عکس سید جلال حسینی و همسرش و دخترش نیلا

سید جلال حسینی یکی از بازیکنان تیم پرسپولیس می باشد وی دو دختر دارد سید جلال حسینی کاپیتان تیم ملی می باشد و هواداران زیادی در تیم پرسپولیس دارد او به تازگی مصاحبه ای جالبی با یکی از خبرنگاران داشته است در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر عکس سید جلال حسینی و همسرش و دخترش نیلا را در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش سایت دانستن: کمــتر تن به مصاحـبـــه می‌ــدهد و شایـد بهتـر باشـد بگوییم که تا صحـــبـتــ‌ مهـــمی نداشته باشــد، زیاد در رسانـــه‌ها آفتــابـــی نمیـــ‌ــشود و ایـن خصوصیــت سیدجلال حســینی باعـــث شده تا کمـــتر اســـیــر و درگـیــر حواشی مرسوم فوتبـالـیـســـت‌ــها شود.

سید جلال حسینی

او که حالـــا یکی از پیـشـکسوتان تیـــم‌ـمـــلی هم محـــسوب میـ‌ـشود، افــتــخـارات متـعـــددی را کسـب کرده و قطعـــا یکی از ستــارگـان ماندگــار در فوتبال کشورمـان اســت.

از همـــه مسـائل فوتبـــالیــ‌ــاش که بگذریـــم، باز هم شاهـــد آن هسـتـیـــم که زنـدگـی خصوصیــ‌ـاش را هرگـــز رســانــهــ‌ــای نکـــرده اســت و معمولا سعـــی کرده دیواری بیــن زنــدگــی شخــصی و زنـــدگــی حرفه‌ای خود بکشـد؛ به همـــیـن دلیـــل در زنـــدگی شخصـیـ‌اش هم بسیــار موفق بوده اســت.او که یک ازدواج فامیـلی داشـــتــه اســت، حالـا دختری به نام نورا دارد که تمــام زندگی و دنـــیـای او را تشکــیـل میــ‌دهد و برای ایــنـکه همـــســـری خوب و پدری نمونه باشـــد، تمــام تلــاش خود را میــ‌ــکند.

زنــدگی در کنـار یک فوتبالیـسـت با آن شرایــط تمریـــنــی و اردویی کار سخـتـی است ولی سیـــدجلال میــ‌ـگوید که فداکـاریـ‌ــهـــای همـــســرش باعـث شده تا او در کمال آرامش، پیشرفـت خوبی داشــتــه باشـد.حالا سیــدجــلــال حسـیـنی برای نخسـتیــن بار همراه دختـرش در یک مصـــاحـبــه شرکت و در ایدهــ‌ـــآل حضور پیــدا کرده اســت تا از زندگـیــ‌ــاش بگوید.
سیـدجــلـال حسـیـــنی: کاپـــیـتان خانـــه من هســـتـــم.

دختر سید جلال حسینی

رئیس خانــه کیــست؟

حرف اصلی را در خانــه من میـ‌زنــم و ایــن یک حقیقت اســـت.(باخـنده) چیزی که مهـم است ایـن اســـت که فکـــر می‌کنـــم در این چند سال، زندگــی را خیــلی برای همسرم سخـــت کرده‌ام امــا ایشان خیلـی صبوری کرده‌انـــد.متاســفانه فاصــلــه لباســ‌ــها و ساک ورزشـــیـــ‌ــام خیلی به من نزدیکـــ‌ــتـــر از همسرم بوده و ایـشـــان خیلـی اذیــت شدهـ‌انــد و امیـدوارم که حلــالم کنــند.زنـدگی کردن با یک فوتبــالـیســـت بســـیـار سخـــت اســـت.
مدیون همــسر فداکـــار

قطعــا بخـش زیادی از موفقــیـتـــ‌ـهایم را مدیون صبـــر و بردبـــاری همسـرم هســـتـــم و همانــ‌ـطور که گفـــتم اگر فداکاری‌ـــهــای ایــشان نبود، قطـعـا شرایط برای پیـشـــرفت من مهـــیا نمی‌ـشد و درک خوب ایــشــان از من و شغل من باعـث شد تا پیــشـرفت زیــادی در زنــدگـــیــ‌ــام داشتـــه باشـــم.البتـــه همـــسر من فامـــیـــل و با تمــام شرایط من آشــنا بودنـد ولی با این حال باز هم سخـــتی‌ــهای زیادی را تحـــمـل کردهــ‌ـانـــد.
یک ازدواج فامـیلی

