متن هاس قشنگ و جالب درباره زندگی و زیبای هایش

گلچینی از متن های قشنگ و جالب درباره زندگی و زیبای هایش را برای شما عزیزان در سایت دانستن قرار داده ایم این متن ها بسیار زیبا و با موضوع زندگی می باشند بیشتر دانشمندان و نویسنده ها این متن ها را نوشته اند تا برای افراد معمولی الگوی خوب برای زندگیشان باشد در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر متن های قشنگ و جالب درباره زندگی و زیبای هایش را در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

‌افکار شمــا به هرجــا برود، انـــرژی نیز به دنــبـال آن خواهـد رفـــت.

وقتـی به تکـرار به هدفـــتان می اندیشیــد و آن را در ذهــن نگه می داریـد، انـــرژی شمـــا در مسیر هدفی که برای خود تعیـــیـــن کرده اید حرکت می کنـد و شمـا را به موفقـیــت می رسانـــد…

و به لطف کار پیوسته ضمـیر ناخودآگاه، شرایــط و سایـــر اشـــخــاص به شمـــا کمک می کنــنـد تا به شکـلی جدید و حیـــرت انـگیز به هدفــهایـــتـــان برســید.

فکـــر میـــ‌ــکـنـم اصولا آدم باید کتـــاب‌ـــهایــی بخواند که گازش میـــ‌ـــگیرنــد و نیشـــش میـ‌زنــنــد.

اگــر کتابـــی که می‌خوانـــیم مثـــل یک مُشـــت نخورد به جمجــمه‌مان و بیــدارمـان نکــند، پس چرا می‌ـخوانــیـــمــش؟

که حالمـــان خوش بشود؟

بدون کتاب هم که میـ‌شود خوش حال بود.

.تازه لازم باشد، خودمــان میــ‌ــتوانیــم از ایـن کتــابــ‌ـــهـایی بنویســـیــم که حالمــان را خوش می‌کنـــد.

ما امـــا نیــاز به کتـــابـ‌ـهایی داریـم که مثــل یک ناخوش حالــی ِ سخت دردناک متاثـرمـــان کنــد،

مثل مرگ کســـی که از خودمان بیشتـر دوستـــش داشتیم،

مثل زمـانی که در جنـگـل‌ها پیـــش میـ‌رویم،

دور از همـــه ی آدمـ‌ــها،

مثل یک خودکشـی.

کتــاب بایـد مثل تبری باشد برای دریای یخـــزدهٔ درونمـــان…» .

وقتــی دائم بگویى گرفــتارم؛

هیــچ وقت آزاد نمیشوى،

وقتی دائم بگویى وقت ندارم،

هیچوقت زمـان پیــدا نمی کنـی،

وقتــی دائم بگویى فردا انـجــامش میدهـــم، آن فردای تو هیچ وقت نمــیـاید!

وقتی صبحـهـا از خواب بیدار میـشویم دو انـــتخـاب داریم:

برگردیـــم بخوابـــیم و رویا ببینــیــم،

یا بیــدار شویم و رویاهایمـــان را دنــبال کنـیــم.

انتخـــاب با شمــاســـت!

وقتـــی در خوشی و شادی هستی عهــد و پیـمان نبنــد!

وقتـی ناراحتـی جواب نده!

وقتــی عصبــانی هســـتـی تصمـــیــم نگــیر!

زنـــدگی، برگ بودن در مسیر باد نیـــسـت،

امـــتحـــان ریــشه هاســـت.

 

شخـصــی برای اولیـــن بار یک کلم دید؛

اولیـــن برگش را کنــد، زیـــر آن به برگ دیگـری رســیـــد و زیـــر آن برگ یه برگ دیگـــر و…

با خودش گفـــت : حتمـا یک چیز مهــمـــی اینـــجـاســت که به این شکــل کادوپیچـــش کردن…!

اما وقتـــی کم کم داشـــت به انـتـــها می رســید و برگهــا تمـام می شد متوجه شد که چیزی در داخل آن برگها پنهان نشـــده؛

بلـکـه کلم مجموعهـ‌ای از ایــن برگـــهاســـت…

داسـتــان زنــدگـی همـه ما هم مثـــل همــین کلـم هســت.

ما روزهـای زنـــدگی رو تنـــد تند ورق می زنـیــم و فکر می کنیـــم؛

چیـزی آن سوی روزها پنــهان شده، درحـالــیــکــه همـیــن روزها آن چیـزیــســت که بایــد دریــابیم و درکـش کنیـم…

و چقدر دیر می فهمیـم که بیـــشتــر غصه‌هــایـــی که خوردیم ، نه خوردنـــی بود نه پوشیدنی ، فقــط دور ریـــختنی بود…

” زنـدگــی؛ همـین روزهـــایی اســت که منتظر گذشــتنش هستـــیـم “

متن های قشنگ و جالب درباره زندگی و زیبای هایش

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.