میدان مشق بنای تاریخی دوران ناصرالدین شاه

میدان مشق یکی از آثار تاریخی در ایران می باشد که توسط ناصرالدین شاه ساخته شده است در طول تاریخ اتفاق های بسیاری در میدان مشق رخ داده است که باعث شده است این میدان به یکی از جاذبه های گردشگری و توریستی در جهان تبدیل شود در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر میدان مشق بنای تاریخی دوران ناصرالدین شاه را در سایت خواهید دید با ما همراه باشید.

میدان مشق در زمین فتحعلی فرمان روا قاجار , بیرون از حصارهای شهر , کنار خندق شمالی در زمینی به مساحت حدود 25 هکتار به بعد ها 430 گام در 540 گام ساخته شد .

«امروز نایب السلطنه ( کامران میرزا امیرکبیر ) زن های فقیر را در عرصه مشق عده کرده , بدین معنا که گفته بودیم , به هزار نفر از زن های فقیر بلیت بدهند , در عرصه مشق حاضر شوند ; هزار تومان ما پول میدهیم , نایب السلطنه به آنها تقسیم نماید . روز جاری نایب السلطنه پول را برده بود ; میرزامحمدخان نیز با نایب السلطنه بود . زمانی وارد عرصه مشق شده بودند , چشم بودند زن ها از هزار تجاوز کرده , به سه هزار نفر رسیده اند ; لابد هزار تومان را طوری تقسیم کرده بود که با کمال نظم به تمامی رسیده , پولشان را گرفته , خرسند رفته بودند . » ( نقل و تلخیص از خبر نامه خاطرات ناصرالدین فرمان روا )

قرار است به موزه ملک بروم و این جا عرصه مشق است ; محدوده ای که از شمال به خیابان سوم اسفند ( سرهنگ سخایی کنونی ) , از شرق به خیابان علاءالدوله ( فردوسی کنونی ) , از غرب به خیابان قوام السلطنه ( سی تیر کنونی ) و از جنوب به خیابان باغشاه یا این که سپه ( امام خمینی کنونی ) محدود میشود و موزه ملک بعداز سردر گلشن ملی سمت چپ این عرصه دیده توقع بازدیدکنندگان است .

میدان مشق بنای تاریخی دوران ناصرالدین شاه

 

از سردر گلشن ملی که بگذری , میتوانی مردم را از زمان قاجار تا به امروز در عرصه مشق تصور کنی ; آن هنگام را که عباس میرزا برای نجات جمهوری اسلامی ایران از تجاوز روس ها به مشق نظامی سربازان دلبسته بود , یا این که روزگاری را که نقاره زنان بر رمز درین عرصه می رفتند و صبح و عصر نقاره می زدند و توده ای مطرب با خرقه های یگانه طلوع و غروب را به پایتخت نشینان اعلام می کردند , یا این که هنگامی را که ناصرالدین پادشاه با خرقه نظامی و سردوشی و کلاهی که الماس «دریای نور» بر آن می درخشید , از ارتش سان می رویت کرد , یا این که لاشه میرزارضا کرمانی بر دار را که قتل کننده ناصرالدین پاد شاه بود و اعدام شد .

صداهای دیگر نیز می‌آید ; صدای بازی الک دولک , تمرین دوچرخه سواری و موتور سیکلت سواری , فرود وارد شدن هواپیمای گونه بلریو با خلبان لهستانی اش در مبارزه جهانی نخستین که سه روز مردمان تهران را به تماشا خویش کشاند , مراسم نوحه خوانی و سوگواری سردار سپه , توپ اواسط عرصه که هر روز ساعت 12 ظهر و در روز ها ماه رمضان در سحر و افطار شلیک می‌شد , شور مارگیران , شعبده بازان , قلندران و درویش ها آن هنگام که‌این جا گلشن ملی بود و . . .

