رضا خان چرا دستور کشف حجاب را در ایران صادر کرد؟

رضا خان 82 سال پیش قانون کشف حجاب را در سراسر ایران عملی نمود و بیشتر زنان در آن موقع دوست نداشتند که کشف حجاب نمایند ولی به دستور رضا خان هر کسی حجاب داشت دستگیر و حجابش را بر می داشتند در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر رضا خان چرا دستور کشف حجاب را در ایران صادر کرد را در مجله خبری دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش مجله خبری دانستن : نزدیـک به هشتـاد و دو سال پیش در کنـــار سرمای روزهای دی ماه، بیــشــتـــر مردم ایـــران به اجبـار به اسـتـقبـــال قانونی رفـتنـد، که تاوان سختـــیـ‌های آن را بیــش از هر قشــری، زنـان بر دوش کشــیـدنــد. زنانـی که نه خود به رغبت و آگـــاهی، بلـکه حکومت به بهانـه دلـــسوزی و آزادی زنـان از بنــد اســارت تصـــمیــم گرفت چادر را از سر زنــان بردارد و کلــاه و لبـاســ‌های فرنـــگـــی را به آنها تحمیل کنـد.

سیـــاه بودن یا رنگی بودن چادر برای رضـا شاه فرقــی نداشت، چادر، چادر بود. بایـــد به هر شکلــی از سر زنـان ایـران برداشتـــه می‌شـــد. رضا شاه علت ایــن اقـدام را برای «محمود جم» که کشـف حجاب در کابینه او انــجام گرفت، چنین می‌گوید: «ایـن چادر چاقچورها را چطور میــ‌شود از بیـن برد؟

دو سال اسـت که این موضوع فکر مرا به ‌خود مشغول داشـتـه، از وقتی که به ترکـیـــه رفـتــم و زنـــ‌های آنــهـــا را دیدم که پیـچـــه و حجاب را دور انداخـــته و دوش به دوش مردها کار میـــ‌ـــکـــنــنـــد، دیگـــر از هر چه زن چادری بود، بدمـــ‌ آمده اســـت…اصــلاً چادر و چاقــچور، دشـــمـــن ترقــی و پیشـــرفــت مردم ماست. درست حکم یک دمــل را پیدا کرده که بایـــد با احـتـیاط به آن نیــشتر زد و از بیـــنــش برد.» (1)

از پاییز 1306 هجــری شمـســی و سراسـر سال 1307 مســـأـــلـه تغــیـــیـر لباس مردان شکـــل قانونی گرفت و این نخــستین قدم جدی رضــا شاه برای ورود به دنیـــای تجـدد با تغــیـیــر ظاهر مردم بود. در این زمان هنوز او برای پوشش زنـــان تصــمـیـــمـی نگـــرفتـــه بود. امـــا از آغـاز سال 1307 نخـــسـتــین درگـیری درباره مسأـله حجاب در ایـــران آغاز شد. آن سال، روز اول فروردین با 27 رمضـان مصادف شده بود. زنــان خانواده رضـا شاه تصمــیم میـــ‌ـــگیرنـــد برای تحویل سال به قم و حرم حضـــرت معـــصومه(س) بروند. در این سفـر آنـهـا به جای چادر مشــکـی از چادر نمـــاز یا چادر رنگ روشن اســـتفـاده کرده بودنــد که ایــن مسأله باعث اعتـــراض بعضـی از روحانـیون میـــ‌شود.

ماجـــرا به روایـتـــی ایـــنـگونه بوده اســت: «…در آن سال خانواده رضـــا شاه به اتفاق عده زیـادی از ز‌نـ‌ـــهای درباری با پوشش غیــر مرسوم در غرفه بالای ایوان (حرم) نشسته و منـــتــظـر سال تحویل بودنــد. یکـی از وعاظ قم به نام «حاج شیخ محـمــد بافــقــی» که بر منـبر سخـــن میـ‌ــگـفـت: از حجـاب خانــدان سلطــنتی انتــقاد نمود و اخـــطار کرد چنـانـچــه در حجـــاب خود تغــیــیـر ندهـنـــد باید غرفـــه را ترک نمایـند. بر اثر تذکـر واعــظ، همسر رضا شاه و زنــ‌هـــای دربـاری غرفـه را ترک کردنـــد و به منزل تولیــت که برای آنها آمــاده شده بود، رفـتنـد و موضوع را تلــفنـــی به اطــلاع شاه رســـانیدند.» (2)

