نحوه درمان افسردگی با شب نخوابیدن

افسردگی بیماری مزمن و خطرناکی می باشد که بیشتر افراد را درگیر خود می نماید افسردگی را می توانید با یک روش ساده درمان نمایید این روش فقط شب ها نخوابیدن می باشد با بررسی دانشمندان و بسیاری از محققان شب نخوابیدن روش درمانی برای افسردگی می باشد در ادامه تصاویر و جزئیات بیشتر نحوه درمان افسردگی با شب نخوابیدن را در سایت دانستن خواهید دید با ما همراه باشید.

به گزارش سایت دانستن : مـــحـــروم‌ـکردن افراد از خوابـیــدن بهــ‌ـعنوان روشی در درمان افـسـردگــیــ‌هـای شدید به نظر روشی غیـرمــنـطــقـــی است، امــا برای برخی افـــراد ایــن روش تنها راه درمـان است.

از نخـسـتین نشــانـــه‌ــهـــای بیمــاری دست آنجلـــیـنـا بود. آنـجـلـــینا هنــگامی که به زبـــان ایـتـــالیـــایی با پرستار صحبت میـ‌ــکــرد دایما با انـــگـــشـتـانـــش چیــزی ترسـیــم می‌ــکرد، آنهــا را تکان می‌ـداد یا در هوا میـ‌چـرخـانــد. پس از چنـد دقیقهــ‌ای که گذشــت و آنـــجـــلـــیـــنا کاملا به حرکت درآمده بود، متوجه شدم موسیـقـی و لحـــن خاصی در صدایـش ایــجــاد شده است که پیشـتـر وجود نداشــت. خطوط پیــشـــانـیــ‌ــاش به نظر کمــتــر شده بود و جمع و کشیدهــ‌شدن لب‌هــا و چشمانش، مانـــنــد یک مترجم از وضع ذهـــنــی او به من خبـر میــ‌ـداد.

زمـانی که بدن من درحـــال خاموش شدن بود، آنـــجلـیـنا تازه ‌وارد زنـدگـــی شده بود. ساعــت ٢ نیمـــهـ‌ـــشــب بود و ما در آشـــپـــزخــانهـ‌ــای با نور کم در بخـــش روانـی یکـی از بیـــمارســتانـ‌های میلان اســپــاگــتــی میـ‌خوریــم. در پشت چشــمـــانــم درد کمرنـــگـی حس میــ‌ـکـــردم و تمــرکز را مرتـــب از دســـت میـ‌دادم، اما آنجـــلینـــا حداقل تا ١٧ ساعـت آینـده قصد بازگشـت به رختـخواب را نداشـت، به همـــین خاطر خودم را برای یک شب طولانی آمــاده کرده بودم. اگـــر در تصـــمـــیــمش شک می‌ـکـــردم، عیـــنـکــش را برمـــیـــ‌داشـت و مستـقـیم به من نگاه می‌ـــکــرد و با انـــگـــشـتـــان اشـــاره و شستـــش، پوست چیـنـــ‌ــخورده و خاکـستــری‌رنگ اطــراف چشــمـانـــش را می‌ــکــشـیـد. میــ‌ـــگفت: «Occhi aperti» یعـنــی چشــمـ‌ها باز.

این دومینـ‌بــار در سه‌شب گذشتـــه است که آنجلــیــنــا عامــدانــه خودش را از خواب محروم میـ‌کنــد. برای شخـــصـی که دچـار بیـــماری دوقطـــبـــی اســـت و دو‌سال گذشتـــه را در افسـردگی حاد گذرانــده، ایــن حرکت احتمـــالـا آخـرین کاری اسـت که ممکن است نیــاز داشـته باشـــد. با ایــن حال، آنـجـلیـنا و دکـــتــر مداوا‌ــکــننـــده او، امـــیدوارند ایـــن کار او را درمــان کنــد. فرانسسکو بنـدتـــی، مدیـــر بخش روانـــپــزشــکـی و کلـــیـنـیــک روانـشـنـــاســی زیـــست‌شــنـاختی بیمارســتــان سن رافـــائل در میلان ایـــتالــیــا، دو دهـــه اســت که بر بیـدار درمــانی به همــراه نور آفــتابی و لیتـیوم بهـــ‌ـعـنوان راهـــی برای درمان افسـردگی‌هــایی که به داروها بیــ‌ـپاســخ ماندهـــ‌اند، تحقیــق میـــ‌ـکنــد.

