لطیفه های بامزه و کوتاه تلگرامی به همراه عکس های خنده دار

گلچینی از لطیفه های بامزه و کوتاه تلگرامی به همراه عکس های خنده دار را برای شما عزیزان در سایت دانستن قرار داده ایم این عکس ها و جوک های خنده دار جدید هستند شما می توانید از این لطیفه ها استفاده نموده و در شبکه های مجازی با دوستانتان به اشتراک قرار دهید در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر لطیفه های بامزه و کوتاه تلگرامی به همراه عکس های خنده دار را در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

۱٫ یه بار تن ماهـی رو یه ساعـــت جوشوندم، ماهیه از قوطی اومد بیرون گفـــت داداچی به مولا سالمــیم، خاموشش کن!

۲٫ ‏‏‏ـــبـا یک نفـر یک شوخی کردم و جوابـم رو با یک شوخی دیـــگه داد و همه خندیـدیم.خنده که تمــام شد زد به پهلوی بغـــلـــیـش گفت «در لحـــظه تولید کردمـا».حالـــا انــگـــار شوخیـ‌ـهای تولیــد من کشـتار دیـروزه!

۳٫ ‏رفـــتم باغ وحش ۶۰۰۰ تومن بلــیت ورودی دادم حیوونا رو نگـــاه کنــم، رســـیدم جلو قفس میــمونها انقد دستـه جمعی بهــم زل زدن و نگـام کردن که هم ۶ تومن رو پس گرفــتم هم نفری ۵ تومن از میـــمونا گرفــتــم آخـرشم نفهـمــیـــدیم کی رفته بود تمــاشای کی!

۴٫ ‏اخـــبـار داشت میـگفـت برای محــافظت از خود در برابـر زلزلـه زیـــر لوستـــر و قاب های عکس آویز نخوابـیـــد رفــتــم بیـرون برگـــشـــتــم دیدم بابام تختـــمو گذاشـــتــه وسط هال زیــر لوستـر, دو تا قاب عکـس و یه چاقو هم گذاشـــتــه روی لوستــر.

۵٫ ‏‏ـــطرف تو ایستگاه اتوبوس منـــتــظـــر اتوبوس بود یهو واکــس درآورد کفـشــاشو واکـس زد خاکــی نباشه بعد من یبـــار داشـــتــم میــرفتم سرکـــار وسط راه فهــمــیدم دمپـــایــی پوشیـــدم!


تصور من از اونایــی که فقـــط عکس یه دونه چشــمـشون رو میــذارن روی پروفایــل شون

۶٫‏ ‏‏‏ ‏رفــتـــم فلـافــلـی سلف سرویس انـــقـــد فلافـل چپوندم تو نون یکی امد بهــم یه شمـــاره داد گفــت من تو کمیـته امـــداد کار میکنم فردا یه زنــگ بزن ثبــت نامــت کنـــم اونجـــا!

۷٫ ‏یــه سری رفــتم شهـــر بازی سوار یه وسیـلـــه شدم شروع کردم جیغ زدن, مسئولش گفت داداش چرا جیغ میــزنـی؟ گفــتم همـــه سوار وسایل شهــر بازی میشـــن جیــغ میــزنــن گفت آره ولی بذار حرکت کنــه بعـــد!

۸٫ ‏دیـشب موقع ظرف شستــن یه پیـش دســـتی شکوندم و همون لحــظـه امـحاش کردم الــان مامـان اومده میـــگــه یه پیش دسـتی نیـــســـت ایـــنــا چطوری میــفــهمن؟ مگه هر روز کاسـه بشــقـاباشون و میشمــرن؟/:

۹٫ ‏خود دامپزشکــی اطــلاعـــیه داده اگه لاشه پرنـده دیدین خبـــر بدیـــن منـم زنـگ زدم گفـتـــم همـــسـایــهـــ‌ـمون دو تا لاشه پرنده خرد شده با ماست و زعفـرون برد خونهـــ‌شون نمـــیـــ‌دونم چرا فحش داد دامـــپـــزشکـ‌ـهـا هم اعـصاب ندارنا!

