سهیلا دختر ایرانی و نگاه هوسران و شهوتران مردان عرب و توریستها

سهیلا دختر ایرانی و نگاه هوسران و شهوتران مردان عرب و توریستها

سهیلا دختر ایرانی و نگاه هوسران و شهوتران مردان عرب و توریستها

هیچ گاه تصور نمــی کردم کارم به جایی برسـد که در ایـــن سن و سال انواع خلاف ها را تجربــه کنــم. از هر شگـردی برای سر کیسـه کردن افــراد پولدار اسـتفاده می کردم امــا زمانی که آلت دسـت گردشــگــران خارجی پولدار قرار می گرفـــتم خیلـی رنـج می بردم این در حالـی بود که چاره دیـگـــری نداشتـــم و تنها به پول بیـــشتـر می اندیـشیـدم تا مخـــارج زنــدگی خود و مادرم را تامیـن کنــم…

به گزارش مجله دانستن : سهــیــلا دختر 16 سالـه که به همراه یک زن میـانـــســـال، به اتـــهـام سرقــت اموال یک گردشــگـــر عرب زبـان دستـگـــیر شده بود در حالـی که عنوان می کرد ناخواســـتـه در مسـیــر خلـاف قرار گرفــتم و خودم ایـــن کارهــا را دوست نداشــتـم به کارشـــناس اجتماعــی کلانــتــری گفـــت: چنـد سال قبــل پدر و مادرم به خاطر اخـتلافـات شدید خانوادگــی از یکـدیـگــر جدا شدند در این میــان من که وابســتگی بیشـــتـــری به مادرم داشـتـــم ، کنـار او ماندم.

امـا نتوانســـتـم در این شرایــط روحی و روانـــی به تحصــیل ادامـه بدهم و به همیـــن خاطر نیــز در مقـطع راهــنـمـــایی درس و مدرسه را رها کردم و به همـراه مادرم به این شهـر مهاجــرت کردیم مادرم مدرک تحـصـــیــلـی لیـــســانـس داشـــت و فکـــر می کرد در شهـــر بزرگ تر می توانـــد شغـل منـاسـبـی پیدا کنــد امـا ایـــن گونه نشد و او نتوانــســت کاری برای خودش دســت و پا کنـــد.

ایــن در حالــی بود که ما خانـــه کوچکی نیز در حاشـیـه شهر اجاره کرده بودیــم، امـا نمـــی توانستـــیـم مخــارجمـــان را تامـــین کنــیم . در همـــیـــن روزهــا بود که رفت و آمـد مادرم با هاجر خانم آغـــاز شد. او زن معـتادی بود که در همسایگــی ما زندگـی می کرد و از طریـق گدایی روزگـــارش را می گذرانـد. مادرم که از گدایـی کردن شرم داشـــت مرا به دسـت هاجـر خانـــم سپـرد تا در کنــار او کار کنـــم.

از آن روز به بعــد تعدادی قبض آب و برق و گاز را در دست می گرفــتیم و با برانــگـیـــخـتن حس ترحم گردشـــگــران خارجـــی و مسـافران، مبــالــغـی را از آن ها دریــافت می کردیم. هاجرخـــانم چنــین وانمود می کرد که من دخــتـرش هستــم و پس از فوت پدرم قادر به پرداخــت اجـــاره مسکــن و قبوض نیـــسـت.

در همین اثنــا اگـــر فرصت منـــاسبـــی به دســت می آوردیم با چرب زبانـــی و نزدیک شدن به افــراد پولدار به جیب آن ها دستــبرد می زدیـم و یا کیف دستــی شان را به سرقــت می بردیم. گاهــی نیز برخـی از گردشگران پولدار با چشمانی هوس آلود به من نگاه می کردند من هم که از ظاهر منــاســـبی برخوردار بودم برای به دست آوردن پول بیـشتـــر سعـــی می کردم از ایـن فرصــت اسـتفاده کنـــم .

بنابـــرایـن به انواع حیـله ها متوسل می شدم تا بتوانم با هر عنوانــی از آن ها پول بگـــیـــرم اگرچه خودم از ایـــن که آلت دســـت مردان پولدار قرار بگـیـــرم و تن به خواسـتـه های شوم آنهـــا می دادم رنــج می کشــیدم اما وقتی می توانســتم پول بیــشتـــری به دسـت بیـاورم خودم را قانع می کردم.

آخر شب نیـز هنگـــامــی که به همـراه هاجـــرخانم به منـزل باز می گشـتیــم همـــه پول هایــی را که از راه خلــاف و گدایی به دســـت آورده بودیـــم بیـن خودمــان تقــسیم می کردیـم تا این که چند روز قبل پس از آن که کیف یک گردشــگر عرب زبان را سرقــت کردیم مورد ظن ماموران انـــتظامـــی قرار گرفـــتـــیـم و در حیـن ارتکـــاب جرم دســتــگــیـــر شدیم. حالا وقتی به گذشتــه خود می اندیشـــم نتـیـجه ایـــن روزگار سیــاه را در طلاق پدر و مادرم می بیــنـم چرا که …

 

 سهیلا دختر ایران   سرنوشت سهیلا دخت رایرانی  دختر ایرانی خاطره سهیلا داستان سهیلا دختر فراری دختر فراری عکس دختر ایرانی عکس های دختر ایرانی عکس دختران بدحجاب ایرانی عکس سکسی دختر داستان سکسی دختر داستان سکسی دختر نوجوان داستان من و دختر فراری عکس کس کون تنگ دختر عکس کس کون دختر عکس کون دختر عکس پستون دختر عکس دختر جنده دختر جینده دختر دبیرستانی کلیپ دختر فراری کلیپ دختر جنده کلیپ رقص دختر کلیپ رقص سکسی دختر کلیپ تلگرامی دختر عکس تلگرامی دختر کانال تلگرامی دختر

 

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.