تهران به تهران آمد با وجود عشق به حرفه تحصیلی اش , به بازیگری , فیلمنامه نویسی و کارگردانی روی آورد .

 

او فعالیت اساسی خویش رادر ده سال ۱۳۶۰در نمایش زنده شهر مشهد مقدس با مرحوم حسن حامد آغاز کرد و درین دوران وی کاملا نقش های غیرکمیک بازی کرد و این همیاری تا فوت حسن حامد در سال ۱۳۷۱ ادامه داشت .

ولین فعالیت تلویزیونی خویش را در سال ۱۳۶۹ با بازی در تیم بیداران به کارگردانی اصغر عبدالهی آغاز کرد البته جدیدی ترین عمل تلویزیونی اش بازی در گروه جوک پرواز ۵۷ به کارگردانی مهران مدیری در سال ۱۳۷۲ بود .

درسال ۱۳۷۳ با تیم «ساعت خوش» به کارگردانی مهران مدیری در کنار بازیگرانی زیرا رضا شفیعی جم , نصرا… رادش , ارژنگ امیرفضلی و نادر سلیمانی شغل های کمدی خویش رادر تلویزیون آغاز کرد .

 رضا عطاران

در سال ۱۳۷۸ به همراه مجید صالحی و یوسف تیموری در تیم نوپا و نوجوان کانال یک تلویزیون , مجموعه«مجید دلبندم»
که با بخت نیکی روبرو شد را با تیتر کارگردان , مولف و هنرپیشه عرضه داشت .

و در سال ۱۳۷۹ تیم «قطار ابدی» را عرضه کرد و از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ گروه های سیب خنده , ستاره ها , کوچه اقاقیا را ماهرانه جلوی دوربین پیروزی .
در سال ۱۳۸۳ وارد میدان ایجاد سریال های مناسبتی ماه رمضان شد و سریال «خانه به دوش» را ساخت .

بعداز آن در سال ۱۳۸۴ تیم «متهم گریخت» را به نویسندگی سعید آقاخانی , کارگردانی کرد .
وی همینطور در فیلم های سینمایی «هوو» و «تیغ زن» هر دو ساخته علیرضا داودنژاد بازی کرد و بعداز آن در فیلم سینمایی «کلاهی برای باران» ساخته مسعود نوابی به بازی نقش پرداخت .

دیگر ساخته او سریالی به اسم ترش و شیرین بود که در عید نوروز ۱۳۸۶ از کانال سوم تلویزیون کشور ایران پخش شد .
وی همینطور در ماه رمضان سال ۸۷ با گروه تلویزیونی «بزنگاه» به منزل های مردمان آمد و توانست هوا داران متعددی را جذب خویش نماید .

همسر رضا عطاران

در سال ۱۳۷۳ با خانم فریده فرامرزی که برای بازی در فیلم صندلی خالی نامزد سیمرغ بلورین نقش کامل کننده زن فستیوال فجر شده بود تزویج کرد .

خصوصیات اخلاقی عطاران

برخی اوقات مجسمه سازی می نماید و نقاش و خطاطی حرفه ای میباشد .عشق عجیبی به فوتبال دارااست و مجموعه فوتبال هنرمندان را مبنا گذاری کرد .از فوتبالیست ها با مهرداد میناوند صلح و دوستی دیرین و قربت دارااست .کبر و غرور در معاش اش جایی ندارد و مضاعف شوخ , با شخصیتی دیدنی است .

دو خواهر بزرگتر از خویش دارااست . عشق خاصی به معاش اش داراست و درباره ی سعادت می گوید : *هر چه قدرکه در معاش پیش میروم شم میکنم هر میزان ازخودگذشتگی بیشتر باشد , تو بتوانی مسایلی را که بهنظرت چیزهای خیر نیست , تحمل کنی , نیز خودت از معاش بیشتر لذت می‌بری و نیز دور‌وبری ها و خانواده ات از معاش در کنار تو شادمان و راضی اند .
پول چیز نیکی است ولی به روشن بختی ربطی ندارد و به تنهایی نمی تواند ضمانت کننده به روزی خانواده باشد .ماجرا بهروزی ما نیز , به این شکل بود . *

رضا عطاران برای بازی در فیلم سینمایی طبقه حیاتی سیمرغ بلورین شایسته ترین هنرپیشه نقش اولیه مرد را از سی و دو‌مین فستیوال فیلم فجر اخذ کرد .

 

بچه دار نشدن رضا عطاران
طبقه مهم :فیلم طبقه اساسی متن عهد قاسم خانی , روایت مردی را ماجرا می نماید که بعداز مرگ همسرش اورادر یک قبر دو طبقه دفن می نماید البته بعداز مدتی که راز مزار همسرش می‌رود , متوجه میشود به خطا مردی ناآشنا ای در طبقه دیگر قبر دفن شده‌است .

