لطیفه های بامزه برای شب عید و عکس های خنده دار

گلچینی از لطیفه های بامزه برای شب عید و عکس های خنده دار را برای شما عزیزان در سایت دانستن قرار داده ایم این متن های طنز بسیار خنده دار هستند و همگی مال شب عید هستند شما می توانید برای کانال های طنز تلگرام خودتان از این متن ها استفاده نمایید در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر لطیفه های بامزه برای شب عید و عکس های خنده دار را در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

۱٫ مهـران مدیـری واســه عیـــد هر مهـمونی بیــاد خونشون قبلــش به زن و بچش میـــگـه مهمان داریـــم چه مهــمانـی …

۲٫ ‏‏ــ‏ــ‏آقام خدابـــیــامرز جوری کُنـتـــر برقُ دسـتــکاری میــکــرد که سر برج اداره برق یه مبــلغـی رو بابـت بدهکاریش میـریــخـــت به حســاب آقام:))))

۳٫ ‏‏مـــنـتظـــر استـاد راهــنمــام بودم یهو با عجلــه اومد گفت این لپتاپو بگیر، زود باش گفـتـــم الان میگـه باید برنامه‌ریـــزی لجــســتــیـک میلــکران انجـام بدم واســـه فلان پروژه دیدم رفــت دسـتــشویی مرد حســـابــی این همه مقــاله دادی، ایــن همـــه درس خوندی، که بری دستـشویی؟!

۴٫ ‏‏ـــ‏تو خونه ما همه حاضـرن حمـلات داعش رو به عهـــده بگــیـــرند ولی قبول نكـــنن كه حجـم اينـترنت رو تموم كردن!

۵٫ ‏‏ـــ‏ـپـنـــگوئنا همش کت شلوار تنشونه انگـار همــشون کارمنـدن ولی شیــر دریـــایـی ها پیـداست یه پولی گذاشتن تو بانـک از سود اون روزگـــار رو میــگذرونن!


وقتی دم عيدى داداشـــيا از باشگــاه میان بیــرون :))

۶٫‏ ‏‏‏ ‏‏امــروز پیرهــن چارخونه‌م رو پوشیـــدم. مردم کوچه خیــابون مبــهوت خوشتیـپـی من شده بودن. هربــار که ایـــن پیـرهــن رو با شلوارکـردی و دمپـایـــی میـــپوشم اوضاع همــیــنـه!

۷٫ ‏‏ـــ‏ـداشـــتـیـم میـرفـتـیـــم مسافـــرﺕ تصـاﺩف کردیم اولش بابـاﻡ میگـفت طرﻑ حواســش نبود مقصـــرﻩ. خودش که مقصـــر شناخـتـه شد بهــم گفت انــقد با گوشی ﻭر رفـــتـی حواســـم پرﺕ شد/:

۸٫ ‏‏ـاورژانــسی رفــتـــم دسـتـــشویی دیدم یکـی تو دســتـشوییــه در زدم گفتم داداش زود باش یارو گفت خمیـردندون نیس که فشـارش بدم بیـــاد… باس خودش بیـــاد… O_o تو عمــرم از اين زاويه به قضيه نيگــاه نكرده بودم!! …

۹٫ ‏به جای کمـپیـن نخــریدن ماهی قرمز واســـه حمـــایـــت از حقوق حیوانـات کمپین نخوردن سیــر قبل از ورود به متــرو واسه حمایت از حقوق انسان ها بزاریـــد خفـه شدیم بابا:(((

۱۰٫ ‏‏ـــ‏چــرا وقتــى آدم سواره اس عابرين پياده مث گاو ميپــرن تو خيابون و وقتى پياده اس ماشينا مث سلاخــا رانندگــى ميكنـــن؟!


‏وقتی هنــذفـریت تو یه حالت خاص فقط کار میــکــنه…

۱۱٫ دیــروز یه پاکت سیـگـار مگنــا خریـدم به قیـمت وینـــســـتون، مزه‌ـــی بهـمــن میدادبه کجـا داریــم میریـــم؟!

۱۲٫ ‏دوس دارم یســـری برم تو جمـع فامیـــلای بابام حرفامو با ایـــن جملــه شرو کنــم که: از خدا که پنهون نیســت از شمــا بیـــشـــعورا هم که نمـــیشـه پنهون کرد!

