مرگ مغزي و كما چه فرقی با هم دارد انواع مختلف کما

کما با مرگ مغزی فرق دارد افرادی که به کما می روند برگشتن به حالت قبلی بسیار سخت می باشد و در حالت کما ممکن است فوت نمایند کما در اثر افزایش فشار داخل مغز و بسیاری از عوامل به وجود می آید و شاید فرد سال ها در کما باشد در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر مرگ مغزي و كما چه فرقی با هم دارد انواع مختلف کما را در مجله خبری دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش مجله خبری دانستن: كـــمــا حالتـــي از ناهـشـــياري اســت كه طي آن فرد با دردناك‌ـترين محــركـ‌ـهـاي فيزيكـــي هم به هوش نيايد و به همان حالـــت تا مدتـي پايدار بماند. كما، يك مريضــي نيست، بلكه علامـتــي از يك مريضي يا واكـنشـــي به يك حادثـــه اســـت كه براي بدن فرد اتـفـــاق افتـــاده اسـت؛ مثل يك ضربـــه شديد و سخت به سر كه باعث ايجــاد شوك عصبي و كمـــا مي‌ــشود.

اكــثــر كماهايي كه به اين دليل ايجـاد مي‌ـــشود، بيشتر از 4 هفـته طول نمـي‌كشـــد. بعضي از كســاني كه به كمـــا مي‌ــروند، پس از اين مدت به سمـت زنـدگـي نبـــاتــي پيش مي‌ـــروند. زندگـي نبـاتـــي يعنــي فرد نفس مي‌ــكــشـد، فشار خون نرمال دارد و حتي دســتــگاه گوارش آن‌ـهـــا درســـت كار مي‌ـــكند، بدون آنـــكه بدن بيمار نسبـت به اين كار‌هـا آگاهــي داشــتـــه باشـــد. زنـــدگــي نبـــاتـــي ممكن اسـت سالــ‌هـــا و حتي دهــه هاي متـــمادي طول بكـــشــد.

مهـــم‌ـتــرين علـامت مشخصه كما، ناتواني در هوشيار شدن است يعـني خود فرد نمـــي تواند توسط محركهــا هوشياري‌اش را بهـــ‌دســت آورد. الـبــتـه علامـــتهـاي ديگري هم وجود دارنـــد كه از ميان آنـهـــا مي‌توان به نبود خود آگــاهـــي، فقـــدان چرخــه خواب و بيداري، نداشتـــن حركـت هدفمنـد و نداشتن كنـــترل بر روي تنــفس اشاره كرد.

چه عوامـلي باعث كما مي شوند؟

کمـــا به دلـــیــل آسیـب دیدن مغــز به وجود می آیـد. آسیب مغـــز می تواند به علــت فشــار زیاد، خونریزی، کمـــبود اکسیژن یا سموم به وجود بیــایـــد و این آسیـب می توانــد موقتــی یا دایــمـی و یا برگــشـت پذیــر باشـــد. در واقـــع بیـش از 50 درصــد از افرادی که به کمــا می روند در اثــر ضربـــه به سر و اخــتـلــال در سیسـتـــم گردش خون مغـز، دچـــار چنـــین حالـتـی می شوند. امـــا از دیگـــر مشـکـلاتـی که منـــجر به کمـــا می شود عبارت اسـت از:

– سموم: برخی مواد به طور طبیعــی در بدن وجود دارنـــد که بدن از بالا رفـــتن میــزان آنـهـــا جلوگیـری می کنـــد و آنـها را دفـــع می کند. در برخــی موارد بدن قادر به این کار نمـی شود و یا نمــی توانــد دفـــع را به درستی انجام دهد. به عنوان مثال آمونیاک که از بیــمــاری های کبـدی ناشـــی می شود یا دی اکــسیــد کربـــن ناشی از حملـه های شدیـد آسـمـــی و یا اوره ناشی از نارسایی کلیوی می تواننـــد در بدن تجـمع کنـند و به سطــحــی سمـــی برسنـد. مصرف بیـش از حد مواد مخدر و الکل نیــز می توانــنـد عمـلــکـرد سلول های عصـبی مغـز را مختل کنــد.

– عفونت: عفونت سیستم عصــبی مرکزی مانـــند مننـــژیت و یا انسـفــالیت نیز می تواند منـجـر به کما فرد شود.

– قند خون: در افراد دیابــتـی، با افــزایــش بیش از حد سطـح قنــد خون ممکـــن اســـت کمــا رخ بدهد. با کاهـــش بیش از حد قند خون نیــز ممـــکن است کمـــا بروز کند. این نوع از کما معمولا با اصلــاح سطح قنـــد خون قابل بازگـــشـــت است.