نتـیــجـــه ایـن تماس تلفــنی و با خبر شدن شاه ایــران سبـــب می‌ـشود که: «…فردای آن روز قوای نظــامی وارد قم شد. خود رضا شاه نیز به قم آمـــد و عدهـ‌ای از امــرای ارتــش وی را همـــراهی میـــ‌ـــکــردنـــد. صدای زره‌پوش و تانـــک‌ـــهــا، شهـر را به لرزه در آورده بود. رضـا‌شـــاه و همراهـــان با کفش وارد حرم شدنـد و با چوب دستـــی به ضرب و شتـــم خدام و اهـــل علم پرداختـند. رضا شاه از رئیس نظــمـــیه شیخ محمد بافـــقـی را مطــالـــبـــه کرد و او اظــهـار کرد که او فرار کرده اسـت. به محــض ایـنکـــه ایــن جمـــلــه از دهان رئیس نظــمیـه خارج شد، شاه با عصـا به وی حمــله کرد و دنــدان‌ــهایـــش را شکست و او با بدن مجــروح به زمین غلـتید. شاه دســتور داد او را به زندان تهــران انــتـــقــال دادند.»(3)

رضا شاه با اینکـــه به تغـــییـر در پوشش زنـــان، آنهـــم با برداشـتــن چادر فکـر می‌کرد امــا هنوز با احتیاط قدم برمی‌ـــداشت. یکــی از علت‌ـهـای ایـن احــتیاط سقوط امانــ‌الــلـه پادشاه افـغانســتان بود، چرا که شور و اشتیـــاق ایـن پادشـــاه برای غربــی کردن کشورش که برداشتن حجـــاب جزئی از آن بود باعث شد در دی ماه 1307 حکومتــش سرنــگون شود.

الـبتـه در این میان اتـــفاقــاتــی در حال رخ دادن بود، چرا که دولت مقررات مربوط به حجـــاب را بسیـار سســت و آســـانــ‌ کرد، تا جایی که اعلــام شد زنـان می‌توانــنـد در درشکـه‌های روباز کنـار همـــســـران خود بنشـیـنـــنـد. حتـــی در تهـــران شایـع شده بود که بیـ‌حـــجــابــی عمومی در نوروز 1308 از طرف حکومت اعــلـــام خواهــد شد، امــا همـــان‌ــطور که اشـاره شد سرنـــگونی امان‌ـــالـــلـه و هشـدار برادر شاه افـغانستان به رضا شاه، که به ایران فرار کرده بود در مورد اصلــاحـــات ضد مذهبـی، مانـع اجرایی کردن بی‌ـــحـجـابی عمومی شد.‌(4)

اما ایـــن احتـیاط به این معـــنا نبود که رضـــاشـاه دیـــگــر تلاشـی نکـــند و از این موضوع دست بردارد. در تمام ایـن روزهـا تا سال 1314 که مســأــلــه کشـف حجاب عمومی میــ‌شود، دولت تصــمیـم گرفـت بتدریـج ذهن مردم را برای بی‌ــحجــابـی آماده کنـد. به ایــن صورت که به شهـربـانی دســـتور داده شد به زنان اجــازه بدهند در انــظـار عمومی بیــ‌ـــحــجــاب ظاهر شوند. معـــلــمـــان زن که بعضـــی از آنـهــا در خارج از کشور بیـــ‌حجاب شده بودند، نخســتـــین کســانـــی بودنــد که چادرهـــای خود را برداشتنـــد. مدارس ارمـــنــیـان، زردشــتـــیان و بهایــیان در ایــن ماجـــرا پیشـگـام همـه بودنـد. در زمســـتــان 1306 تعداد کمی از معــلـــمــ‌ـــها و بســیــاری از دانشـــ‌ــآموزان جرأــت کردند با لبــاس اروپایی از جمــله کلــاه به خیـابان بیـــایـنـد، البته تعداد آنها در آغـــاز بسیــار انـدک بود. ملـــکه ایــران هم گهگاه بی‌ـحجاب در انــظار ظاهر میـ‌ـــشد، اما بی‌ــحجابی هنوز سیــاست رســمـــی دولت نبود. (5)