عرصه مشق در طول فتحعلی فرمان روا قاجار در بیرون از حصارهای شهر , کنار خندق شمالی , در زمینی به مساحت حدود 25 هکتار به بعدها 430 گام در 540 گام تشکیل‌شده . مبارزه های 25 ساله متواتر زمان فتحعلی فرمان روا با روس ها , بی خانمانی , سیاه بختی و ویرانی عجیبی را بر کشور ایران مستولی کرد . فتحعلی پاد شاه و عباس میرزا راه حل را در ارتقای توان نیروهای نظامی خویش دانستند . از این رو کشور‌ایران از فرانسه و انگلیس یاری خواست تا ارتش را که توان مقابله با ارتش امروزی روسیه را نداشت , یادگرفتن دهد و با فوت‌و‌فن نظامی روز عالم آشنا نماید .

در فیض دولت فرانسه هیئتی هفتاد نفره به فرماندهی ژنرال گاردان را به تهران ارسال کرد تا به تربیت پیاده نظام کشور‌ایران در عرصه مشق بپردازد . علت گزینش عرصه مشق قربت آن به عرصه توپخانه و ارگ سلطنتی بود .

در سال 1240 خورشیدی دیواری دور عرصه مشق کشیدند , محمدخان سپهسالار , وزیر مبارزه زمان ناصرالدین سلطان , در سال 1241 آن جا را نوسازی کرد و دیواری آجری به همراه طاق نما ساخت . هم اکنون دیگر عرصه مشق اصطبل , کالسکه منزل , باروخانه و . . . داشت و هفته ای یک توشه سلطان جمهوری اسلامی ایران و هر روز نیز یکی امرای ارتش نظیر سپهسالار یا این که شاهزاده حمزه میرزا حشمت الله از نیروهای نظامی در حالا تیراندازی با توپ و تفنگ و بقیه تمرین های نظامی دیدن می‌کرد .

قدم زدن در میدان مشق تهران

 

با توسعه تهران , عرصه مشق در درون شهر قرار گرفت . در همین روز ها و در مهاجرت دوم ناصرالدین فرمان روا به اروپا , روس ها پاد شاه را بدون چاره کردند تا یک فوج قزاق را برای فراگیری ارتش راهی جمهوری اسلامی ایران نماید , بنابراین جای مستشاران نظامی را قزاق های روسی گرفتند و قزاقخانه و عمارت کلاه خارجی را درین عرصه سازه نهادند . از سویی بخش هایی از زمین شمالی عرصه مشق به هیئت امریکایی مبلغ آئین مسیح برای احداث کلیسا و بیمار ستان واگذار شد .

 

در آخرها حکومت احمدشاه با توان به دست آوردن سردار سپه تحت عنوان وزیر پیکار , عرصه در سال 1301 به صورت مربع درآمد و دیوارهایی با طاق نماهای آجری گرداگرد آن ساخته و صاحب و مالک نقاره منزل ای به جای سردر ناصری شد . براساس عکس های گذشته , سردر دیر باز در کناره جنوب شرقی عرصه و رو به عرصه توپخانه بوده است . دو طرف بنای سردر دو اتاقک نگهبانی بود که با ساخته شدن بنای پست در شرق و شرکت نفت کشور‌ایران و انگلیس در غرب , شاید نابودشد .

 

رضاخان امر ساخت سردر نو را برای یادبود کودتای سوم اسفند 1299 و فتح تهران بخشید و مدرس جعفرخان معمارباشی که سردر مجلس و مکتب فیروز بهرام را ساخته بود , سردر عرصه مشق را سازه ارگان . کاشیکاری و نگارگری روی کاشی های سردر نیز اثر معلم حاج حسین کاشی پز ( متولد قم ) است که اکنون فرزندانش به قوم و قبیله خاک نگار مقدم مشهورند . می‌گویند وی برای پباده سازی نقش سربازان و قزاقان از گونه های زنده استفاده میکرد و کارگاهش صحیح مقابل سردر گلشن ملی بود .

 

با به اقتدار وصال رضاشاه , پادگان ها به بیرون از شهر رفتند و در عرصه مشق باشگاه افسران , زندان موقت شهربانی و وزارت نبرد صورت گرفت . در سال 1306 تصمیم بر این شد که جزو عرصه مشق به باغی همگانی تبدیل شود و افزون بر ساختمان مهمانخانه بلدیه , بناهایی برای بازی زنده , سینما , کمد دیواری , زمین تنیس و فوتبال و . . . در نصیب انتها عرصه که به خیابان سپه ( امام خمینی ) وصل می‌شد , جانمایی و مغازه ها و دکان هایی ساخه شود .