نتیجــه ایـــن تحـــقــیـــقـات توجه روانپزشـــکـــانـی در ایــالـت متحــده، بریـتـانیا و سایر کشورهای اروپایــی را به خود جلـــب کرده و مدل‌هــای مختلفـــی از آن در کلـینیـک‌ـــهای آنـــهـا آغاز شده اسـت. به نظـر می‌رسـد این «کرونوتراپــی»١هـــا با استفـــاده از یک ساعـــت بیولوژیک آهستـه آغـــاز می‌ــشوند، این فعـالـیــت‌هــا در آســـیــبـــ‌ـشـناســـی افسردگـــی و به‌ـطورکلـــی خواب بســیــار نویدبخـــش هستـــنـــد.

بنــدتی می‌ــگوید: «اخـتــلـــالات خواب در افراد سالم و افرادی که درگــیـر افســردگــی هستـنـد، تأثیری متضاد دارد.» اگـــر فردی سالــم هستیـــد و نخوابـــید احـــســاس بدی خواهـید داشت. اما اگـر افــسـرده هستـیــد، ایـــن بیـــ‌خوابـــی می‌تواند در بهــبود وضع روانــی و همـــچــنیــن توانـایی‌ـــهای ادراکـــیــ‌تان تأــثیــری آنـی و مثبت داشــته باشد. بنـــدتـــی اضـافــه میـ‌کـنـد که البته موضوع به ایـن سادگـــی‌ـــهـا هم نیست، وقتی به خواب می‌ـــروید و کمــبود خواب قبـلی را جبران می‌ــکـــنـــیــد، در ٩٥ــ‌درصــد احـتـمال بازگـــشت حالت پیــشــین وجود دارد.

تأثـــیر ضدافـســردگیِ محـرومیـت از خواب نخستـــیـنـــ‌بـــار‌ سال ١٩ـــ٥ــ٩ در گزارشـــی در آلمـــان منتــشـــر شد. ایــن گزارش دربــاره تصور یک محــقـــق جوان به نام بوکارد فولوگ در توبیـــنگــن آلـمان بود که در رسـاله دکــترایـش و پس از آن در دهه ١٩ـــ٧٠ بر این تأــثیر تحـــقــیـق میــ‌کرد. او تایـید کرد که در یک محــرومیـت از خواب روشمنـــد در افراد افـــسـرده، یک شب بی‌خوابی می‌ـتواند مانـع افــسردگـی آنـــهــا شود.

بندتی بهـ‌ــعنوان یک روانـپزشک جوان در اوایـل دهـــه ١٩ـ٩٠ به ایــن ایده علـاقــه‌ـمنــد شد. داروی پروزاک چنــد سالـی بود که روانه بازار شده و در درمان افـــســـردگی انـــقـلــابـی ایـــجاد کرده بود. امــا این داروها به ندرت در بیـمــارهــای دوقطبـــی بررسی شده بودنـــد. بندتی به تجـــربــه دریــافـتـــه بود که داروهای ضدافـــسردگــی تا حد زیادی در بیماران دوقطـبــی تأـثیــرگـــذار نیــسـتند.

بیــماران او عاجـزانــه نیازمنــد یک درمــان جایـگــزین بودنـد و سرپــرســتش، انـریکو اســمــرالدی، برای ایـــن کار ایده ویژه‌ــای داشـت. او که پیشـتـــر مقالـاتی دربـــاره بیـــدار درمــانی خوانـــده بود، فرضــیه‌ـــهایــش را روی بیماران خود آزمـایش کرد و نتایج مثبتـــی به دســـت آورد. بنـــدتــی می‌گوید: «میـ‌ــدانـسـتـــیم که این روش جواب خواهد داد. بیمــارانی با گذشــتــه‌ـای هولناک بهـ‌ـســـرعــت خوب شدنــد. وظیفه من این بود کاری کنـم آنها خوب باقی بمـــانــند.»

یک مقـــالـــه در همیـــن راسـتـا توجه آنها را به خود جلـــب می‌ـــکند. مطالـعاتـــی آمـریکـایی نشـان میــ‌داد که لیتیوم می‌ـتواند تأثـــیر محرومیـت از خواب را افـزایــش دهـــد، به همـــیــن دلـیل آنــهـا روی ایـــن موضوع تحـــقـیق کردنـــد. آنــها در بررســـی بیـمـاران پس از سه ماه دریـــافـتــند ٦٥‌ـدرصد بیــمـارانــی که لیـــتـیوم دریـــافـت میـــ‌ــکـــننـد، واکنشی پایــدار به محرومیت از خواب دارنـــد، درحـــالی‌که ایـن میـزان در مورد گروهی که لیــتـــیوم استفــاده نکـــرده بودند، تنـها ١٠‌ــدرصــد بود. از آن‌جــایـــی که حتی یک چُــرت کوتاه میـ‌ـــتوانـد تأـــثــیر ایـن روش درمانــی را از بین ببـرد، آنهـا به دنبال روش‌ــهایـی بودند که بتوانـــد بیمار را در شب بیدار نگه دارد. در سفـرهای هوایی برای هوشیـــار نگـه داشــتـــن خلبـــان‌ـهــا از نورهــای آفـتابـــی اســتــفـاده میـ‌ــکـــنند و محـقـقـــان هم از همین روش الهام گرفـــتـند. ایـن روش تأــثــیر محرومیـت از خواب را بشدت و به همان انــدازه لیتیوم افزایــش داد.