۱۳٫ ‏‏ـ‏ـــ‏‏افسر جلومو گرفت گفـــت چرا ایـنقد داری تنــد میری؟ گفتـم الــان که تنـد نمیرم وایــســـادم جلوی شمـا. گفـــت قبلـش که تند میرفـــتـی, گفــتـــم ملاک حال فعـلـی افــراده. گفـــت آره واقـــعـــا حق با شماست به نظر میـــاد حال فعــلــیــتـم زیـاد خوب نیسـت فرستـــاد تست الکـــل و اعــتـــیــاد 😐

۱۴٫ ‏‏ـــ‏‏ـ‏ـ‏ـیه جوری تو بیو میـــنویسیــد طرفدار خانواده و عاشــق مادرم انـــگـار ما هر روز صبـح با کمــربند میــفـتــیــم به جون خونوادمون سیـــا کبودشون میـکـــنـــیــم آخر سرم واســـه محکــم کاری یدونه قرص برنـــج میـندازیـم تو چایــی ننمون!

۱۵٫ ‏‏‏ــ‏ـــ‏‏تا حالا پدرتون رو با اسـم کوچیـک صدا زدیـــن؟ حس عجـیـــبـــیـه. لگد تو صورت خوردن رو میگم.!

 


وقتــی نهـــار ماکـارونی میــخوری.

۱۶٫ ‏‏ــ‏ــ‏ـ‏ـــحتـــي اون صنـدلي بازي اي كه تو مدرسه ميكرديمـــم تو متـــرو به دردمون خورد اما هنو انـــتـگرال به دردمون نخورده!

۱۷٫ منـم با کمپـیـن ماهــی قرمـز نخریـــدن موافـقـم. چون خریـدن ماهی قرمـــز مسـتـــلــزم بیرون اومدن از تخـته!

۱۸٫ ‏‏ــدیـروز اسم دوستـــم واسه تمــاشـــاچــی برنـــامه دورهـــمی در اومده و ازش دعوت کردن بیــاد اسـتـدیو. امـــروز رفــتــم ایــنستـــاش دیــدم تو بیو زده: Iranian actress!

۱۹٫ ‏‏‏ــ‏ولی یبـــار اگه دسـتــه جمعی وقتـی یه دخـتــر میــگــه من زشـــتـــم بهــش منشـن بدیـم اره تو زشــتـــی دیــگـه این سنــت نادرسـت برچـیده میــشه!

۲۰٫ نیوتن اگـــه الــان بود جاذبـــه ی زمینو از رو شلوار پســرا که داره میـــافته کشـف میــکــرد!


قیـــافـــه وسطی جوریـه که انـگــار داره از خودش سوال میکـنه ناموسن ما الــان
تو کمــپانــی گوچی هستیـم یا خیــاط خونه عمه بلـقــیـــس؟

۲۱٫ ‏‏آقـام میگـــفت موقع به دنــیــا اومدنـــت با ایــنکه هم ننـــت سالم بود هم تو سالم به دنیـا اومدی دکتــر دم در اتـــاق عمل گفــت واقعــا متـاســفــم.هیچوقت منظورشو متوجه نشدم.تا ایــنکــه بعـدهـا دیدم عقــل درســت درمونی نداری تازه دوزاریم افــتــاد دکتــر چی میگــفت اونموقع:))))

۲۲٫ ‏‏ـــتو فیلــمــای ایـرانـــی یک درصد هم امکان نداره حالـت تهوع ناشـــی از سردرد و بیخوابـی… باشه. جوری جا انـداخــتـــن که اگه یه مرد هم عوق زد همــه بگـــن حامـلـــه‌س!

۲۳٫ ‏‏ـ‏‏ــاونایـی که میگن ترس از دست دادن یار بزرگتـرین ترس تو زندگـــیـه آدمـه تو دستــشویی درحـالیکه باخـــیـال راحــت نشـــستـــن و مشغولن کنار دستــگـــیـره ی در سوسک بالدار سیــاه ندیـــدن! لعــنـتــی هیچ راه فراری نیسـت!

