فرق های باور نکردنی در بین کودکان و افراد مسن

کودکان فرق های زیادی با بزرگترها دارند ولی برخی از افراد شاید هنوز به این تفاوت ها پی نبردند وجود برخی از اختلافات در بین بزرگترها و کودکان باعث می شود که آنها در رویاهایشان غرق شوند و از واقعیت خبر نداشته باشند در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر فرق های باور نکردنی در بین کودکان و افراد مسن را در مجله خبری دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش مجله خبری دانستن : بــچه‌هـــا متـــفـــاوت از بزرگـسـالـان فکـــر میـــ‌ـکنــند. آن‌ــهـــا هنوز کامـلـا دنــیا را درک نمی‌ـکـنـند بنابــرایـن همه چیــز را متـــفـــاوت میـــ‌ـبـــیــننـد. اما ایـــن حالت زیــاد طول نمـی‌ـــکـــشد. بچــه‌ـــهـا حدود ۱۱ سالگی بیــشــتــر توانـــایی‌ــهای ذهنـی بزرگـــسالان را دارند، آن‌ها فقـــط تجربـه و دانــش به عمــل درآوردن این مهـــارت‌ـــهای جدید را ندارنــد. اما بچه‌ـها در چه چیـــزهـــایـــی متـــفاوت هسـتنـــد؟ آیـا آن‌هـــا همــه چیـزهایـی که بعــدا به عنوان بزرگســال نیـاز دارند را باید یاد بگـــیـرنـــد یا با برخـــی از آنـــ‌ــهـــا به دنـــیا میـ‌آیند؟ بچـــهـــ‌هـــا در انجــام برخــی چیــز‌ــها بدتـر از بزرگسالــان هستنـد، امــا در برخی چیـز‌ـــهــا هم بهتـــر هســتــنـــد.

واقـــعـیــت یا تخیــل؟

اغلــب بچــه‌ـــهــا اعتـقـــاد دارنــد چیزهـایی اتـــفـاق افـــتـــاده که در حقـــیـــقـــت اتفاق نیـــفتـــاده اســت، در واقع آنــ‌ـها تصور کرده انـد که چنـــیــن چیــزی اتفـــاق افتــاده اســـت. چون برای آن‌ـــها گفتن تفــاوت بیــن رویا و واقعیــت سخـت اســـت. در واقـع اگــر از یک کودک بخواهـیـــد یک رویداد تخـیلی را توصیــف کنـــد و سپــس در آینده از او درباره آن سوال کنید، احتمـالـــا به شمـــا میـــ‌گوینـــد که واقعـا اتفاق افــتــاده اسـت. همـــچــنـــین اگــر مثلــا از او پرسیــد پیتـزایی که دیـــروز خوردی چطور بود؟ در صورتـــی که واقع پیتـــزایـی نخورده، احــتمـــالا با جزئیات برای شما توضیـح می‌ـــدهد که چطور بود.

اگـــرچه کودکـــان رویایــی که خودشـــان ساخـتـه اند را باور میـ‌ــکـنــد، امـــا اگـــر فرد دیگـــری چیـــزی به آن‌ــهـــا بگوید که باورکـــردنـی نبــاشد، احتمال کمی دارد که قانـــع شوند. دانـــشـــمـــنـدان کودکـان را دربـاره اعـــتـقــادشان به اطـــلـاعـــات ساخــتـگــی که به آن‌ـــهــا گفته شده بررســی کرده و دریـافته اند که بچه‌ـها به همـــان انـدازه دربــاره چیزی که به آنـــ‌هـــا گفــته شده شک می‌کـننـــد که آن را باور دارنـــد. همـچـنـیـــن آنـ‌ــها اشــاره میـــ‌ــکنــنــد که دلـیل ایـــنـکــه بچه‌هـا تفاوت بیـــن رویا و واقعـیت را نمــیـــ‌توانـنـد بویند ایـن است که آن‌ـــهـــا نمـــیـــ‌ـفهـــمنـد چه چیـــزی میـ‌دانــنـــد و چه قدر میـــ‌ــدانند، مهـــارتی که بیـشــتـر مردم وقتــی بزرگــتر میـــ‌شوند یاد میـــ‌ـگیـــرنــد.