در خرداد 1313، زمـانی که شاه ایران در نخـــســـتــیـن و‌ آخـــرین سفـــر خارجی خود، دیداری رســـمــی از ترکـیـــه کرد که در نتـــیـجه آن بسـیــار تحت تأـــثـیر پیـشرفت‌هـای اقـــتــصادی و اجتمـاعی ایـن کشور به رهبری مصـــطفی کمـال آتاتورک و مشــارکـــت زنـان در امور اجــتــمـاعــی قرار گرفت وهمـــیـــن امر باعـــث شد که رضـــا شاه اقدامات شدیـدتری را برای اصـلـاحات فرهــنـگی ایران انــجـام دهد. یحـیــی دولت آبـادی می‌ـــنویســـد: «چون آتاتورک دعوت بازدیـد از ایـران را پذیرفته بود رضـــاشاه میـ‌خواســت تا زمان بازدید او از ایران هر چه زودتــر برنـامـه‌هــای خود را اجرا کنـد تا آتاتورک شاهـــد عقــب‌ـمــاندگی ایـــران نســـبـــت به ترکیه نباشد.» بعد از ایــن سفر رضــا شاه بدون آنـــکـه به ریـــشـــه و علـت اصلــی آن پیشـرفتـ‌ها فکر کنــد، تصـمیـــم قطـعـی خود را برای انجــام اصـــلاحـــات فرهنـــگــی گرفت.

نخـــستین اقـدام در سال 1314 بود، که کلاه پهلوی جای خود را به «کلـــاه شاپو» اروپایـی داد. در سراســـر کشور مراسم و جشـــنــ‌ــهــایی در بزرگـداشـــت ایــن اقـــدام و الــبتـه با هدف آمـاده کردن ذهن مردم برای برداشتـــن حجـــاب برپـا شد. حتـی به هیأـت دولت و نمـایـندگان مجلـس دسـتور داده شد هفـتــه‌ــای یکبار در وزارتخانـــه‌ـهــا، مجـلــس یا باشــگــاه ایـران که عبـــدالحسیـن تیـــمورتاش برای نخــبــگــان تهرانی تأــسیـس کرده و زنـان همیـــشـــه بیـــ‌حـــجاب به آنجـــا می‌رفتــنـــد، به هر منــاسبـتی میهـمانـــی یا جشـــنی برگـزار کنـنــد و زنان خود را بیـ‌حـــجـاب همراه ببــرنـد.(6)

از آغاز سال تحــصــیلـی 1315-1314 وزیـر آموزش و پرورش استــفـاده از چادر توسط معـــلـمان و دانـشـــ‌ـآموزان را قدغـن کرد، همـچــنـــیـن رضــا شاه در همین سال عدهـ‌ـای از زنـــان فعـــال در امور اجـــتــمـــاعــی را به جشـنی دعوت کرد و در آن جشن قرار شد مؤسسه‌ــای بهــ‌ــنـــام «کانون بانوان» به ریاســت افـتــخـاری شمـــس پهلوی تشکیــل شود. ایـــن اقـــدام شاه به ایـــن معنــا بود که دولت میـــ‌خواهد رهبــری نهضت زنـــان را خود به دسـت گرفـــته و آنــچه خود می‌خواهـد را برای زنـــان مشخـص کنـــد.(7)

چالـــش حکومت و طبقـه روحانـیون و مردم متدیـن بالا گرفـت. در مشــهد مقــدس، روحانیون به رهـبری «آقـــا حسین قمــی» به‌ـــطور صریح با سیـاستـ‌های رضــا شاه مخــالفـــت کرده و تلـــگرافــ‌ـهایی برای شاه فرســتـادنــد. این اعـــتـــراض به جایــی رسید که شخص ایــشان تصمـــیـــم میــ‌گـیرد به تهـران رفـته و شخصـاً با شاه صحبت کنــد به ایــن امــیـد که عقیده‌ شاه را درباره ایـــن اصـــلـاحات تغییر بدهد. اما بعـد از ورود به تهـــران، مقامـات دولتــی به‌نحوی اهــانت‌آمـیز به او بی‌اعـتــنـــایی کردنـد و «آقــا حسیـــن قمی» چارهـــ‌ـای جز ترک وطن و مهـاجـرت به نجف نمــیـــ‌بیند.

