شکایت پیر زن از شوهرش به دلیل رفتار زشتش

پیرزن 65 ساله بعد از 45 سا زندگی مشترک از شوهرش شکایت نمود چون رفتارهای زشت شوهرش را دیگر نمی توانست تحمل نماید و به دادگاه رفته و شوهرش شکایت نمود این زن دیگر از دست شوهرش خسته شده بود و دوست داشت از او طلاق بگیرد در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر شکایت پیر زن از شوهرش به دلیل رفتار زشتش را در مجله خبری دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش مجله خبری دانستن : شـــکــایـت زن بعـد از۴۵سال زندگی مشترک , زن ۶۵ ساله که برای شکـــایت از همســرش وارد کلانـتـــری شده بود
با بیــان این که دیــگر تحـمـــل رفتارهــای زشت همـسر ۷۵ ساله اش را ندارد
با چشـمـانـــی گریـــان و دســـتـانی لرزان به تشریــح ماجـرای زندگـی اش پرداخت و به کارشـنـــاس اجتـــماعـی کلـانـــتری سنـــابــاد مشهـد گفـــت:
۱۵ ساله بودم که به خواست خانواده ام پای سفــره عقد نشســـتـم
و در یک ازدواج سنــتی زنــدگـــی مشـتـــرک با «ایوب» را آغـــاز کردم که ۱۰ سال از من بزرگ تر بود.
آن زمـــان من هم ماننـــد خیـلـــی دیـــگـر از دخــتران روستـا کنـار دست پدر و مادرم در زمـــین های کشاورزی کار می کردم
اگــرچـه درس خواندن را خیــلـی دوست داشـــتم ولی شرایــط تحصیل برای دختـــران روستـــا فراهـم نبود و بیـشـــتـــر اوقاتم را برای جمــع کردن علوفه و دیگـــر امور مربوط به دام می گذرانـــدم.


شکایت زن از شوهر ۷۵ ساله اش

وقتـــی شنیـــدم همســـرم در روستـــای محل زنـــدگــی شان چند راس گاو دارد خیـــلــی خوشحال شدم
و به ایوب پیشــنهـــاد کردم در امور مربوط به گاوداری به او کمـک کنــم.
همــســرم از ایـــن موضوع خیلــی خوشحال شد چرا که من آشــنایـــی کامــلــی با دامــداری داشـــتـم
و او پول یک کارگـر را پس انداز می کرد. از آن روز به بعـــد علـاوه بر انـجام امور خانـــه داری در گاوداری همسرم نیـــز کار می کردم.

یک سال بعـد وقتـی اولیـــن فرزندم به دنـیا آمـــد دیگر نمـــی توانـستـم مانند سابق کار کنم
به همـیـــن علـت رفتـــارهـــای ایوب به کلـی تغیـیر کرد و توهیـن ها و فحــاشـی هایش شروع شد.
اگـــرچـــه رفـتارهای او تاثـیر بدی در روحیــه ام گذاشــتـــه بود ولی فکر می کردم ایـــن حرکات او به دلیــل خســتـگی و تنـــهــایـــی اش در امور دامداری است.
ماجـرای شکایـــت زن بعـد از۴۵سال زنـدگی مشـتـرک

امـــا آرام آرام فهـمیــدم او با زن دیـگری ارتبـاط دارد. وقتی ایــن موضوع را مطرح کردم همـــســرم به شدت مرا کتـک زد!
از آن روز به بعد با چشـــمان خودم کثافت کاری هایـش را می دیـدم اما دم برنمــی آوردم
چون نمــی خواسـتم خانواده ام آزرده خاطر شوند. خیلـــی زود وضع مالی همسـرم رو به راه شد
و امــلاک زیـادی خریـد. با ایـــن وجود وقتـــی می دیدم ایوب به من و فرزنـدانـم توجهــی ندارد، آسـتــین
همت را بالا زدم و شروع به کسب درآمد کردم. از بافتــن لباس گرفته تا جمع آوری و خشک کردن میوهدر باغ های دیگـــران، کارهایـــی بود که برای تامـــین هزیـنــه های زنـــدگـی ام انجام می دادم.چهـــار فرزندم را با مشــقت بزرگ می کردم به طوری که گاهی برای تامــین هزیـــنـه هایشان دچـار مشـــکل می شدم ولی ایوب فقط به دنـــبال خوشگـذرانی و ثروت انـــدوزی بود.

حالـــا که ۴۵ سال از زندگــی مشـتـرکـمان می گذرد و همسرم چنــدیـــن مجــتمــع مســـکونی
و کارخـانه تولیـدی دارد اما هنوز نفقـه ای به من نمـی دهد و من با کمک فرزنــدانم که ازدواج کرده اند روزگـار می گذرانم
از سوی دیـــگـر ایوب نه تنـــهــا تعــادل روحی ندارد بلـکـــه به من سوءظن پیـــدا کرده اسـت
و در منــزل را به رویم قفــل می کنـد. او از رفت و آمد فرزنـــدانـــم به منـــزلــمان جلوگیری می کنــدو می گوید چرا بایـد من کار کنم و دامــادها و عروس ها بیایــند و بخورند .

شکایت پیر زن از شوهرش به دلیل رفتار زشتش

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.