بقای شیء

اگـر میـ‌ــدانــســتیــد که چیزی دقـــیقـا جلوی چشـمتـان پنــهـــان اســـت و سپـس باز هم جلوی شمــا یک نفـر آن را حرکـت می‌داد و به جای دیــگــری می‌ــبرد و پنهان میـ‌ـکــرد، احتمالا به راحتــی آن را پیدا می‌کــردیــد. ایـن بدیهـــی است، وقتی میـ‌بــینـــید چه اتفاقی می‌ـافــتـــد چطور ندانـیـــد که آن شیء کجـاســـت. امـــا اگر اسبـــاب بازی یک کودک را بار‌هــا جلوی چشمـــش زیـر پتو پنهـان کنــیـد، و سپس آن را در مقــابل کودک جابجــا کنـــیــد و زیـر پتوی دیگــری کنار پتوی اول قرار دهـــید، کودک باوجود اینکــه دیـــده اســـباب بازی را زیر پتوی دوم گذاشتـید باز هم زیـر پتوی اول به دنـــبـــال آن میـ‌گـــردد.

معـــمولا ایــن اتفاق تنــهــا تا ۱۰ یا ۱۲ ماهــگی کودک مشـــاهـــده می‌ـــشود و بعد از آن احــتـمالا دیـگـر ایــن مشـکـــل را ندارند. فیـــزیولوژیــست رشــد مشهور «ژان پیـاژه» که اولیـن بار متوجه این تاثیـــر شد، معتــقد است که کودکان تا ۱۰ – ۱۲ ماهــگـی مفـهوم بقـــای شیء را درک نمــی‌کـنــند که به معنــای وجود شیء حتی در صورت ندیـــدن آن اســت.

زبـان

به نظر می‌ـرسـد بچـــهــ‌ــها به سرعت می‌ــتوانـنــد زبــان یاد بگیـرند درحــالی که بزرگـتـر‌ـــها باید تلاش و آموزش زیادی ببیــننــد تا بتوانــند به زبـان دیـــگـری غیـــر از زبان مادریــشـان حتـــی یک مکالمـه ساده داشتـــه باشند. هم چنـین فرزنـدان خانوادهـ‌های دو زبــانه می‌ـــتوانـــنـد بدون آموزش رسـمی، دو زبــان را همزمـان یاد بگیـرند. وقتی واقـعـا در این باره فکر کنــیـد، عجـــیــب به نظر می‌ــرسـد، چون سال‌ـهـا طول میـــ‌ـــکـشد تا بزرگــســـالـــان به یک زبان جدیـــد مسـلط شوند. زبــان شنــاس مشــهور «نوام چامــســـکـی» اظـهـار میــ‌ــکنـد که شمـا این را با کمـــک LAD یعـــنـی دســتـگـــاه فراگیری زبــان یاد میــ‌ــگــیــریــد. دســتــگاه فراگیری زبان یک ابزار نظری در مغز اسـت که به بچه‌ـــهـــای کوچک اجازه می‌ـدهـــد با سرعــت زبــان را یاد بگـــیرنـــد. او نشـان داد که تقــریــبـا همـه زبـان‌ــهـا کیــفــیـتــ‌هـای مشـابـهی دارند که باید ابـــزارهای مشـترکی برای ارتــبـــاط با همـــه آن‌ها وجود داشـــته باشــد.

اما بعــد‌ـهــا برای دستــگاه فراگیری زبــان چه اتــفــاقـــی میـــ‌ـــافـتد؟ یک فرضیه این اسـت که بعـد از دوران بحرانی، یک دوره کوتاه در اوایل زنـدگی که برای کسب زبـان لازم است، دســـتـــگـاه فراگــیـــری زبــان بسیـار ضعیف می‌شود. بحثـــ‌ـهای زیادی درباره مدت ایـــن دوره وجود دارد، امـا برخــی ۱۸ سالــگی و برخـــی ۹ سالـــگــی را پایان این دوره میـ‌دانـند.