 

بدین ترتیب بلدیه تهران دو کامیون شمشاد از رشت به عرصه مشق آورد و درختان را غرس کرد و در ضلع غربی عرصه باغی را احداث کرد که اگر چه پنج سال بیشتر رونق نداشت , البته به گلشن ملی شناخته می‌شد و تا روز جاری شب های این گلشن و لامپ های روشن آن , جشن و پایکوبی های اعیاد مذهبی , پایکوبی اصناف متعدد , حریق بازی و موسیقی آن از اذهان منزه نشد . گواهش اسم سردر عرصه مشق است که کلیه به سردر گلشن ملی می شناسندش . ابعاد جای این گلشن را ساختمان های موزه ملی , کتابخانه و وزارت کارها خارجه گرفت .

 

البته موزه ملک از چه وقتی در عرصه مشق خوش نشین شد؟ مرحوم حسین ملک متولد تهران در سال 1250 خورشیدی و درگذشته به سال 1351 , فرزند ارشد حاج محمدکاظم ملک التجار بود . خانواده اش اصالتا تبریزی و مجتهدزاده بودند . خیریات و موقوفات حاج حسین آقا زبانزد مختص و عام است , تا آن جا که آستان قدس رضوی سازمان ای به اسم اداره وقف ملک دارااست .

 

کتابخانه و موزه بزرگ ملک تهران نیز از موقوفات وی است . حاج حسین آقازاده تهران و بومی شهر مشهد مقدس , دو میلیون مترمربع زمین نیز در شهر مشهد مقدس به ساخت منزل برای فرهنگیان اختصاص داده و یک سری قریه هزار متر زمین نیز وقف ساخت بوستان همگانی در شهر مشهد نموده است .

 

مرضیه مرتضوی , متخصص ارشد مورخ و موزه دار موزه ملک , در رابطه وی متن است : «مرحوم ملک در سال 1316 با وقف طومار ای شش دانگ عمارت پدری را به انضمام همه کتاب ها و نسخه ها خطی , خطوط خوشنویسی , کتاب ها اهل ایران , خارجی , عربی , تابلوهای نگارگری وقف کرد .

 

وی کتابخانه اش را از مشهد مقدس به منزل پدری در تهران انتقال اعطا کرد , البته زیرا این مسجد در دل بازار تهران , در بین مسجد سلطان و مسجد ملک و در بازار حلبی سازها قرار داشت و بیشتر محل رفت وآمد بازاریان بود , قطعه زمینی به متراژ 6000 مترمربع بنا شده در گلشن ملی تهران را مقابل املاکی که رضاشاه در مجاورت کاخ سعدآباد از وی گرفته بود , از شهرداری وقت جهت تاسیس کتابخانه گرفت , البته زیرا زمین در قلب وزارت کارها خارجه بود و این وزارتخانه از آن زمین برای فرود بالگرد استفاده می‌کرد تا زمان کار احداث بنا عملی نشد.

ميدان هزار نقش ميدان مشق

پس از انقلاب با پیگیری های عزت ملک , ناظر استصوابی موقوفات ملک و دختر آن مرحوم , از امام خمینی ( ره ) این قطعه زمین از وزارت کارها خارجه بازپس گرفته و به آستان قدس رضوی واگذار شد تا طبق وصیت مرحوم ملک در آن کتابخانه احداث شود . »

فعالیت احداث سازه در سال 1364 آغاز شد و موزه و کتابخانه ملک رسما سال 1376 بهره‌برداری شد . در مردادماه همین سال در طبقه دوم کتابخانه و موزه ملی ملک , تالارهای نو موزه ای با اسم «مجموعه تمبرهای حاج حسین آقا ملک» و «تالار هزار داستان» بهره برداری شده‌است .
اکنون گروه ای از تمبرهای گنجینه حاج حسین ملک و گنجینه تمبرهای اهدایی به‌این این شرکت از قبیل تیم مرحوم ثابتی , مرحوم قوامی , بانو نسرین دستغیب بهشتی و . . . در‌این موزه به نمایش گذارده گردیده اند . اول تمبر در سال 1840 میلادی در لندن از تکه صفحه سیاه و کوچکی با تصویر ملکه الیزابت تهیه و تنظیم شد که زیرا یک پنس قیمت داشت , بعد ها به تمبر پنی سیاه جهانی شد .