– نرسیدن اکــسـیــژن به مغز در اثر ایــســت قلــبـــی، تنـــفـســـی یا موارد دیـــگر

– افــزایــش فشـــار داخــل مغــز به دلـــیل سکته های مغزی یا خونریــزی مغـزی

– بالا رفــتـن اوره خون

انواع مختلـف کمـا عبــارت انـــد از:

آنـــسفالوپاتـی متابولیـک سمــی (Toxic-metabolic encephalopathy): ایــن وضعـــیـت یک اختـلال حاد در عمـلکـرد مغـــز اســت که علایـمـی ماننـــد گیــجـــی و یا هزیان دارد. ایــن حالـــت معمولا برگشــت پذیر اســـت. علل ایـــن اخــتـلــال متــفاوت اســـت و می توانــند شامل مواردی ماننـد بیمـاری های سیـــستـمیـک، عفونت، نقـــص عضو و یا سایـر علـل مخـتـــلـف باشد.

آسیـب مغزی ناشی از فقدان اکـــســـیژن: این حالـت به علـت عدم رســـیـدن اکسـیژن به مغــز به وجود می آیـــد. کمبود اکسـیژن برای چند دقـیـــقـه باعث مرگ سلول های بافــت مغـز می شود. این اختــلال می تواند به علت حمـلـــه قلـبـــی (ایــســـت قلبــی) ضربـــه به سر یا تروما، غرق شدن، مســـمومیت و یا مصـرف بیـــش از حد مواد مخدر به وجود بیـــاید.

حالت نبـاتـــی پایدار: ایــن حالت یک بی هوشی شدید اســـت. فرد نسـبت به محـــیط اطراف خود بی اطـــلـــاع است و قادر به حرکــت کردن نیـست. در ایــن حالـت ممــکـــن اسـت فرد به هوش بیایـد امـا با ایـن وجود باز هم قادر به انــجام هیچ واکـــنــشـــی نیــست. در حالــت نباتی پایـدار تنـها سیــستـــم های تنفســی، گردش خون و چرخـه خواب و بیــداری قادر به فعــالیــت هستـنـد.

سندرم قفـل شدگی: ایـــن حالــت یک بیمـــاری عصبـی نادر اســـت. به جز عضــلـــات چشـم سایـــر عضـلــات فلج می شوند. در سنـــدرم قفل شدگـــی فرد بیـدار و هشــیـار اســـت و ذهـنـی سالـم و طبیعـی دارد.

مرگ مغـــزی: توقف غیــر قابـل بازگشـت عمــلکرد مغـــز را مرگ مغـزی می گویند. مرگ مغزی علل مختــلفی می تواند داشـــته باشد.

وضعیت مغز در سه حالــت مرگ مغـــزی، کمــا و نرمــال

درمـان کما به علــت کمــا بسـتــگـــی دارد. افراد خانواده بیمـــار باید تمـــام اطــلــاعــاتی که در مورد بیمـــار می دانــنـد را به پزشــک بگویند. ایــن اطـــلـــاعــات می توانند در تعــیــین علــت کمــا تاثــیـر چشــم گیری داشـــتـه باشــد. اگر نوع کمـا برگـــشــت پذیــر باشد، اقـدامات فوری پزشــکــی الزامـــی است. به عنوان مثـال اگر کمــا به علـت عفونت بروز کرده باشد ممـــکـن اســت آنــتی بیوتیـک ها موثر باشـــند و یا اگر کمـــا به علت شوک دیـــابتــی رخ داده باشـــد، گلوکز می تواند در درمــان کما موثر باشـــد. در برخی موارد نیـــز عمل جراحــی برای کاهش فشار مغــز ناشـی از ورم مغـز یا تومور مغـزی الـــزامی می شود و می تواند موثر باشد.

برخی دارو ها نیـــز می توانـنــد به کاهش و یا برطرف کردن ورم مغـز کمــک کنــنـــد. برخی از دارو ها نیز به جلوگیــری از تشــنــج کمک می کنــند.

به طور کلی می توان گفـت که درمـــان کما حمایـتـــی است. افرادی که به کما می روند به بخش مراقــبــت های ویژه منتـقـــل می شوند و تا تعــیــیـن وضعیــت او از او مراقـبت و حمایــت می شود.

در حالت كما چه اتفـاقـي مي‌ـافـتـد؟

اعتقـاد عمده اي كه در بين مردم وجود دارد، اين اسـت كه شخــص در خواب بســـيار عمـيقـــي فرو رفـــتـــه اســـت. اين عقيده به طور كامـــل درست نيست. الـــبــتـــه ممـــكن است در بعـضي از موارد اين چنين باشــد اما نه در همــه موارد.