۱۰٫ ‏‏ــیه بارم یکـی داشــت تو متـرو ازم دزدی می کرد دستــشو تا برد تو جیــبـم گرفــتم ، جو گیر شدم ، داد زدم گفـــتم می خوای از من دزدی کنـــی؟ من خودم دزدم. هیچی آقا مردم جفـتــمونو تحویل پلـیس دادن یه سال میـــرفـتـــم دادگاه بر میــگشـــتم!


وقتـي انگـشت کوچیــکـــه پات میـــخوره به پایـه مبل

۱۱٫ ‏دیـــشـب خواب دیدم بابــام واســه تولدم هوآوی خریــده خرذوق شدم. تو خوابــامم ذهـــنم فقـیره!

۱۲٫ ‏وقتـی آدامس رو با دندون‌ــهـای جلوییــ‌ــتون می‌ـجویید شبـــیـه سمور آبی میـــ‌ـشــید دوست دارم اون لحظه یه چوب بدم بهـــتون و بگـــم همـــینجوری که آدامــسو سق میــزنی یه چوب بیس بال هم با اون دنــدونای نیــشت برام درســت کن/:

۱۳٫ ‏‏‏ـــبــه بابام میـگم چرا هر چیـزی که واست میفرســتـن رو دانلود می‌ـکـنـــی آخه؟ گفــت حتـــما اون طرفــی که فرســـتاده دوست داشتــه من نگـــاش کنـم تا حالـــا اینـجوری قانع نشــده بودم/:

۱۴٫ ‏‏ـ‏‏ـ‏ـــبـــین زبونای خارجی که نمیــفهــمم، فرانـــسوی رو بهــتر از بقیـــه نمیفهـــمـــم!

۱۵٫ ‏‏‏ـ‏‏خواســـتم برم موهامو کوتاه کنم، بابــام گفـت بیا خودم کوتاه میـــکــنـم الـــان گیـر داده چرا همـش تو خونه ای، چرا بیـــرون نمــیری اصــن؟ خب پدر من، ایـــن مدل مویی که زدی من ده قدم راه برم بهزیسـتی دسـتگـیـرم میکـــنه، کجا برم؟!

 


وضعیت باشــگـــاه ها دم عید

۱۶٫ ‏‏‏ـ‏ــيه جوري اصرار داره بايد بچه ام پسـر بشـه، انگـار سلسله ي پادشاهـــيش بدون پسـر منقرض ميشه!

۱۷٫ دانـــشـــمندا هنوز کشــف نکردن که چرا تو اینـــسـتـاگرام زیر عکــس پیـتـزا با رفـــیـــق صمــیــمی، شعـــر شامـلو نوشتـه میــشه!

۱۸٫ ‏‏یـبار به بابـــام گفتـم پروفسور بالتـــازار تویی,ــاونی که تو تلویزیونه اداتو درمـیـاره,یهو برگـشـت گفـــت خرشـرک تویی اونی که تو تلویزیونه اداتـم نمـیتونه دربیـــاره!

۱۹٫ ‏‏ـ‏ــ‏رفـــتـم کلاس عکاســـی, استـاده گفت کی میـــدونه شاتر چیــه؟ گفــتم کارمنــد نونوایــیـه پشمـــای استـــاد ریـخت!

۲۰٫ یه دخــترو نشون کردم باباش فوق‌ تخـــصـص بیهوشیـه، تا اینـجا پنجاه درصــد اوکی شده، من اینـســـتـاگــرام فالوش کردم اون بک نداده!


صفـــحه حوادث و اخـتـــلــاس ..

۲۱٫ ‏وقتـی به مامانــم میـگــم مثلـا فردا ساعـت هشــت بیـدارم کن ساعت هفـت با جمـلـه “پاشو دیــگـه ساعـــت ۹ شد” بیـــدارم میکـــنــه!