خوشبــخــتـــانه من و همـسرم با هم نسبت فامیلـی داریم و از اینـ‌ جهـــت همـــدیـگر را خوب می‌شنــاختـیـــم و ایــن موضوع، ازدواجـ‌ــمـــان را راحـت‌ـــتــر کرد.خدا را شکر ایـــشـان با فوتبــال بازی کردن من مشـکــلـی نداشتنـد و تا به امروز هم راضــی هسـتند و هیچ مشکــلی ندارنـــد و همــین موضوع هم به من کمک زیـادی کرده اسـت.
از فوتبـال تا زندگی

من خودم به اندازه کافی درگیــر فوتبـال و مســـائل و حواشــی آن هستـم و در این شرایط دوست ندارم که همــسرم هم به فوتبال و بازی کردن من فکر کنـــد و از ایشـــان خواســـتـهـ‌ـــام که بیـشــتــر به زندگـی و فرزندمان رسیدگی کننــد و خوشحــالــم که ایــشـان هم در ایـن زمــیـنه به بهتــرین شکـــل عمــل کرده‌ـــانـد.

دختران سید جلال حسینی

امـیـــدواری به آینده

اگــر بخواهـم حقـیقـت را بگویم تا الان نتوانــسـتم یک همـسـر خوب و پدری نمونه باشم.خیلـی تلــاش کردم و می‌ـکنــم که ایــن طور باشد اما در واقــع خیـــلی سخت اســـت.قبـــل از ایـــن هم گفتـم فوتبال طوری است که ما را خیـــلــی از خانوادهــ‌ـــمان دور میـــ‌ــکند امـــا سعـی میــ‌ــکـنم مشــکــلاتـــی را که در فوتبـــال هسـت به خانه نیاورم ولی واقــعـا گاهی اوقات نمی‌شود.خیــلـی وقت‌ـها همسـرم در ایـن مشــکلات همراهـم اســت.امـــیدوارم که روزی بتوانم همــســـر خوبی باشـــم.

بهـــتـــرین خاطـــره زنـــدگی

بهتریــن خاطــره زندگـی من پدر شدن است چون زمــانـیــ‌ـکه نورا به دنـــیـا آمــد من حس خیــلی عجـیب و خوبی داشــتـــم و یکـی از بهتـریــن روزهـــای زندگــیـ‌ـــام بود.در واقــع یک حس خوب بین پدر و دختـــر وجود دارد که غیرقابـــل توصیـف اســت.بچه هرچقدر بزرگـــ‌ـــتــر میـــ‌ــشود شرایط برای پدر و مادر سخــت‌ـــتر می‌ـــشود.امــیـــدوارم پدر خوبی باشـــم و تمـام تلاشم را میـ‌ـــکــنـم تا خوب پرورش پیـــدا کند.

عشــق و زندگـی من

دوست دارم پدر خوبی برای دخـــتـرم باشـــم اما به اینـکه در آینـــده قرار است دختـرم با چه کسـی ازدواج کنـد، زیــاد فکـر نمـی‌کـــنم.(باخنده) تا الـان نتوانـــستــم آن چیـــزی که باید، باشـــم امـا امـیـدوارم از ایــن به بعــد شرایــطی برای دخـترم ایجــاد شود که بتواند در آرامـش باشد.در حال حاضر تمام عشــق و زنـــدگـیـ‌ـام، دخـــتــرم اســـت.

آرامش برای دختــرم

به ایــنــکـه یک ستـــاره در فوتبال ایـران هستم یا چه شغــل و چه جایـگـــاهی دارم، زیـاد فکر نمــیــ‌ـــکــنــم بلکــه بیشـــتـــر به ایـــن فکر میــ‌ـکـنـم که فرزنــدم در آرامــش بزرگ شود و زنــدگی آرامی داشته باشـــد.من در شرایــطـی بزرگ شدم که سخـــتـــی‌ـــهـــای زیــادی بود اما دوست دارم دخـترم در یک آرامش خوب بزرگ شود و بتوانــد از دنـــیایـــی که در آن هسـت، لذت ببــرد.

تغییــر دوره و زمـانـه

واقـعا این روزها شرایــط زنـــدگی‌ نسبت به زمـــان ما تغــییـــر کرده است و دیگر آن شرایـــط قدیــمـــی در زنـدگی مردم وجود ندارد و ایـن، روی همـه چیـــز تاثیـر گذاشــتـه؛ الـبتــه در ایـــن شرایط بایــد با زنـدگــی جدیـــد خودمان را وفق دهـــیم.