اين جا بدنـيســت بدانـيد كه درجه‌هـاي كما توسط هوشياري شخـص بيمار نســبــت به محركهـــاي خارجــي، تعــيين مي شود. در بسياري از مواردي كه اشــخاص در حالـت كمــا به سر مي‌ــبرنـد، بيمار دريافـــت‌ــهـــايي از محـــيط نيز خواهد داشت و اين حالت با توجه به بهبودي شخـص بيمـار زياد تر هم مي شود. مثـلا ممكن اسـت، حركــتهاي جزئي از خود بروز دهـد يا نسبت به صداها يا محـركـــ‌ـها پاسـخ دهـد. در بعضــي موارد نيز ممكن اســت شخص به كمـــا رفــته عكس الــعــمـلـ‌ـهاي شخص هوشيار را از خود بروز دهـــد. مثـلـــا در بعــضــي بيمــار‌ها بايد حتــما اين مراقـــبــت به عمـل آيد كه او نتواند سرم يا لوله هاي ديگـر متصـــل به خودش را از جا در بياورد كه در نهايت به مرگــش منـجـر بشود. همـه اين موارد باعث مي شود تا درجــات كما در افـراد متـفــاوت باشد.

بيرون آمدن از كما

حالـــتي كه شخـــص شروع به بيرون آمـدن از حالـــت كما مي كنــد، هنگـامـــي اســـت كه او شروع به پاســخ دادن به محرك‌هـــاي خارجـي مي‌كـــنــد. هرچـنــد به‌دسـت آوردن كامـــل هوشياري، يعني دو مرحــله واكنــش نشان دادن و تشـخيص فكـر،ـــبايد در او پديدار شود تا بشودگـفت كه او از كما بيرون آمده است. زيرا وجود هر دوي اين موارد در هوشياري كامل، اجـتناب ناپذير اسـت. حتــي در بعضي موارد پس از به هوش آمدن بيمـــار باز آموزي و به خاطـــر آوردن بســياري از چيزها از جمـــلـــه حرف زدن و به خاطر آوردن خود شخــص، ممــكن اســت لازم باشـد.

هر 10 دقــيقه يك نفر بر اثــر آســيب سر به حالت كمـــا مي‌رود. بد نيست بدانــيد آسيبـــ‌ـهـــاي وارد به سر اولين علـــت به كما رفـتن، مرگ و يا معلوليت افـراد 1 تا 44 سال محـسوب مي‌شود. بين 5 تا 10 درصـــد از كســـانـي كه به كما مي روند، قادر به باز گردان حالـت هوشياري خود نيستـــند و در نهــايت به زنـــدگي نبـــاتي كه تنها علـائم حيات در آنها وجود خواهـــد داشت، منــجـــر مي‌ـــشوند. بسياري از مردم فكـــر مي‌كنـــند كه اين حالت همـــچـنــان كما نامـــيده مي شود امــا به اين حالــت مرگ مغزي گفــته مي‌ــشود.

تفاوتهــاي مرگ مغزي و كما

وضعــيت كمــا با مرگ مغـزي بســـيار متـفـاوت اســت به گونه اي كه فردي كه به كمـا رفـــتـــه، مي‌ـــتواند دوباره به زندگــي عادي خود بازگـــردد؛ البته اين وضعــيت را بايد متـــخصـــصان مغز و اعـــصـــاب تاييد كنـــنـــد. به طوري كه اگر مغز هنوز زنده باشـــد، فرد دچار كما شده و احتمـال برگــشت آن حتـي بعد از مدت طولاني و گذشت چندين سال هم وجود دارد. زيرا بيمار خودش به صورت طبـيعـي نفــس مي كشــد و فقـط مغـز براي مدتـــي هوشياري ندارد امــا عمــق مغــز زنده اسـت.

در مرگ مغــزي، فرد به صورت طبـيعــي نفس نمـــي كشد و تنفس خود را از طريق دسـتگاه انجام مي دهـــد كه با قطـــع كردن دستـــگاه، مي ميرد بنابـراين زنــده ماندن نبـاتي فرد دچــار مرگ مغــزي، به دسـتـــگاه وابـــستـــه است چون تنفـــس وابــســـته به مغز است. اما قلب با مغـــز تفـــاوت دارد.

اگر مغز فردي بمـــيرد، قلــب فعـــالــيت دارد، الـبتــه به شرطـــي كه اكســيژن از طريق دســـتـگــاه به فرد برســـد و در صورت قطــع دســـتـگــاه فردمـي ميرد، اما بازهم با وجود دســتـگــاه هم بازنمي توان مدت زيادي چنين افرادي را زنـده نگـه داشت.

مرگ مغزي و كما چه فرقی با هم دارد انواع مختلف کما

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.