نوزده سال آن گاه , ناصرالدین فرمان روا بعداز سفرش به اروپا در برگشت به کشور‌ایران , گروهی را مامور کرد تا کشور‌ایران مالک تمبر شود . این هیئت در سال 1244 خورشیدی به کوشش محسن خان سرتیپ ( مشخص الملک ) از روش سازمان پست فرانسه با طراح فرانسوی به اسم «آلبرت بار» آشنا و وارد گفتمان می گردد و از وی میخواهد برنامه ای را برای تمبر کشور‌ایران مهیا نماید . براین اساس از سال 1247 شمسی کشور ایران نیز صاحب و مالک تمبر شد .

سیستم پست اولین بار به فرمان کوروش کبیر و با فعال‌سازی چاپارخانه در کشور‌ایران صورت گرفت . چاپارخانه ساختمان های بین راهی بودند که چاپارها ( حاملان طومار ها و امرها مدنی از راءس به ایالات و برعکس ) برای استراحت و بده بستان اسب های خسته با اسب های جدید نفس به‌این قابلیت مراجعه می کردند .

جذاب است بدانیم به گفته هرودوت , مورخ نویس یونان باستان , این حرف داریوش هخامنشی در رابطه چاپارهای کشور‌ایران است : «نه برف , خیر باران , خیر گرما , خیر ظلمات شب نمی تواند این پیک ها را از انجام تند و تیز وظیفه شان بازدارد . » و حال سردر سازمان پست «جیمز فارلی» شهر نیویورک متن ای با این اقتباس تبدیل به شعار مشهوری برای این راءس شده‌است : «باران یا این که آفتاب , برف یا این که بوران , ما پیغام های خویش را خوا‌هیم رساند!»

نشان تمبر قانونی کشور‌ایران , دارای شهرت به «تمبر باقری» , در عصر قاجار با نشان قانونی دولت کشور‌ایران , «شیر و خورشید» , منتشر شد ; تصویر شیری ایستاده که شمشیری در دست راستش گرفته و شمسی از پشت آن پیداست ; همینطور در چهار طرف آن عدد مرتبط با بهای تمبر دربرگیرنده 8 , 4 , 2 , 1 شاهی نقش بسته بود .

خصوصی تمبر سلاطین نیز دربرگیرنده فیس پادشاهان قاجار از ناصرالدین پادشاه تا زمان پهلوی است که اما این محرمانه افزون بر رخ شاهان کشور ایران , اثرها تاریخی معماری کشور‌ایران را نیز به نمایش می‌گذارد .

خصوصی تصویر ناصرالدین پاد شاه در اتریش چاپ شده‌است , ولی به صورت کلی محرمانه ابتدا تمبرها علاوه بر اتریش , بیشتر در هلند و فرانسه چاپ شدند . یک کدام از تمبرهای جذاب درین نوع تمبری است که به مناسبت پنجاهمین سالگرد سلطنت ناصرالدین فرمانروا چاپ شده که زیرا فرمان روا زودتر از مهیا شدن تمبر ترور شد , این تمبر دیگر مورد استفاده قرار نگرفت .

جذاب این‌که در میان گروه تمبرها , تمبرهایی موجود است که در نشر آنان با روش چاپ سنگی یا این که لیتوگراف حتی‌د‌ر راه‌های نوین و با فیلم و زینک اشتباهاتی فیس داده است ; اشتباهاتی مثل نقل وانتقال در رنگ ( دپلاسه ) , نادرست میانه وارو , دو طرفه که تیم ویژه ای در تمبرها تولید کردند . وسیله ای به اسم سورشارژ یا این که انگ نیز موجود است که فلزی یا این که لاستیکی است با طرح , اسم , مورخ یا این که بها نو که با جوهرهای رنگی روی تمبرها چاپ می گردد ; سورشارژ نیز می‌تواند سبب ساخت تمبرهای خطا شود .