دلداده بچه‌ها هستم البته کودک نمیخواهم

اینجانب می گویم نبودن خوب تر از بودن است . شما زمانی می باشید مشغول مساله و اختلافات میشوید . زمانی نباشید , خب دیگر نیستید .نوباوه خیلی دوست دارم ; یعنی زمانی بچه‌های مردمان را می بینم حسودی‌ام میشود که اینقدر دوست داشتنی , باحال و زیباترین موجودات
روی بچه خیلی دوست دارم؛ یعنی وقتی بچه‌های مردم را می‌بینم حسودی‌ام می‌شود که اینقدر دوست داشتنی، باحال و زیباترین موجوداتروی زمین هستند(dot) اگر قرار را بر بودن یا نبودن بگذارید به نظر من نبودنِ بچه بهتر است.از ابتدا هم با همسرم هم‌عقیده بودیم و از قبل ازدواج هم به صورت جدی درباره آن توافق کردیم.

ممنوع الفعالیت شدم و تزویج کردم

آن زمان که «ساعت خوش» پخش می شد , در نقطع ی عطف بودیم و شم می‌کردیم اکنون
در قله موفقیت هستیم و دیگر همگی چیز تمام شده و آتی ما برای مدام تضمین است .
در آن حالت رویایی ناگهان به ما اطلاع دادند که ممنوعیت کاری داریم .افزون بر آن خویش ما نیز که دیگر نمی‌توانستیم عمل کنیم .

بعضی‌ها مانند مهران مدیری و ارژنگ امیر فضلی ممنوعیت کاری شان تا ۳ سال به طول انجامید .
اینجانب تا 1سال و نیم ممنوعیت کاری داشتم و به انتها رسید .
بالاخره قرار شد که دیگر هرگز بیشتر از دو یا این که سه نفرمان در یک عمل نباشیم .
ولی پس از ممنوع الفعالیت شدن , دو , سه هفته زمان پیدا کردم و وصلت کردم .

در طول بیکاری با وانت فعالیت میکردم

بعداز تزویج و جریان ممنوعیت کاری پیگیر تامین نان و تامین زندگی معاش شدم .
بالاخره می بایست یک جوری معاش را می‌گذراندیم…خلاصه با یک آقایی محل کار پخش مواد غذایی زدیم .

باورش طاقت فرسا است البته یک وانت زامیاد آبی‌رنگ داشتیم که با آن به سوپرمارکت‌ها می‌رفتیم و می‌پرسیدیم که چه چیزهایی نیاز دارا‌هستند و می‌گفتیم که ما به عنوان مثال می توانیم مربا , چیپس , پفک و…را برای‌تان بیاوریم .

رازهایی در رابطه مامان و پدرم

مادرم معبود بیامرز علامت و مظهر بخشندگی بود .
هنوز نیز در اقوام از بخشندگی وی میگویند که چقدر کریم بود ; هیچ کس را هرگز اذیت نکرد و به هیچ چیز کاری نداشت .
پدر نیز که مظهر بی‌خیالی بود . ادغام این دو تا اینجانب شدم .

چه‌جوری کچل شدم؟

نهایی جایی که با گیسو بی نقص بودم , نقش دایی در سریال «دنیای شیرین» بود .
سپس دیگر موهایم استارت به ریختن کرد .
در تیم بعدی که «قطار ابدی» بود , دیگر جلوی موهایم به تدریج داشت می‌ریخت که به اجبار ماساژ و پف دادن و این چیزها کارایی میکردم حفظش کنم .
آن موقع خیلی نیز برایم اساسی بود تا این که یک روزی در آینه به خودم نگاه کردم و فهمیدم این موی در غایت ۳ سال دیگر استمرار میاورد و بایستی یک تامل دارای اهمیت برای آن بکنم .

زیرا بشر اهل دارو مصرف کردن و این چیزها نیز نبودم , دیدم شایسته ترین فعالیت این است که بروم در آن وادی و از «خانه به دوش» بدین شمایل نو رسیدم .
اینجانب زیرا کچل هستم , در حالتی که ریش و سبیلم را نیز بزنم مشابه کله‌پاچه تعجب آور و غریبی می شوم که به هیچ عنوان خوشگل نیست .
آن‌گاه آن ریش پروفسوری را پیدا کردم و تامل کردم جالب‌تر است .

وصلت سوم پدرم

زمانی مادرم دارفانی را وداع گفت ; پدرم گشوده نیز تزویج کرد .همسر دوم شان نیز دار فانی را وداع گفت و برای توشه سوم تزویج کرد و با ایشان در شهر مشهد مقدس معاش می نماید .