ثبـات ادراک

اگر کسی آب را از یک لیوان شیـشـه‌ــای پهن داخـل یک لیوان دراز و باریـک بریـــزد، می‌دانید که مقـــدار آب هر دو لیوان برابـــر اسـت، چون هیـــچ آبـی اضافه نشده اســت. امـــا بچـــه‌ــهــا تا ۷ سالـگی ایـــن توانایـــی را ندارنـد و معـمولا فکـر می‌کنـــنـــد لیوان بلنـد و باریـــک آب بیـشتری دارد. چون بچــهـ‌ـــهای کوچک «برگشـت پذیـــری» ندارند. آن‌ــها نمــیــ‌ـــتواننــد درک کنــند که جابـــجایی در ظروف مقــدار مایـع را تغیـــیــر نمیــ‌ــدهــد و نمــیــ‌ـــتواننــد ارتفاع و عرض را در کنار هم قرار دهند و فقط به ارتـفاع یا فقط به عرض توجه می‌کــننــد یا هر دو را نادیــده می‌گـیـرنـــد.

چهـــرهــ‌ـها

شایـــد در باغ وحش‌ـــهــا متوجه شده باشـید که به سخـتـی میـ‌ـــتوان حیوانـات یک گونه را از هم تمــیــیز داد، چون به نظـــر ما آن‌ـــهــا شبــیه هم هستنـد. چون مغـز ما عادت ندارد مثلـا تفـــاوت دو میـمون را بگوید. امـا نوزادان خیلـــی کوچک هم زمــان زیادی نداشـــتـه انـــد که مغزشــان بتواننـــد چهـره‌های انـــسانــ‌هـا را از هم تشـــخـیــص دهد بنــابـــراین فقـط میـــ‌تواننـــد گونهــ‌ــهــای مخـــتـلـــف را درک کنند. نوزادان در شش ماهـــگی می‌ــتوانســـتــنــد بگویند چهره میــمونی که به ان‌ـــهـا نشـان داده شده جدیـد اســـت یا آن را قبلـــا دیـــده اند، امــا ایـــن توانــایــی در ۹ ماهگـی ناپـدید می‌شود و در این سن نوزادان به اندازه بزرگسالـــان بد عمل میـــ‌ـــکنـــنـد.

تفــکر انــتـزاعـــی

کودکـان کمــتـر از ۱۱ سال عمــدتــا براســـاس واقـــعیـت فکـر میــ‌ــکـــنــنـــد و نمـیـ‌تواننـد به مشکلـــاتـی فکـر کنــند که نیــاز به انـجـــام چیــزهـایی دارد که نمی‌ـــتوانـنـد ببیــننــد. آنـــ‌هــا در اســتـــدلـال انتزاعی خوب نیـسـتنـد. وقتی روانشنــاس «رادولف شافر» از کودکــان ۹ ساله پرسـید چشم سوم را کجــا می‌گذارد، همـه آنــ‌ها گفـــتند در پیشـانی، یک نقـطـه بسـیـــار بیـــهوده، چون در حال حاضر دو چشـــم در این جهت داریـــم. امـــا ۱۱ ساله هال چشـم سوم را در جاهـایــی مثل دست قرار دادنـد تا بتوانـنـد همــه جا را ببـیـنند. بچــهـ‌ــهای کوچکتــر نمـــی‌توانــند ایـــن چنـــیـن فکــر کنـنـد.

آنچـه میــدانند را می‌کشـند نه آنــچه می‌ـبــیـــنـــند

بیشـتـر بچــه‌ــهــای کوچک بســـیار بدتـــر از بزرگـــســـالــان نقاشــی می‌ــکـنــنـد که الــبــتــه تقـصـــیر آنـــ‌ـــها نیـــست. آنــ‌هــا نمــیــ‌ـتوانند دست هایشــان به با دقـت کافـــی کنترل کنــنـــد تا خطوط صاف بکـــشـــنـــد. اما فقــط این نیــســت، روانــشــنـاسان رشد فنــجانی مقابـل بچـه‌ـــهای ۵ تا ۹ ساله قرار دادنـد که بچـــه‌ــهـا میـــ‌ـــدانستند یک دسته دارد. فنجـــان طوری قرار داده شده بود که نمی‌توانـسـتنـد دستـــه فنـــجـــان را ببینند، بعد از بچـه‌هـــا خواسـتـه شد دقــیـــقـــا آنچه را میـــ‌بــیننــد بکشـــند. به طرز عجیــبـــی کودکـــان ۵ تا ۷ سال دسـته‌ـــای که نمیـــ‌ـدیدند هم کشــیـده بودنـد، امــا بچـه‌ـــهای بزرگتـــر دســـتـــه را نکـــشـیده بودنـــد. ایــن تفـــاوت بین بچـــهـــ‌ـهــا و بزرگـــســالـــان اســت. اگر از یک بزرگـــسال بخواهند دقیــقا آنچـــه را میــ‌ــبیــند بکـشــد، بدیـــهی اســت که دســـتـــه را نمـــی‌ــکـشند، اما بچـــه‌هـــا آن را می‌کشـند، چون میـــ‌ــدانـــنــد وجود دارد.

