عاشق شدن مثل مصرف کوکائین شادی آور است

عاشق شدن مانند مصرف کوکائین می باشد و می تواند فرد را شاد و قوای جنسی اش را تقویت نماید و اگر به ازدواج منجر نشود این یک عشق نافرجام می باشد و ضربه عاطفی به فرد مورد نظر خواهد رساند کوکائین مصرفش غیر قانونی است ولی عاشق شدن قانونی می باشد در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر عاشق شدن مثل مصرف کوکائین شادی آور است را در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

چـنـد هفـــتــه پیـش نوشته بودم که عاشــق شدن مثل مصـــرف کوکائین اســت. درواقع شباهتـــ‌هـــای زیـــادی بین وضعـــیت مغــز کسی که عاشـق میـــ‌شود و کسـی که تازه کوکائین مصرف کرده اســـت وجود دارد.

مصرف کوکائین در کوتاه مدت روحیه را تقویت میـــ‌ـــکند، میل جنسی را بالـــا می‌ـــبـرد، اعــتــمادبهـــ‌ـــنــفـــس را ارتــقـــا میـــ‌ـــبخـشد، توانـایی صحبـت کردن و گفتــگو را تقویت می‌کـنــد و هوشیــاری را تشدیــد میـ‌کـند. درواقـع فوق‌ـــالــعــاده‌ـتـریــن حالت هوشیاری و قوی‌ــتریـن حس زنـــده بودن را در فرد ایـجاد میـ‌ــکـــنـــد امـــا در بلنــد مدت عواض جبران ناپـذیری بر سلــامــت انســان دارد.

اگـــر در جملـه‌ـی بالا مصـرف کوکائین را با عاشق شدن جایگزین کنـیم، آنــ‌وقت به درســتی تجربه‌ـــی فرد عاشـــق را هم توصیف کرده‌ایـم.

ازآنـــجـا که سرمـــستـــی یک عشـق تازه، تجــربه‌ــای فوق‌الـــعاده اســت و برخـلـــاف کوکائین پیگرد قانونی هم ندارد، چرا نباید سبــک زندگـــیـــ‌ــمـــان را براسـاس عاشق‌شـدنـــ‌ـهـــای مداوم بنــا کنیـم؟ بهـــتـــرین سبـــک‌ـــزنـدگـــی همـــیـــن عشـــقـ‌ــهـــای پشتـــ‌ـسـرهـمــی نیست که هیچ‌ـــکــدام به ازدواج ختم نشود؟ از ایـــن گذشتـــه، اگر جلوی ازدواج گرفـتـــه شود آنـ‌وقت دیـگر طلاقی هم در کار نخواهـد بود.

ولی نبایـد اینقــدر تند پیش رفــت. ایـن ایده مشـــکلـات اســـاســـی زیادی دارد.

اول ایــنـکـه همـهـــ‌ـــی روابط شمــا قرار نیســـت کاری کند که عقلـتان را از دسـت بدهیـد. قانون کاهش بازدهــی در روابط عاشــقانه هم وجود دارد. دلـیــل ایـــنـــکـــه ما هیچوقت اولیــن عشقـــمان را فراموش نمــی‌کـــنیـــم این اسـت که آن تجـــربـــه اولین باری بوده که موادشیمیایـــی در مغزمـــان ترشــح شده که ما را به سرمـستـی حاصـل از عشق رسانـده اسـت. در اولیـــن تجربــهـــ‌ـی عاشـقــی تمــاس دســـت طرف‌ـــمقـــابل هم برای ایـــجاد لذتی عمـیق کافی اســـت.

به مرور زمـــان و با روابـــط مخـتـــلـــفی که پشـــت سر هم در زندگـیـــ‌مـان ایـجـاد میــ‌ـشود، آن تمــاس دســـت دیگــر قدرت انفــجــار احــساس در ما را از دست میـــ‌دهـــد. همـینـــطور با گذشــت زمــان وقتـــی کســـی زیـر گوشمان زمزمه کند «فکر کنـــم عاشقت شدهــ‌ـام» هم دیــگـر آن انرژی را وارد مغــزمان نمیـ‌ـــکنـــد. و اگــر بخواهـــیم ایـن کار را با ازدواج‌ــهـــای متـــعدد تکـرار کنیــم، همهـ‌چــیــز تقریبـاً خنـــدهــ‌ـدار می‌ــشود. عروس و دامــادی را تصور کنـــید که هر دو می‌ــخواهــنـــد ازدواج چهـــارمــشان را تجربه کنـند و به هم می‌ـگوینـد، «سوگند می‌ـــخورم که هیـــچوقت ترکـت نکـــنـــم و چیـزی جز مرگ نتواند ما را از هم جدا کنـــد.» شما اگـــر شاهد چنـــیــن ازدواجـــی باشیـد از خودتـــان نمــیــ‌ــپرسید، «واقـــعا؟ چطور میــ‌ــتوانــند سر چنـین قولی بایــســتنـــد درحـــالیــکه شواهـد نشـــان میـــ‌ــدهــد که به احـتــمال قوی خلاف آن اتفاق میـ‌افـتد؟ چه تضمـیـنی واقــعاً برای ایـن وعدهـ‌هـا وجود دارد؟»