نمی‌توانم سیگار را ترک کنم

سیگار کشیدن به نوشتن کارهایم امداد میکند . دو سال آن را کنار گذاشتم ولی گشوده به سراغش رفتم .اما تعدادی هنگامی است که نوشتن را نیز کنار گذاشتم .

کچل شدم دیدنی شدم

جذابیت با زیبایی دو مسائل جدا می باشند .چه بسا یک چیزهایی که در تعریف , زشت به اکانت می آیند , شاید ادله جذابیت باشند ; چه بسا یک بریدگی شدید درصورت قادر است دلیل جذابیت باشد .تفکر نمی کنم ریختن موهایم چیز بدی باشد و جذاب‌تر شده‌ام .در آینه نیز که شمایل خودم را می بینم از این رخداد راضی هستم و فکرمیکنم بد نیست .

 

از تکنولوژی , صرفا تلفن همراه به دردم می خورد

از تکنولوژی صرفا موبایل آیفون را دوست دارم . آن نیز به خاطر این که بازی‌های خیر داراست .
اهل وب و ‌ای‌میل و اینها که ابدا نیستم .از فیس‌بوک و این چیزها نیز که بی فایده هستم . این تلفن همراه را نیز در‌حالتی که معبود بخواهد کنار میگذارم .شرایط فعلی نیز تنها پاسخ عوامل جایی را که دارم فعالیت می کنم , می ‌دهم .

رای زنی با رضا عطاران
مصاحبه با رضا عطاران کلا فعالیت طاقت فرسا و در عین درحال حاضر ممتنعی است ; دشوار از این بابت که می بایست به مصاف آدمی بروی که برخلاف تصور , خیلی طاقت فرسا سخن می‌زند و کلام کشیدن از وی به‌این سادگی ها نیست ضمن این‌که خودش نیز عشق و علاقه ای به مذاکره ندارد و میگوید تمامی سخن هایش را زده است و سخن جدید ای برای اعلام کردن ندارد .
تمامی اینها در کنار نیز قوانینی را موجب شده که مذاکره با وی کلا فعالیت مشقت باشد ولی بخش متنع آن , جایی است که هنگامی روبرویت نشست , به صحت وارد رای زنی بشوی و سوال های را در مسیری جلو ببری که کلی مکافات دارد.به خاطر همین طی این دو سه سال هر چه گفتگوی تصویری و نوشتاری بود، جمع کردیم و به دقت مرور کردیم و نکاتش را در آوردیم و برای این که این گپ و گفت حالتی صمیمانه داشته باشد، نیم کیلو تخمه آفتابگردان هم روی میز گذاشتیم و بحث مان را با رضا عطاران شروع کردیم.

این بخشی از گفتگو با مردی است که همچنان مردم برای دیدن فیلم هایش جلوی سینماها صف می کشند و وقتی او را در کوچه و خیابان می بینند می خواهند هر طور که شده به او ابراز احساسات کنند.کافی است فقط چند دقیقه با عطاران در خیابان قدم بزنید.

راستش ما خیلی ناامیدانه سراغ شما آمدیم و خودمان را نیز فراهم کرده بودیم که از رضا عطاران پاسخ رد بشنویم ; یعنی می دانستیم بسیار از مصاحبه خوش تان نمی آید و درحال حاضر و طاقت گفتگو و عکاسی و این نوع چیزها را ندارید ; درحال حاضر حقیقتا چرا این طوری هستید؟

موقعیت را که می‌بینید , همگی از نیز دلخوری دارا‌هستند و همگی دیده ها به موبایل هاست که در شرایطی که از حرفی خوش مان نیامد , پاسخ دندان شکن تقدیم طرف کنیم که ختم حرف باشد و تمامی آفرین بگویند که عالی جوابش را دادی .

هنگامی که از این اخبار فقدان , به خاطر صحبت هایی که محض طنز گفته بودم , یک‌سری ماه زمین و زمان می لرزید , هم اکنون که تمامی افتاده اند به جان نیز , هراس از بیان کردن چیزی که احتمال دارد به کسی یا این که جایی بر بخورد و گشوده نیز کلیه چیز به نیز بریزد بازدارنده اعلام کردن میگردد و اساسا از خودم ناراحتم که با پای خودم میایم اینجا و همت میکنم خیلی چیزها را نگویم , چنانچه که در اصل می‌آییم تا بگوییم البته نمی گوییم , می‌آییم و همت می‌کنیم که نگوییم , پس چرا می آییم؟ /بچه دار نشدن رضا عطاران

اتفاقا توی گفتگو های چهره یی که از شما چشم ایم خیلی عالی کلام می زنید و کلا سخن های تان باحال بود .