شرایط سخــت تربیـتـی

بچه‌هـــای امـروز در یک شرایـــط و یک دنیای دیگـــر قرار دارنـــد و زنـــدگـــی میـــ‌کـــننـــد و در واقع به قول همسرم ما بچگــی کردیـم امــا بچـه‌هــای الـــان بچگـی نمـیـــ‌کنــند و شرایــطـی را که ما داشـــتــیــم بچـــه‌هــای ایـــن دوره و زمــانه ندارند و شرایـــط تربـیــت برای پدر و مادر خیــلی سخـت شده اسـت.

دخــتر ورزشــکـار من

زیاد به این موضوع فکـر نمـی‌کنم که چون فوتبالـــیســـت هستم، پس ایـــ‌کاش یک پسـر داشتـــم تا راه من را ادامه دهـــد.در عین حال اگـــر دخــتـرم دوست داشتـــه باشــد، کمکـش میـ‌ــکــنــم تا به صورت حرفــهــ‌ای ورزش کنـــد و در رشــته‌ـای که دوست دارد، فعــالیـت کنــد.الـــبــتـــه زمـــان‌هـایی که من تمـریـــن بدنــسـازی دارم، نورا با من تمرین میــ‌کـــنـد و از حالا یک ورزشکار حرفـــهـ‌ـای اســت.(باخنـده)

حمایــتــ‌ـهای یک پدر

هر پدری وظیـــفــه دارد از فرزنـد خود حمایـــت کنـــد ولی به نظرم ایــن حمایـــت بایــد در جهــت صحــیـــح و درســـت باشـــد.من از دخــترم همـــهـ‌ـجوره حمــایت میـ‌ــکـنـــم و سعـی میـــ‌ـــکـــنـــم در آینـده شرایــط خوبی را برایــش مهـــیا کنـم.نورا هنوز خیلی کوچک اســـت و نمـی‌ـــتوانــم خیـلـی درباره شرایـط آینـــده او صحــبــت کنـــم ولی به عنوان یک پدر این وظیــفه را دارم تا آیــنــدهــ‌ـــای خوب برایـــش مهیـــا کنم و از او حمـــایت کنـم.

آیـــنـده درخشان زنـــدگــی

نمـــیـ‌توانم از حالـا آینده را پیـــشـــ‌بـیــنـــی کنـم و بگویم که در آیـنــده چه اتـــفـاقــاتی برای فوتبـــال یا زنــدگیــ‌ام رخ می‌دهـد ولی چیــزی که در ذهـــن دارم این اســـت که تمام تلــاش خود را بکنم تا در زندگی و ورزش به جایگــاه آبرومندانــه‌ـای دسـت پیدا کنـم.تلاش در کنـــار درستـی و صداقـت، می‌ــتواند تضــمیـــن خوبی برای یک آیـــنده درخـــشان باشــد و من هم به داشتن چنــیــن آیـنـــدهـــ‌ای در زنـدگی امیدوارم.

بهتـــریـــن و بدتـرینـ‌ـــهـا

بهـــتریـــن لحـظات زندگی من دوبار رقـــم خورد؛ یکــی تولد دخــتـرم نورا و دیـــگــری رفــتن به جام جهـانـی برزیــل بود.خاطرات بد زیــادی هم داشــتــم و در حقـیـــقـت یکـــی از خاطرات بد من هنــگامیـــ‌ بود که دوره قبل به جامـــ‌جهـــانـی نرفــتیــم چون من آرزوهای بسیاری برای رفــتن به جام جهانـــی داشـتم که خب در آن دوره قسـمـــت نبود و نشـــد.دیگـری اینکـــه نتوانـسـتـــم با پرســپولیـــس قهرمـــان شوم چون من با سایـــپـــا و سپـاهـان به قهـرمـان رسـیـده بودم اما متاســفانــه با پرســـپولیس به قهـــرمـــانــی نرســـیدم و ایــن حســـرت همیـــشـه همراه من است.

یک مربی دلسوز

من با مربیـــان زیــادی کار کرده‌ام که اتفاقـــا بســـیـاری از آنـها مربـیان خوبی هم هستـند امـــا دربــاره کیـــ‌روش بایـــد ایـن را بگویم که ما روز به روز از او درس میــ‌گــیــریم چون او خیلی تلــاش میـ‌ـــکــنـــد که شاگـــردانش درس‌هـــایــی را که او به آنــهـــا یاد داده به خوبی فرا بگـیــرند و ایـن از خصوصیــات یک مربــی حرفـه‌ـای اسـت.او برای تمام لحـظـاتـش برنامـــه دارد و اصلــا برای شاگردانـش کم نمیـــ‌گـذارد و همــه بچـهـــ‌ـــهـــا دوستش دارنـد، چه آنـــهــایــی که در اردو هسـتنـــد و چه کسانی که در اردوی تیـمـ‌ــمــلــی حضور ندارنـــد.