۲۲٫ داييم مخابرات كار ميكــرد يك بار بابابـزرگـم زنـــگ زد ١١٨ گفـــت مرتــضي اونجاســت؟ گوشيو بده بهش. اونام قطع كردن بعـد گفـت اين دروغ ميگــه ميرم سر كار!

۲۳٫ ‏‏ـــیــه بیـمـاریـی هم که دارم اینه که وقتــی تلـگرامو باز میـکنم،بایــد هیـچ عددی روی کانـالـــا و گروها باقی نذارم،الـــکـی بازشون میــکنــم،ـاسکرول میکـنم که عدده بره!

۲۴٫ بعـضـیا یه مدلــی تا آخــرین لحـــظـــه میـــشـــنــن سر جلـســـه امـــتـحــان انـــگـــار قراره آخرش ته دیگ سیـب زمـینـــی بدن!

۲۵٫ ‏به حدی از شاخ بودن رسیـــدم که سوالـــای امــتـحـــان رو سیـن میــکنم ولی جواب نمـیـــدم!


حاجــی عمـرا اگه بزارم تو حســـاب کنی

۲۶٫ وارد خونه شدم گفتـم من اومدم بابـــام از تو اتاق گفــت ایـن همه راننــده ناشی تو خیــابونه نمـــیدونم چرا یکیشون نمـیـزنـــه به تو؟!

۲۷٫ يه سري از دانـــشـجوها جوري با كت شلوار ميان دانــشـگــاه كه آدم حس ميكنـه الان حراست ميگـه “به به شاه داماد وارد سالـن شدن”!

۲۸٫ مادرم انـــقد با وایتکس خونه رو ضدعــفونی کرده که هر نفــســـی که میـــکــشـــم میـــکــروبای تنم سه بار میگـــن: یا قاضـی الـــحاجـــات!

۲۹٫ ‏‏از اینایـی که تا ۳۰ سالگی عروسی نکردن باید ترسید! ایــنا فهـمـیـــدن بدون سرخـر هم میـــشــه زنـدگــی کرد!

۳۰٫ ‏یـــه خالــه دارم اسمــش سوسنــه، انقدر چاق و تپـلـــه که بهـــش میگـــیـــم سوسنـگرد:)

 


آجـــیــل شب عید چیـنـیـا

۳۱٫ بابـا بزرگـم پارســال از دنــیا رفـــت دیــشـــب بعــد یکـسال اومد تو خوابم گفت برو به همه بگو “جام” خوبه, گفتـم مشـــتی بعد ایـــن همـه وقت اومدی که بگـی چه مایع ظرف شویی ای خوبه؟ تبـــلـــیـغات گرفـــتـــی؟ تو خواب یه بار دیگـه هم مُـــرد.:(‌

۳۲٫ من یبار جلو بابام وایـسادم گفتم اگه بچـــه های مردم بهترن برو اونا رو بزرگ کن من میرم پیـش مردم، زد تو گوشم گفــت من به همــه ی همـسایـــه ها پیشنــهادت دادم قبولت نکردن!

۳۳٫ ‏‏ـ‏ـ‏ـــیـه نوکیـــا ۱۱۰۰ داشـتــم هر بار که زنگ میخورد هرکـــی دور و برم بود میومد کمک ، هرچـــی میـــگفتـم ویبره گوشیــمـه میـگـــفـــتــن چرت نگو تشــنج کردی!

۳۴٫ یبارم من نیم ساعـــت پشــت سر یکی تو صف عابربـانـــک وایـسادم آخــرش برگشت گفـت داداش ایـن صفــرش بســـته اس؟ فقط تو شهـــری میشــه زنگ زد؟/:

۳۵٫‏بابــام یک هفــتـه ست داره با تلــفـن حرف میزنه؛ من فقــط بهش گفـتـــم پول بده پالـــتو بخــرم، گفت تلــفنم تموم بشـــه واست میــفرستـــم.:|


وقتی جنــس ناب گیرت بیــاد…

لطیفه های بامزه و کوتاه تلگرامی به همراه عکس های خنده دار

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.