۲۴٫ ‏‏ـمیـخواسـتـــم با یه دخــتره دوست بشم رفـتـم از رفــیقــم کمـــک بگـــیرم که چکــار کنــم گفـــت چند روز برو سر کوچه شون وایـســا یه روز میــفـهمــه میاد باهات حرف میـــزنــه چند روز رفــتم سر کوچه شون یه روز اومد یه هزاری داد بهم گفـت دعـا کن و رفـــت!

۲۵٫ ‏‏نه پول خوشبـــختـی میاره، نه زندگی ارزش حرص مالِ دنــیـا خوردن رو داره. [رسید موجودی حســـابش را با بغض مچـاله میکند]!


‏وقتی میگه واسه عروسی موهامو فر میکــنـم تا چشـــم همـه در بیاد

۲۶٫ ‏تو باشگاه مربـــی بهم گفت اگــه دمبل از دسـتـت در رفت چکـــار میـکــنی؟ گفـــتـــم صبر میـکنـم, گفت برا چی؟ گفـتم اگـه برگـشت که برا منــه اگــه برنـــگشت یعــنــی از اولم مال من نبوده خیلـــی احــسـاساتـی شد تردمـیــل رو بغـــل کرد و گریه کرد!

۲۷٫ ‏رانـنـده آژانس بعد از یه ربع تحــلـــیــل جامـعـــه شنـاسـانـه، وقتــی دو دقــیقــه سکوت شد، گفت:” آبـــانی هستـی؟” من: نه، چطور؟ رانــنده: آخـه آبـانـی ها ساکـــتن!!

۲۸٫ ۱بار از طرف مدرسـه تو مسابــقــات منطـــقــه ای شرکــت کردیم توبازی اول ۲۳ تا گل خوردیــم از مسابـقات اخـــراجمون کردن نفری پنـــج نمــره هم از انـضـــباطـــمون کم کردن 😐

۲۹٫ ‏‏ـــحـــرمت لواشـک اون موقعـی از بین رفـت که کردنــش تو بســـته بندی شکلات نه شخصیــت براش موند نه مزه!

۳۰٫ ‏بـــابــام رفته واســه اتــاق یه لامـــپ خریده انقـدر بزرگ و پرنوره قراره شبا همــیــنــجـا بســاط کنیم خربـزه بفـــرشیـــم!

 


وقتی گوشیـــت از دستــت میوفتـه ولی ال سی دی نمـــیـشـــکـــنـه…

۳۱٫ ‏مامانـم داره پشـــت تلـفن میـــگـــه “بچه هام همـشون رژیمن هیــچـی نمـــیـخورن” حقیـقـــتـش مادر عزیزم اگــه یه چیـزی درســـت کنی ما میخوریم!

۳۲٫ با یه دختــر قرار داشـتــم ولی از دور که منو دیـد یهو غیــبـــش زد ایـــنقـدر ناراحــت شدم که کارم به روانشناس کشیـــد،ازم پرســـید،ـــاون موقع هم تیشـــرتت تو شلوارت بود؟!

۳۳٫ ‏‏ــ‏ـــ‏ــ‏ـــاول دبســتان یه پنجـــمـیـه یه دو تومنــی داد یه گاز از سانــدویچم خورد، رفـتــم خونه دعوام کردن گفــتن برو پولشو پس بده. بعداز اون بیزنس در من مُــرد:))!

۳۴٫ شب تو خونه تنهـا بودم برای ایــنکه نتـــرسـم شروع کردم به آواز خوندن ، جنه از حموم اومد گفـت داداش تو رو خدا سری بعـد خواســـتـی بخونی یه بسم الـلـه قبـلش بگو ما بریم صدای اگـــزوزیـت رو نشنویم/:

۳۵٫‏‏ یه بار رفتـــم ماهیـگیری قلــاب انداختم منـتـظر شدم یه ۷_۸ ساعتی میـــگـــذشت،ـــیهو یه قوربـاغـــه اومد بالا گفـــت حاجی من ایـــن دفـــعه رو اومدم ولی ناموسا کی لَـــبِ جوب آب ماهـــی میــگـیره؟!


وقتی دستم میــخوره و دوربـین جلوی گوشیم باز میشه

لطیفه های بامزه برای شب عید و عکس های خنده دار

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.