شرایط فعلی خودتان دارید کلام قبل را نقض میکنید .گفتید اینجانب وارفته و بی حالم , حال میگویید راز شوق واشتیاق می‌آورم ( میخندد ) خیر البته حقیقتا در حالتی که بلد بودم عالی سخن کنم , حتما این عمل را میکردم البته یک کدام از نواقص اینجانب همین است که نمی توانم عالی حرف کنم .

گفتمان با رضا عطاران

سال جاری با دو فیلم «من سالوادور نیستم» و «آبنبات چوبی» تحت عنوان هنرپیشه روی پرده سینماها بودید و فیلم «دراکولا» نیز به کارگردانی خودتان نمایش شد .
یک جورهایی میشود اذعان کرد نبض جزو فروش میلیاردی میلیاردی فیلم های این سال در دست شما بود . هنوز نیز از اینکه شمارا «پول سازترین» هنرپیشه سینمای کشور‌ایران معرفی نمایند , اندوهگین می شوید؟

پول سازترین ترین توشه منفی داراست .
حس میکنم هنگامی این صحبت را می زنید منظورتان این است که اینجانب دارم برای خودم یا این که تهیه و تنظیم کننده
و بشر های محیط پول سازی می‌کنم , در صورتی‌که که شما میدانید بخش متعددی از این
فروش وابسته به سینمادار است و گشوده بخش متعددی از این مبلغ هزینه ساخت فیلم بوده و گشوده بخش متعددی
از این فروش صرف مشکلات سینما و خرج سینما میگردد و از اینها قبل , در اصل نیت , پول ساز بودن ما نیست . /بچه دار نشدن رضا عطاران

ما کارمان را میکنیم و عملکرد می‌کنیم آن فعالیت , دیدنی و قابل روءیت باشد و زمانی کار خیر
باشد , مردمان دوست داشته باشند , می‌روند و می‌بینند و این روایت نیز مستمر نیست و احتمال دارد شما نیز ندانید در حین سال از حدودا صد فیلمی که ساخته می گردد , تعداد مقداری ضرروزیان نمی‌کنند ; کمتر از ۱۰ فیلم . /بچه دار نشدن رضا عطاران

ممکن است شما چنین تعریفی را پذیرش نداشته باشید اما خویش تهیه و تنظیم کننده ها و عوامل سینما که بدین عامل سراغ شما می‌آیند ; یعنی با این اعتقاد که عطاران در هر فیلمی باشد آن فیلم عالی می‌فروشد , گزینش تان می نمایند .

می‌دانم ولی می‌گویم خویش عبارت «پول ساز بودن» عبارت خیر نیست ; به خصوص شرایط کنونی در حال حاضر جامعه , نسبت
دادن پول به یک بشر جذاب نیست . /بچه دار نشدن رضا عطاران

کلا با پول نقص‌ دارید؟

احتمالا نتوانم بی نقص توضیح دهم البته صرفا می‌توانم بیان کنم که با وجود درآمدهایی که از تمامی این فیلم ها داشتم , شرایط فعلی هیچ مبلغی ندارم .
ممکن است برای همین نیز قراردادهای بیشتری می بندم زیرا تمامی را خرج کردم .

یعنی این پول ها هیچ گاه سبب ساز نشده که سبک معاش یا این که رفتاری که قبلا در مواجهه با معاش داشتید تغییر و تحول کند؟
خیر به هیچ وجه . سبک معاش ام به عبارتی طوری است .

گفتید کلا شکیبایی دردسر ندارید , هم اکنون چه دردسر استفاده از تکنولوژی باشد , چه دردسر گفتگو و …با این شیوه تامل چطور شده که دشوار ترین عمل یعنی کارگردانی را تعیین کرده اید؟ این طاقت فرسا ترین فعالیت احتمال دارد ;نیز مورد قضاوت قرار می‌گیرد , نیز با این کلیه هم با این همه آدم در ارتباط هستید.

چون انتخابش کرده ام و دوستش دارم.
خیلی وقت ها واقعا متوجه سختی اش نمی شوم.
اتفاقا وقتی سخت تر باشد، بیشتر کیف می کنم.
این سختی در ذهن و فکرم تنوع ایجاد می کند و باعث می شود بیشتر لذت ببرم.

ولی یک جاهایی وقتی از این تنوع و هیجان خارج شود و انجام یک پروژه به جای داشتن جذابیت، برای تان تبدیل به کار شود، دیگ راین طور فکر نمی کنید، چون زمان ساخت «کوچه اقاقیا» طولانی شده بود، کلافه شده بودید.
بله، همین کار هم به یکنواختی برسد، اذیت می کند.

