متن نوشته های عاشقانه درباره خداوند و زندگی

گلچینی از متن نوشته های عاشقانه دباره خداوند و زندگی را در مجله خبری دانستن قرار داده ایم این متن نوشته ها بسیار زیبا و خواندنی می باشند بیشتر افراد از این متن نوشته های عاشقانه استفاده نموده و در کانال های عاشقانه تلگرامی خود قرار می دهند در ادامه جزئیات بیشتر متن نوشته های عاشقانه درباره خداوند و زندگی را در مجله خبری دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

اگه مثــبت فکر نکنـیـــم چی می شه؟

همین الـان هرجـــا که نشستــین پای راستتون رو از زمیـــن بلنـــد کنــین و در جهـت

عقربه های ساعـــت بچرخونین.

حالــا همزمـان؛ با دسـت راســـتـــتون تو هوا

حرف “ع” رو بنویسین. دیدیــن؟! جهـت حرکــت پاتون عوض شد! می دونیـــد چرا؟!

چون وقتــی می خواهـــیـد حرف “ع” رو بنویســین، ذهـن شمــا در جهــت خلاف عقـــربه های ساعت حرکـت می کنه به همیـن دلــیـــل پاتون ناخودآگــاه جهتـــشو عوض می کنـه تا “با ذهــنــتون همــاهنــگ عمــل کنـه”.

اینو گفتــم که یادتون باشــه وقتـی داریـن منـــفــی فکـــر می کنـــین، بدونیـن که ناخودآگاهـتون علیه شمـا می شه و شروع می کنه به رفــتار منفی حتـــی اگه شما نخواسته باشـیــن!

دو چیـــز شمـا را تعریــف میـکنـــد

بردباری تان ، وقتــی هیچ چیـز نداریــد

و نحوه رفــتـارتـان ، وقتـی همه چیز داریـــد

تنها دو روز در سال هســت که نمـــیتونی هیـچ کاری بکنـی؛

یکـی دیروز و یکـــی فردا

دو شخـــص به تـو می آمـوزد:

یکــی آمـوزگــار، یکـــی روزگـــار

اولی به قیمت جـانـــش، دومی به قیمـت جـــانت

آدمـا دو جور زنـــدگـــی میکـــنـــن :

یا غرور شونو زیر پاشون میذارن و با انســـانـــهـا زندگــی میکــنن،

یا انــســـانهارو زیـر پاشون میــذارن و با غرورشون زنـــدگی میــکــنن

همــه يادشون ميمونه باهــاشون چيكار كردى،

ولــــى يادشون نميمونه براشون چــــكار كردى

خدایـا… از بد کردن آدمـــهایت شکــایـــت داشـتم به درگاهـــت

امـا شکــایـتم را پس میـگـــیرم …

من نفهـمــیدم! فراموش کرده بودم که بدی را خلـق کردی تا هر زمـان که دلــم گرفـــت از آدمـهـــایـت، نگاهـم به تو باشـد …

گاهـــی فراموش میـــکنـــم که وقتـــی کسـی کنـار من نیســت ،

معـنــایـــش این نیــســـت که تنـهــایـــم …

معنـایـــش ایـــن اســـت که همـه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت …

با تو تنهـایی معـــنا ندارد !

مانـده ام تو را نداشتـم چه میــکردم …!

دوستـــت دارم ، خدای خوب من …

کاری به کار همدیگه نداشــتهــ‌ـــبــاشـیم !

باور کنـــیـد تکـــ‌تـک آدمـ‌ـــهـــا زخــمـیــ‌ــاند …

هرکــس درد خودش را دارد ، دغـدغـــه‌ی خودش را دارد ، مشغـلـــه خودش را دارد .

باور کنـیـــد …

ذهنـ‌ـــهـا خسـتهــ‌انـد . قلـبـ‌ـهـا زخـــمـــیـــ‌ــانـــد . زبانـ‌ــهـا بســتـــهـــ‌ـانـــد .

برای دیـــگران آرزو کنیم بهـتــرین را …

راحــتـی را …

همه گم شدهـ‌ـــایم ، یاری کنـــیـم همدیـگر را تا زنــدگـی برایــمــان لذتــ‌ـبخـــش شود .

آدمـــ‌ــهــا آرام آرام پیـر نمـــی‌شوند …

آدمــ‌ـها در یک لحظه ، با یک تلـــفــن ، با یک جمــله ، با یک نگـــاه ، با یک اتـــفـاق ، با یک نیامـدن ، با یک دیر رسیدن ، با یک “بایـد برویم” ، با یک “تمـام کنـیـــم” پیــر میــ‌شوند …

آدم را لحظـهـ‌ـــها پیر نمی‌ـکــنــنـد .

آدم را آدم‌ـــهـا پیـــر می‌ــکــنـنـــد .

سعیـــ‌ـــکـنـــیـم هوای دل همـــدیگـــر را داشته‌باشیـم

همدیگر را پیر نکـنیــم

متن نوشته های عاشقانه درباره خداوند و زندگی

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.