سورشارژ به عارضه ها مختلفی روی تمبر قرار میگیرد ; یکی‌از آنها تغییر‌و تحول حکومت است . وقتی که حکومت قاجار به پهلوی و پهلوی به جمهوری اسلامی عوض شده , سورشارژها نیز دگرگون گردیده اند ; به عنوان مثال در موزه ملک تمبری میباشد که رخ احمدشاه را بر روی تمبر سیاه چاپ کرده اند . صورت محمدرضا فرمانروا نیز سیاه شده‌است .

میدان مشق بنای تاریخی دوران ناصرالدین شاه

 

فاطمه رازی پور , متخصص موزه ملک و مسئول بخش تمبر این موزه , می گوید : «سری تمبرهای «ویکتور کاستین» نیز برای گروه داران اهل ایران دارای اهمیت است . در سال 1280 خورشیدی ( 1902 میلادی ) به دلیل نبود تمبر در جمهوری اسلامی ایران , دولت تمبرهایی به طور موقتا منتشر کرد . در‌این بین بعضی مرکزها پستی سوای اذن مبادرت به چاپ تمبر در شهرستان ها کردند . اعم از مدیریت بلژیکی پست و گمرک خراسان , ویکتور کاستین , که ابعاد به همین بهانه از جمهوری اسلامی ایران اخراج شد . وی تعدادی تمبر با ذکر حروف مخفف نخستین اسم و اسم خانوادگی خویش و به خط لاتین در اواسط تمبر چاپ کرد که در پستخانه های شهر مشهد مقدس , قوچان و بجنورد مورد استفاده قرار گرفت . »

در پیکار جهانی نخستین کشور ایران نیز به نوعی دیگری نبرد شد و کمشکش های سیاسی سبب ساز شد طومار هایی که در کشورهای متعدد جا به جا می گردد , مهر سانسور بخورد و محتوای آن نظارت شود تا در صورت لزوم این طومار ها معدوم شود و هیچ زمان به مقصد نرسد .

در ویترین موزه ملک طومار ای میباشد که مهر سانسور جرج پنجم در فرانسه را خورده و توشه دیگر مهر سانسور شهرستان برازجان بر آن نقش بسته است . تمبرهای انقلابی نیز خصوصی جذابی می باشند . تمبرهای حکومت موقت آزادستان , تمبرهای حکومت میرزا کوچک خان و تمبرهای محرمانه لار به رهبری عبدالحسین مجتهد که در لارستان چاپ شده‌است . در عرف و دیپلماسی سیاسی ضرب سکه و تمبر جداگانه از دو نشان اعلام استقلال و خودمختاری میباشند .

یک کدام از ویترین ها به راحتی همگی را مسحور می نماید . تا به اکنون تاءمل نموده اید یک تمبر قادر است با پوست ماهی , چوب پنبه و . . . تهیه و تنظیم شود؟ در موزه ملک تمبرهای یادبودی موجود هست که از ابریشم , چرم , پوست ماهی کاد , چوب درخت غان ( توس ) , چوب پنبه , شماره دوزی و نگارگری پشت شیشه برای پباده سازی آن مستعمل شده‌است . بعضا تمبرهای یادبود و مناسبتی کشور ایران نیز جالب است ; نظیر تمبر اعلام کرد و گوی فرهنگ ها , یادبود شهدا , روز نوپا با عکس هایی از شهید عالم , روباه و زاغ , دختری سوار تاب و نوروزهای گوناگون , کنگر تکریم فردوسی , جامه محلی کردستان و . . .

جدیدترین تمبر یادبود نیز تمبر مشترک کشور ایران و ارمنستان است با تصاویر مسجد کبود ایروان و کلیسای وانک کشور‌ایران که در مورخ 17 مرداد 95 پخش شده شده‌است . حتما به موزه ملک رمز بزنید و بخش های گوناگون آن , علی الخصوص دو بخش تمبر و نمایشگاه هزار قصه , را مشاهده کنید . نمایشگاه هزار ماجرا نیز بخشی ای است از روایت ها و داستان هایی که صدها سال سینه به سینه فی مابین ایرانیان نقل شده , گاه به نظم درآمده و گاه به نثر درج شده شده‌است . در‌این نمایشگاه افزود بر دیدن نسخه ها خطی مصور میتوانید ماجرا ها را از روش دستگاهی بشنوید .

 

میدان مشق بنای تاریخی دوران ناصرالدین شاه