تا حالا به این فکر کرده اید که اگر یک روز این محبوبیت از دست برود، برای مردم معمولی شوید و دیگر کسی برای تان سر و دست نشکند، چه حسی پیدا می کنید؟
به نظرم الان هم کسی سر و دست نمی شکند.

این شکسته نفسی است، چون مثلا عید سال گذشته مردم به خاطر فیلم شما حتی ساعت سه نیمه شب یا شش صبح هم بلیت می خریدند.
اینها شایعه نیست؟
بچه رضا عطاران

نه اصلا. پارسال سینما آزادی ساعت سه صبح هم برای «من سالوادور نیستم» اکران داشت و روز ۱۲ فروردین برای اولین بار این فیلم ۲۴ ساعت پشت سر هم اکران شد. حالا واقعا اینها را نمی دانید یا مثلا دارید سر کارمان می گذارید؟

نه واقعا، پارسال عید مشهد بودم.
حال بابا خوب نبود.
تمام عید را توی بیمارستان می خوابیدم.
می دانستم مردم فیلم را دوست دارند اما دیگر راجع به شش صبح و سه نیمه شب چیزی نشنیده بودم.

این نشانه سر و دست شکستن نیست؟
مثلا یک فیلم دیگر مثل«دراکولا»که این اتفاق سر و دست شکستن برایش نیفتاد چی؟آنجا هم من بودم اما چنین استقبالی از آن نشد.
برای همین می گویم این حرفی که می زنید زیاد درست نیست.خیلی چیزها باید کنار هم قرار بگیرندتا چنین اتفاقی بیفتد.
فقط یکی از عوامل این فروش،بازیگر است.کلا سالوادور قصه جالبی داشت.

این که یک آدم مذهبی را بگذارید وسط برزیل خودش جذاب است.
هر کس هم از نگاه خودش فیلم را می بیند.
یک آدم مذهبی از نگاه خودش فیلم را می بیند،شما شاید ازنگاه خودتان ببینید و یک بچه هم از نگاه خودش؛مثلا از یک بچه بپرسیم فیلم سالوادور را دیدی؟می گوید آره چقدر خوب رقصیدی.
فقط از همان قسمت فیلم خوشش آمده.

اگر کس دیگری جز شما همین را بازی می کرد، این قدر می فروخت؛ یا مثلا اگر حضورتان در یک فیلم اهمیتی ندارد، چرا خودتان در «دراکولا» بازی کردید؟ شاید اگر یک بازیگر دیگر آن را بازی می کرد، همین اندازه هم فروش نداشت.
نمی دانم.
من توی همه جنبه ها انرژی خاصی گذاشتم.
دلم می خواست حرفم را در این فیلم بزنم.شاید اگر به فکر خوشی مردم بودم یک طور دیگر می ساختم و بیشتر هم می فروخت.
مصاحبه جدید رضا عطاران

می دانستید که مردم با دراکولا زیاد ارتباط برقرار نمی کنند؟
تا اندازه ای حس می کردم امانه دیگر تااین حد.

پس وقتی کم فروخت، احساس شکست کردید؟
بله،من خودم فکر می کردم تاحدود۱۰میلیارد بفروشد.

جالب اینجاست که «ردکارپت» با این که انتظار می رفت مردم زیاد با آن ارتباط برقرار نکنند و با وجود این که در ماه رمضان اکران شد، خیلی بیشتر فروخت.
– درباره«ردکارپت»هم فکر می کنم اگر فضایش به فضای سریال های کمدی ام نزدیک تر بود بیشتر می فروخت.

چرا این قدر فضای فیلم های سینمایی تان با سریال ها فرق می کند؟
من دوست دارم همیشه کار متفاوت انجام دهم.
اگر قرار بودباز هم یک چیزی مثل سریال ها بسازم که قبلا یکبار ساخته بودم.

هیچ کدام از فیلم های تان در یک دسته بندی خاص قرار نمی گیرند اما ویژگی اصلی شان این است که نسبت به سریال ها جدی ترند و فضای تلخ تری دارند. شاید هم به سن و سال تان مربوط می شود.
ممکن است این هم باشدولی بیشتر ازهمه توی ذهنم این است که اگر قرار است کاری بسازم باید باقبلی ها فرق داشته باشد.

یعنی اگر الان بخواهید سریال بسازید، دیگر سراغ آن حال و هوای سریال های قبلی نمی روید؟
امکان دارد در سریال دوباره همان کارها راانجام دهم.