دوم اینـــکـه نتــایج ناراحت‌ـکـــنندهـ‌ــی یک تحــقـــیـــق نشان می‌ـــدهـنـد که ازدواج‌های متعدد باعـث مرگ زودرس می‌ـشود. محـــققــان دانشـــکده‌ی بهـــداشت لنـــدن دریافـتـــه‌ــانـــد که افـــرادی‌که حداقـــل سه بار ازدواج کردهــ‌انـد نسبـت به آنهـایی که فقط یک بار تجـــربـــه‌ی ازدواج داشــتهـــ‌ـانـــد، تا ۳۴٪ احتـمـال مرگ بعد از ۵۰ سالــگـــی در آنـــهــا بیــشتـر است.

بنــابــرایـــن اگــر کاهــش بازدهی در عشــقـــ‌ـهای متــعـــدد نتواند شمــا را به بازنــگـری درمورد سبـــک‌زندگــی‌تان وادار کنــد، شاید خطـر مرگ زودرس بتواند ایــن کار را بکنـــد و به شما انگـــیـــزه دهد که عشق واقعــی را در زنـــدگــی پیــدا کنـــیــد و با او بمـانیــد.

سوم ایـــنـکه اگــر بتوانـیم کارهـایــی که در خط بالـا ذکر کردم را انــجـــام دهـیــم، آنوقت احـتـــمالـاً مجـبور خواهیـم بود که بین عشـق و ثبات یکـــی را انتخـاب کنــیـم. بهـ‌ـــتــازگــی مقالهـــ‌ــای خوانـــدم که در آن افراد متاهل و متــعهد دلـــایل خود را ارائه داده بودنـــد که میــ‌توان با وجود گذشـــت زمان هم همـچــنــان عاشــق طرفــ‌مـــقابـــل ماند. تحقـیـق دیـــگری هم روی ۲۵ تحـــقیق دیگر مطالـــعـه کرده بود نتیجـــه‌گـــیـری کرده اسـت که عشق لزوماً از بیـن نمــی‌ـرود و در بهــترین حالت به عشـــقــی مانـدگار تبدیـل می‌ـشود – عشـــقـی گرم ولی کمتـر سوزنـاک، فراتر از جذابــیــت و میـل جنســـی.

بااینکــه کیفــیـت وسواسـ‌ـــگونه‌ی عشـق تازه به مرو محو می‌ــشود، شواهـد خوبی وجود دارد که نشــان میــ‌دهــد عشــق – که همراه با شدت، درگـــیـــر شدن و علـاقهـ‌ـــی جنـسی اســت – میـــ‌توانـد ماندگار شود. در روابط طولانـــیــ‌ــمدت ممـکـــن اســـت هر روز درمورد طرفـــتـان خیالـبافی نکـــنـــیـد ولی وقتــی کنارشــان هســتید انرژی جنـــسی در شما بیدار می‌شود (درمــقـایســه با عشق‌ـهـــای تازه منبــع این میــل جنـــسـی متــفـــاوت اســـت).

در تحقـیـقی که خودم انـجــام دادم و در کتــابـــم منــتـــشر کردم، تعـداد زیادی از خانم‌ـــهـــا (که به طور متوسط هشــت سال در رابطـه با همسرانشــان بودنــد) ادعـا کردنـد که هنوز عاشـق همـــســرشـان هســـتـــند و اگـر دوباره بخواهــنـــد انـــتخاب کنـند باز با همان فرد ازدواج خواهـــند کرد و شوهرانشان هنوز هم برایـشان جذابیـت جنــسی دارند. بنــابـــرایــن ایــنکه فکـر می‌ـکـــنید بایـــد بین یک عشق ماندگــار ولی خســتـه‌ـکنـــنده و یک عشـق هیـــجــان‌ـانـــگـــیز ولی کوتاه انـتخاب کنـید اشتـــبــاه اسـت.

الـبته ایــن را بگویم که ازدواج برای همه‌ـــی آدم‌ـها مناســـب نیســـت. خیــلــی‌ــها بدون داشــتـن همســر میـ‌تواننـــد زندگــی راضـیــ‌کـنـــنـدهـ‌ای داشــتـه باشـنـــد ولی این را هم می‌دانــم که عشـــق مانـــدگار در ازدواج امـکان‌ــپـذیــر اســت و روابــط متـــعدد همراه با سرمـســتــی زودگـذر منـــجــر به سلــامت و رضایــت شمــا از زنـــدگی نخواهـد شد.

 

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.