ماجـرای مسـجد گوهرشـــاد

۲۱ تیـــر ۱۳۱۴ تظـاهـراتــی در مسجد گوهرشـــاد که در مجـــاورت حرم بود، آغـــاز شد و در آن وعاظ و روحانیون علـیـه کلـاه بیـــنــ‌الــمـللــی(شاپو) و بی‌حجابی سخـنـرانی کردند. ضمن ایــنـکــه رفـــتـــار توهین‌ـآمیــز با «آیتــ‌ـالله قمــی» هم بر هیـــجان تظــاهرات افزود. از آنجایـی که فصل تابــستـــان هم بود تعداد زیـادی از زائران در صحــن حرم امـام رضــا(ع) جمـع بودند و فکـر می‌کـــردنــد که نیــروهای امـــنیـتــی حریم حرم را رعـایـــت می‌ـکـننـــد، امـــا بر خلـاف تصور، نیروهای امـنـــیتـی به صحـن حرم و مســـجد گوهرشــاد حمـله کرده و به روی تظـــاهـــرکـــننـــدگــان شلیـک کردنـــد. امـا چون نتوانســـتند مردم را بیـــرون کنــند عقـــب نشسـتـــند.

بعد از ایــن اتــفــاق مردم مشــهـد به خروش آمده و برای اعـتـراض به حرم شتافتنـد. نتـــیجــه شدت گرفتـــن ایـن اعــتراضـات به جایـی رسید که نیـروهای نظامــی در سراسر مشــهـد موضع گرفــتند و در نهــایــت چون حریف مردم نشدند به مسـجد حمله کرده و با کشته و زخمـی کردن حدود دو هزار نفـــر به ایــن ماجرا پایان دادنـــد. روز بعــد کشتـهـــ‌شــدگـان را در گورهای جمـعی دفن کردنـــد و تقـــریباً تمـام علمـــای بزرگ شهر را دستگـــیـر و از مشهـــد اخـراج کردنـــد.(8)

ایــن واقعه تلخ رضا شاه را از اجرای طرح کشف حجاب منصــرف نکرد. او همـــچــنان بر تصـمـــیـم خود پافشــاری میــ‌ـکـرد تا ایـــنکـــه در روز 17 دی ماه 1314 به آرزوی خود رسید و برداشــتن چادر و حجاب از سر زنــان را به هر صورت ممـــکـنــی اجــباری کرد.

روز کشـــف حجاب

روز 17 دی 1314 برای رضـا شاه فرا رســیــد، او همـراه با ملکـــه و دو دختـر خود، شمــس و اشـــرف در مراسـم افتــتـاح «دانشســرای مقــدمـاتـــی» نوبنیـــاد تهران شرکـــت کرد. با توجه به حساس بودن ایـــن موضوع در تهـیه مقــدمات ایـن روز، تمـــام دســـتـــگاهـــ‌ــهـای امنــیــتی کشور در حال آمــاده باش بودند، زیرا هم رضا شاه و هم وزیـــران او احـــتـمـال هر نوع شورش و اعـتـــراضـی را میـــ‌دادند. «محـمود جم» نخستـــ‌وزیــر وقت در خاطـــراتش از تردید و نگــرانـــی خود و سایــر اعــضای هیـــأــت دولت از این روز یاد میـ‌کـــند و میـ‌ــنویسـد: «مهــم‌ـــتـریـــن نگرانـــی که نه تنـهــا (گریـــبـانـــگیـــر) من، بلـکـــه گریبـــانـگــیــر اعضـــای هیـأت دولت بود مسأــله عکســـ‌ـالــعمل افـراد متــعصـــب در برابر این اقدام بود…». اما این نگــرانی‌ــهــا تأثیـــری بر تصمــیـــم رضـا شاه نداشـت.(10)