این که مردم زیاد دراکولا را نپسندیدند یک زنگ خطر برای شما نیست که حالا برای فیلم های بعدی سراغ این فضا نروید؟
همیشه این اتفاق افتاده.
حتی زمان یکه سریال هایم را می ساختم.
این زنگ خطر برایم وجود داشت.
انگار جزیی از زندگی ام شده.
یکی از سخت ترین کارها فکر کردن به این نکته است که حالا کار بعدی چه باید باشد؟ کجا باید باشد؟ و خلاصه چه اتفاقی باید بیفتد که ما ضربه نخوریم. /بچه دار نشدن رضا عطاران
بچه دار شدن رضا عطاران

شما موقع ساخت دراکولا با یک جور اعتماد به نفس بسیار بالا وارد کار شدید، چون می دانستید برند رضا عطاران را دارید.
یک جورهایی مطمئن بودید که فیلم می فروشد، این را قبول دارید؟
تا حدی درست است.
مثلا وقتی شرایط اکران و فروش سالوادور را می دیدم به این فکر می کردم که برای دراکولا هم اتفاق خوبی خواهد افتاد.

خودتان هم دراکولا را دوست داشتید؟
آره، خیلی دوست داشتم کارهای تازه ای انجام دهم و خیلی وقت ها انجام کارهای جدید ضربه می زند، یعنی مردم عادت کرده اند یک آدم یا یک کارگردان را دریک قالب خاص ببینند.
اگر فیلم از آن عادت بیرون باشد، آن وقت خیلی سخت برای شان قابل قبول می شود.
من در بازیگری خیلی سعی کردم این عادت را بشکنم و یک جاهایی هم مثل«دهلیز»جواب داد.

چرا علاقه دارید که هم نویسنده کار باشید هم کارگردان و هم بازیگر، چرا بقیه کارها را به دیگران نمی سپارید؟
به خاطر غرور است دیگر (می خندد) ولی نه واقعا فقط توی اینکار این طوری شد.

اما در هر سه فیلم تان، هم متن ها را خودتان نوشتید، هم کارگردان بودید و باز هم کردید.
نه.
فیلمنامه «خوابم میاد» را احمد رفیع زاده نوشته بود، من فقط بازنویسی کردم.
«ردکارپت» را که اصلا نمی شد کس دیگری بنویسد، چون توی شرایط جشنواره بودیم و شبانه می نوشتیم و شکل عجیب و غریبی داشت.
طرح درآکولا را هم از قدیم داشتم و نوشتم.
بعد تهیه کننده گفت خودت باید بازی کنی.

واقعا اگر اصرار تهیه کننده نبود، بازی نمی کردید؟
ممکن بود بازی نکنم.

یعنی موقع نگارش فیلمنامه ،نقش را بر اساس خودتان ننوشتید؟
موقع نوشتن واقعا فکر می کردم که کس دیگری بازی می کند اما خب خودم بازی کردم.
مصاحبه جدید رضا عطاران

یعنی اصرار آقای سرتیپی باعث شد؟
اصرار که نه، یک پیشنهاد بود و نهایتا خودم هم تصمیم گرفتم بازی کنم.

بعد که قرار شد خودتان بازی کنید، نقش را بر اساس ویژگی هایی که دارید، تغییر دادید؟
این برای همه کارها اتفاق می افتد.
چه متن را کس دیگری نوشته باشد چه خودم بنویسم در زمان کار معمولا تمرین می کنیم و توی این تمرین ها بعضی اتفاق خوب یا بد می افتد.
بدها را حذف می کنیم و سعی می کنیم خوب ها بماند.
معمولا در هر کاری درخواست می کنم که قبل از گرفتن پلان، اگر می شود تمرین داشته باشیم.

یکی از مسائلی که درباره شما مطرح می شود این است که همه نقش را به شکل و قالب خودتان در می آورید.
یعنی یک جوری دیالوگ ها را می گویید که خنده دار شود یا حتی خندیدن خودتان باعث خنده دیگران می شود.

بخش اعظمی از این ماجرا غریزی است اما خب مطمئنا تفکر هم در آن دخیل است اما مثلا درباره دیالوگ
گفتن، گاهی فیلمنامه را که به دستم می سپرند، می بینم اگر جای یک کلمه ربط را عوض کنم، همه چیز درست می شود ولی به هر حال فکر می خواهد و حتی نمی شود خیلی واضح توضیح داد.