اخلاق

شما اخـــلـــاق کاملــا پیشـرفته دارید، چون اهـمـیت انــجام دادن چیز‌ــهــا با نیــت خوب، پیروی از قانون و … را می‌دانـــیـــد. حتـــی شاید درک کنید که گاهـــی قوانین بایـــد شکــسـته شوند. امــا اســـتــدلـــال اخــلــاقی کودکـان پیـچــیـــده نیســـت. در واقــع عقـایـد اخــلــاقـــی بچه‌ــهـای کوچک بر پایـــه اجــتــنـــاب از تنبیه است. استــدلـال آنـ‌ـــها سپـــس تکـامل میــ‌ـیابد و می‌ــدانـــنـد اگـــر درســـت رفتار کننــد پاداش می‌ــگــیــرند و در نهـــایــت اســتدلال اخلاقی آن‌ـهـا شبیـه بزرگـــســـالـان میـ‌ـــشود. در یک تحــقیق از بچه‌ـها پرســیــده شد کدام بدتـــر اســـت؟ شکستـــن تعـداد زیادی لیوان شیـــشهـ‌ـای به طور اتـفاقی یا شکـــســتــن عمدی یک لیوان؟ بدیهـــی است که وقتی با هدف انجـــام شده باشد بدتر اســـت، اما بچـه‌های کوچکـــتـــر که اصول اخــلــاقـــیـــشان هنوز توسعه نیــافـتــه شکسـتن تعداد زیـــادی لیوان را بدتـر میـ‌ــدانــنــد.

تئوری ذهـن

تئوری ذهـــن درک ایــن است که دیگران متفــاوت از ما فکــر می‌ـکـنند و همـــه آنــچـه را ما می‌دانیـم نمی‌دانـنـد. بچــهــ‌هـای کوچکــتر ایـــن را نمــی‌ـــفـهــمند و فکر میـ‌ـکــنـــند هرچیـــزی که آنـــ‌هــا میـــ‌ـــدانــنــد را همه می‌ـدانند. ایــن توسط افراد مخـتـــلـفی آزمـایش شده است. در یکی از ایــن آزمــایشـــ‌ــها یک نفـــر اتـــاقی را ترک می‌ــکـــنــد که یک کودک در آن قرار دارد و شخــص دیگـــری مقــابل چشـم کودک یک اسـبـاب بازی را مخفی میـــ‌کـند. سپــس از کودک پرسـیـــده میــ‌ـــشود فکــر می‌ــکــند کســی که اتـــاق را ترک کرده کجــا دنــبال اسبـاب بازی میـ‌گـردد. بچـــهــ‌های کوچکــتــر احتمالـــا جای شیء پنهان را نشـــان می‌ــدهـنــد.

تعـمـیم

اگر پای نوزاد را با یک نخ به آویز تخت ببـــندید، خیــلـی زود یاد میـ‌گـــیــرد که با تکان دادن پایــش، می‌ـتواند آویز را حرکــت دهد. کودک یادش میــ‌مــاند که اگر دفـــعه بعــد هم روی تخت قرار داده شود می‌تواند این کار را انجـــام دهــد. اما جالب اینجاســـت که اگـــر کوچکـتـــریـــن تغـییــری در تخــتــی که کودک در آن قرار گرفــتــه ایـجاد شود، فراموش میــ‌ـکنـــد که می‌توانـــد آویز را حرکــت دهد، حتــی تغییری به سادگـــی تغـیــیر رنگ پتو. چون نوزاد توانـــایـــی تعمیـــم دادن تعامـــلات خود با جهـان را ندارد بنـابراین فقــط در همـــان شرایـــط میـــ‌ـــتوانـــد به یاد آورد چطور آویز را حرکت دهـد.

فرق های باور نکردنی در بین کودکان و افراد مسن

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.