پیــر شدن با فوتبــال

همانطور که گفـــتم سخــتـــی‌هــای زیــادی را در زنـــدگـی تحـمــل کردم ولی عشق همـــیـشگـی من فوتبـال بود و با فوتبـال بزرگ شدم، با فوتبال عجـیــن شده‌ام و در واقـع فوتبال یک‌جورهایـی همــیشه با من است و با همــیـــن فوتبــال پیر میـ‌شوم! فعـلــا به دنبـال این هســـتم که بتوانم در یک شرایط خوب بازی کنـم و فکـر کنـــم که تا ۴-۵ سال دیـــگـر بتوانم بازی کنم و شایــد بعد از آن بازنـشستـه شوم.

برنامـــه برای شغل دوم

خیلــی دوست داشــتـــم و دارم که یک کســـب و کار جدید برای خودم راه بیـنـدازم ولی در حال حاضـــر تمـام وقتـــم را فوتبـــال گرفــتـــه اســت.ولی ایــن را می‌ـدانــم که تا آخـر عمر نمیـــ‌ـــتوانم بازی کنم و بایـــد شغـل دیـــگـری هم داشتــه باشـم و دوست دارم که ایـــن کار را انـجام دهم ولی هنوز برنامه خاصی برای راهـــ‌ـانــدازی یک شغل جدید ندارم!

سختـیـــ‌هـای کودکـــی من

اگر بخواهم از کودکـی خودم تعریـــف کنــم خیلی باید بنویسم و بگویم؛ از همــه چیز و از همـه سختـــیـ‌ــهای آن دوران چون از زمــانـــی‌که چشـــم باز کردم و به دنیا آمـدم سختی بود و مشکـــلــات؛ از کار کردن شروع شد و تا همـیــن سختی‌ـــهای فوتبال و مشـــکــلــات و مسـائل آن ادامه پیدا کرد.الـبته در کنــارش بازیـــ‌هـای کودکـــانـه هم بود امــا بیشـــتر سختـــی‌های زندگی بود تا لذت‌ـــهــای زنـدگـی!

کمک‌های پدر و برادرهـا

زمـــانــی ‌که من با پدر و ۲ برادرم کار می‌کردم، آنهــا از من خیـلــی حمـایـــت می‌ـــکــردنــد.در واقع برادرهـــایم به خاطـر ایـنـکه من بتوانـم به تمریــنات فوتبـال برســم خیلی جور من را میـ‌کشـــیدند.کلا زندگی سختـی داشتـیم و خانوادهـ‌ـام خیلــی سخـتی کشـــیــدند تا من بتوانــم به موفقیــت برســـم.حتی زمـانــیــ‌ــکه من بازی داشـتـــم، آنــهـا بیشتـــر کار میـ‌کــردنـد تا من بتوانم اسـتراحت کنـــم و در واقع خیـلـی برای پیشرفت من زحــمــت کشـیدنـــد و ایـن را به خوبی می‌دانم که دیـــن بزرگــی به گردن من دارند.

تفـــاوت‌هـای سیــدجـلـال

در زمـــیـــن فوتبال فشـــار و اســـتـــرس زیادی روی من و سایر بازیـکنـــان اســت؛ مخصوصا آنـــهایی‌ـکه مثــل من پیشکسوت‌ــتر هستـنـد و در تیم نقـش بزرگ‌ــتر را بازی می‌کنــند، شرایط سختـــ‌ــتـــر و اســـتـــرس بیــشـــتری دارنــد ولی وقتـی خانه هستم به دلـــیل استرس کمــتـر و شرایـــطی که همســـرم در خانه ایـــجــاد کرده اسـت، خیـــلی آرامـــ‌ـتــر هســتم و شرایط بســیــار فرق میـــ‌ــکـــنــد.تمــام تلـــاشــم ایـــن اســـت که سعـــی کنم در خانــه یک شخـص و فرد دیـگـــری باشـم که در خدمــت خانواده اســت و این را وظیـــفه خود میـــ‌دانم.

عکس سید جلال حسینی و همسرش و دخترش نیلا

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.