هیچ وقت شده با خودتان بگویید من رضا عطاران هستم و کارگردان نمی تواند به من بگوید چه کاری را انجام بدهم و چه کاری را انجام ندهم؟
نه.
اتفاقا توی بازیگری هر وقت با این شیوه جلو بروی نابود می شوی.
خودم هم دیده ام که هر وقت از این غرور کاذب کوتاه آمده ام و حرف گوش داده ام به نتیجه بسیار خوبی رسیده ام.
فیلم های رضا عطاران

یعنی اگر کاری خوشایندتان نباشد برای آن وارد چالش هم نمی شوید؟
خیلی وقت ها پیش آمده که چنین حسی داشته ام؛ مثلا در فیلم «دهلیز» موقع ضبط، یک جاهایی فکر می
کردم اشتباه است اما با این حال سعی کردم کاری را بکنم که از من می خواهند.

وقتی هم نتیجه اش را دیدم، متوجه شدم درست بوده.
این حس تنوع طلبی همیشه است و هر جا حس کنم بد نیست که بازی کنم، همکاری می کنم.

موقع پذیرش یک نقش به چه چیز فکر می کنید؟ صرفا فیلمنامه برای تان مهم است یا آدم هایی که پیشنهاد می دهند؟
یکی از بخش های مهم فیلمنامه است.
البته باید بگویم یکی از مسائلی هم که به آبنبات چوبی و هم به درآکولا ضربه وارد زد این بود
که فیلمبرداری آبنبات چوبی با پیش تولید درآکولا همزمان شده بود و تداخل این کارها هم نتیجه خوبی نداشت.

بحث دهلیز پیش آمد و ماجرای اعدام و این جو رحرف ها انگار کلا از مریضی و مرگ می ترسید.
قبلا این جوری بودم.
دوستانم که مریض می شدند نمی رفتم بیمارستان، چون هر وقت می رفتم و در فضای بیمارستان قرار می گرفتم،
حالم بد می شد.

مثلا آن موقع ها یک سرطانی می دیدم از حال می رفتم و بهم آب قند می دادند.
فکر این که این آدم ممکن است چند روز دیگر پیش ما نباشد، برایم وحشتناک بود.
اما از وقتی به خاطر پدر مجبور شدم بروم مشهد و شب ها در بیمارستان کنار او بمانم، وضعیت تغییر کرد چون در آی سی یو بستری بود و آنجا هم آدم در مواجهه مستقیم با مرگ قرار می گیرد./بچه دار نشدن رضا عطاران
زندگی شخصی رضا عطاران

در همان مدتی که آنجا بودم، چند مورد فوت پیش آمد.
خودم هم باورم نمی شد. کارهایی انجام دادم که فکرش را هم نمی کردم.
مثلا یک بار وقتی داشتند به یک بیمار در حال مرگ تنفس مصنوعی می دادند،
رفتم گفتم بگذارید من هم این کار را انجام دهم شاید انرژی من باعث شود که برگردد.

عجیب است کسی که در سریال «بزنگاه» با مرگ شوخی می کند، حالا به جایی رسیده که در بیمارستان برای
زنده بودن یک بیمار در حال مرگ، وارد عمل می شود و به او انرژی می دهد.
هر دوی اینها یک معنی دارد و آن مبارزه و استفاده از انرژی برای زندگی کردن است.

درباره رضا عطاران می گویند در کار بسیار خوش قول است و خیلی کم غر می زند.
حتی همین امروز هم درست رأس ساعت سه که قرار داشتیم اینجا بودید و توانستیم کاملا این مسئله خوش قول بودن را حس کنیم.

همه این تعریف های مثبتی که از من می شنوید در نتیجه علاقه من به کار است، چون کار را
دوست دارم بنابراین خوش قول هستم و اگر ساعت چهار صبح هم از من بخواهند، می روم سر کار.
البته برای سر وقت رسیدن به اینجا اصلا چنین دلیلی نداشتم (می خندد) گاهی هم یک بدجنسی هایی هم می کنم و مثلا دیر می روم.

رضا عطاران سه فیلم در سینما ساخت اما هنوز هم سریال هایش در ذهن مخاطبان ماندگارتر و موفق تر به حساب می آید.
از او می پرسیم که کلا خودش را در تلویزیون موفق تر می داند یا سینما؟
خودم از کارهای تلویزیونی بیشتر راضی هستم.
رضا عطاران در سینما

خب وقتی خودتان راضی ترید و مردم هم طنز شما را در تلویزیون بیشتر دوست دارند چرا دیگر بر نمی گردید؟
لج هنری کردید و تغییر مسیر دادید؟
یک بخشش را قبول دارم که لج هنری است، جمله خوبی هم گفتید (می خندد) مثلا بعد از سریال بزنگاه
شاید چنین شرایطی به وجود آمد اما یک بخشی هم بر می گردد به این که گفتم مغزم دیگر نمی
کشد و فقط کارهای کوتاه را می توانم انجام دهم.