بالـاخـره انتـــظارها به پایـان رسیـد و رضــا شاه به همــراه ملـــکــه و دو دخــتـرخود که لبــاس اروپایــی به تن داشــتـــنــد در دانـشـسـرای مقدماتــی، حضور یافــت و ضمـــن اعطـای دیــپلـــم به محـــصـــلـــیـــن و معلمان، کشـــف حجــاب را رســـمــاً اعلـــام کرد. «محـمود جم» در خاطــرات خود دربـــاره نظــر رضا شاه برای ایــن مراســم، چنـــین نوشتهــ‌ اســت: «(رضــا شاه) مرا احـــضار فرمودند و گفتنـد لباســ‌ها و آرایــش خانـمـ‌ـــها خوب است. حیف نیسـت که زنــ‌ـــها خود را پنــهان کنــنــد… دقـــت کنیـد که این قبیل جلـــسـات و مراسم تکـرار شود تا خانــمـــ‌ـــهـا مرتـب در آن حضور یابند و بیـشــتــر به آداب و رسوم معـاشرت عادت کننـد.»(11) امــا در میان خوشحـالـــی رضــا شاه در حالی که آثــار شرم و حیا از چهره بسـیاری از زنانـی که به اجـــبـار در مراسم شرکــت کرده بودند آشکـار بود، عده‌ــای از آنـهــا حتــی تا پایـــان مراسـم رو به دیوار ایـــســـتــاده و اشـک می‌ـریـــختـنـد.

«علــی اصـغــر حکمت» از سیـاسـتمـــداران معــروف و وزیر معـارف دوره رضـــا شاه، در مورد تبـعـــات ایـن واقـــعـــه می‌ـــنویســـد: «بلافــاصـله بعــد از مراسم 17 دی در تهــران دو امر پیش آمــد، که یکــی به افراط و دیـگــری به تفـــریـط بود. از یک طرف بعضـــی از زنـ‌ــهای معلوم‌ـــالحال به کافـــهـ‌هــا و رقاص‌خـانهــ‌هــا هجوم آورده و همـــه در مرئی و منظـــر جوانــان بوالـــهوس به رقـص پرداختـــه و با آن جوانـــان به انواع رقــص‌ـــهای معــمول فرنگـــسـتــان، مشـــغول دســـتـــ‌ــافــشــانی و پایــکوبی شدند و از طرف دیـگر مأـموران شهربانـــی و پلـــیـــسـ‌هـا در تهـــران و فرمـــانـــداریــ‌ـــها و بخـــشـداری‌ــهـا در شهـــرهـا و قصــبات ممـــلـــکـت بر حسب دستور وزارت کشور مزاحـــم زنـان بی خبـر شده و آنـهـــا را به اجـــبار وادار به کشـف حجــاب میـ‌ـکردنـــد و حتی چادر و نقــاب آنان را پاره میـــ‌کردنـــد…» (12)

منـابع:

1- حســین مکـی، تاریخ بیست سالـــه ایران. علمـــی، تهران، 1380
2- باقـــر عاقـــلی، نخـستــ‌وزیــران ایران، جاویدان، تهـــران، 1394
3- حکـــایت کشـــف حجـــاب، دوجلـــدی، مؤسسـه فرهنـگی قدر ولایت، تهران، 1380
4- اسـتـفـانــی کرونین، مرتـضـی ثاقـــبــ‌ـفـــر، رضا شاه و شکل‌ـگیــری ایـــران نوین، جامی، تهـــران، 1383
9-8-7-6-5- همـــان
10- مهدی صلــاح، کشــف حجاب (زمینــه‌ـــهـا، پیـامدها و واکــنــش‌ـــهـــا)، مؤســـســـه مطـــالعــات و پژوهشـــ‌ـــهـای سیــاسی، تهــران، 1384
11- همـان
12- مرتـضـــی جعــفری و صغـری اسمـــاعـیـل‌ــزاده و…، واقعه کشـــف حجـــاب، سازمـان مدارک فرهـــنگــی انقــلاب اســـلـامـی و مؤسســه پژوهش و مطـــالـعـات فرهـنـــگـی، تهــران، 1373

رضا خان چرا دستور کشف حجاب را در ایران صادر کرد؟

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.