در سینما کل یک فیلم ۹۰ دقیقه است و تایم فیلمبرداری هم نهایتا دو ماه.
در سریال اما باید زمان زیادی صرف کرد.
همان طور که خودتان هم گفتید مثل «کوچه اقاقیا» یک جایی ممکن است خسته شوم و حالم خراب شود.

رضا عطاران در مصاف با فضای مجازی چه می کند؟

خب چرا فحش می دن؟

کامنت ها را هم می خوانید؟
چندتایش را زمان بیکاری خوانده ام.
یک زمانی فحش نمی دادند.
از زمانی که فحش می نویسند، دیگر نمی خوانم چون مثلا اولش کلی تعریف می خوانم و می بینم همه
نوشته اند ایول، دمت گرم، چه بازی خوبی.
بعد یکهو بعد از این همه تعریف، می رسم به یک فحش بد که اثر کل آن قبلی ها را
خراب می کند.» /بچه دار نشدن رضا عطاران

واقعا این فحش ها روی شما اثر می گذارد؟
به نظرم کلا چیز خوبی نیست.
مثلا من الان اگر یک فحش بدهم، شما چه حسی پیدا می کنید؟ (می خندد) خب وقتی عادت می کنی به تعریف شنیدن، بعد چنین اتفاقی می افتد، خیلی بد است. /
زندگی خصوصی رضا عطاران

عطاران کماکان ماشین ندارد و از ماشین خوشش هم نمی آید.
به نظرم دنیا ارزش خیلی گیر دادن و توجه به جزییاتش ندارد، بنابراین من هم سعی می کنم خیلی به این چیزها توجه نکنم.
برای همین جمله اول فیلم «خوابم میاد» را خیلی دوست دارم.
این که وقتی راحت ترین راه زندگی کردن را پیدا کنیم ،آن موقع است که خوشبختیم. /بچه دار نشدن رضا عطاران

معمولا با آژانس و تاکسی توی شهر تردد می کنید، اسنپ هم می گیرید؟
خودم با گوشی خودم نمی گیرم چون نمی خواهم شماره ام پخش شود اما مثلا الان که بخواهم بروم از شماها می خواهم برایم اسنپ بگیرید.»

عطاران چقدر فیلم می بیند و کتاب می خواند؟
فیلم زیاد می بینم

خیلی ها می گویند رضا عطاران و مهران مدیری نه کتاب می خوانند و نه فیلم می بینند. این مسئله چقدر واقعیت دارد؟
خیلی کم کتاب می خوانم.
یک زمانی این جزء ایده های فکری من بود که هر چیزی بخوانم روی کارهایم تاثیر می گذارد اما هر
چه در دنیای واقعی ببینم خودم راجع به تاثیر آن تصمیم می گیرم.
مسائل زندگی روزمره و آدم های معمولی خیلی مستندتر و واقعی تر هستند و اگر بخواهم آن را نمایش بدهم
هم جذاب تر است و هم منحصرا برای خودم می شود.

حالا واقعا کتاب نمی خوانید یا این حرف فقط یک جور پز است؟
یک دوره ای جزء نمایش و پزم بود که می گفتم فقط «بیگانه» آلبر کامو را خوانده ام (می خندد)
البته بعدها گفتم که «کافکا در کرانه» موراکامی را هم خوانده ام و تعداد کتاب هایم شد دو تا.
اما اگر درباره دیدن فیلم جایی صحبت کرده ام، همین الان می گویم که دروغ گفته ام، فیلم می بینم.
بچه دار شدن رضا عطاران

بارها گفته اید سعی می کنید زندگی خوش بگذرد. حتی اگر مجبور باشید در یک اتاق دو متری هم زندگی کنید سعی می کنید باز هم خوش بگذرانید.
به نظرم همه می توانند این طوری زندگی کنند.
وقتی که تو را مجبور کنند در جایی مثل یک اتاق یک در یک زندگی کنی، بالاخره می توانی خودت را تطبیق دهی و احساس خوشبختی کنی.
به نظرم ما کاملا به اجبار توی این دنیا هستیم و خب این هم مثل همان زندگی توی یک اتاق است.
می توانیم سعی کنیم خوشبخت باشیم.

یعنی همیشه این آمادگی را دارید که اگر مشکلی پیش بیاید در مواجهه با آن باز هم احساس خوشبختی کنید؟
آمادگی اش را دارم.
به خاطر شرایط مالی و اجتماعی خانواده ام، قبلا توی زندگی ام شرایطی را تجربه کرده ام که باعث شدههمیشه فکر کنم هر اتفاقی ممکن است برایم بیفتد. برای همین آمادگی اش را دارم.

 

رضا عطاران دوست ندارد پدر شود + بیوگرافی کامل رضا عطاران

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.