بنـدتی می‌ـگوید: «تصــمیــم گرفـتیــم تمـام ایــن بسـته را به بیـمــاران بدهــیـم که اثـــر چشمـگیری داشـت.» در اواخر دهــه ١٩ـــ٩٠ آنـــهـا به‌طور مســـتمر بیمارانـــی را به روش سهـــ‌ـگــانه کرونوتراپــی درمــان می‌ـکـردند: محـرومیــت از خواب، لیتیوم و نور. محرومیـــت از خواب می‌ـــتواند یک شب در هفـته رخ دهد و در معـرض نور آفــتابی قرار گرفتن برای ٣٠ـــدقیـــقـــه هر روز صبـح به مدت دو هفتــه باید ادامـه یابــد، این شیوه بهـــ‌عنوان یک رویه تا امروز مورد اســتفاده قرار گرفته اسـت. بندتی میـ‌ــگوید: «میــ‌توانـــیــم فکـــر کنیم که این روش محــروم کردن افـــراد از خوابــیدن نیست، بلــکه تصــحــیـح یا بسط دادن چرخــه خوابـــ‌وبیداری از ٢٤ ساعت به ٤٨ اسـت. افراد هر دو شب یکـــ‌بـار به رختـــخواب می‌روند، امــا از وقتی که به رخــتخواب می‌ـروند تا وقتی که بخواهنـــد می‌ـتوانـند بخوابــنـــد.»

بیـمـارســـتــان سن رافائل نخــستین بار کرونوتراپــی سه‌ــگــانــه را در‌ـسال ١٩ــ٩ـــ٦ معرفــی کرد. از آن زمـــان تاکنون حدود‌ هزار نفــر از بیماران افــســـردهـــ‌ـــای که دوقطبی بودند، با ایـن روش تحت درمــان قرار گرفــتـــند، همین‌طور بسیاری از افرادی که به داروهای افـــســردگی پاسخ مطـــلوبی نداده بودند. نتایـج خود نشـــانــ‌ـدهــنده موفقیت ایــن روش اســـت، براسـاس آخریـن دادهـ‌ــهـا، ٧٠ـ‌درصد افراد دوقطـــبـی که در برابر داروهای ضدافـسـردگـــی مقـــاوم بودند در همـان هفــتــه نخست به این کرونوتراپیــ‌ها واکــنش نشــان دادنـد، همچنیـن ٥٥ــ‌ــدرصـــد آنها پس از یک‌مـاه در رفــع بیــمـــاری پیـــشـــرفت‌ـــهای مانـدگـاری داشـــتــند. داروهای ضدافـــسـردگی، حتـی اگر کارکــردی هم داشـته باشـنـد، یک ماه اثرگـــذار خواهند بود، علاوه بر این ممکن است خطر خودکـشی در ایــن دوره افـــزایش یابد، امــا کرونوتراپـی حتـــی پس از یک شب معـمولا تأـثـیــری پایــدار و آنــی در کاهـش تفکـرات مرتــبـط با خودکشی دارد.

دوقطــبــی بودن آنجــلیـنا نخـــستــیـــن بار ٣٠‌ـــسال پیـش و در اواخر دهه سوم زنــدگـــی او تشـــخیـص داده شد. تشــخــیــص بیـمـاری با یک استرس شدیـــد همـراه بود، همــســـرش با حکــمی قضـــائی در کارش روبهــ‌ـرو شد و آنـــهــا نگـران هزیـنــهـ‌ــهای لازم برای خود و کودکانـــ‌شان بودنــد. آنجلـــینا نزدیـک به سهـــ‌ــسـال دچار افـــســردگـــی شد. از آن زمـان تاکنون وضیــعت ذهنـــی او در نوسان بوده، امـــا در اکــثـــر این موارد شرایـط در مســیـــر بدترشدن قرار گرفـــتـــه. آنجــلیـنـــا زرادخانـــه‌ـــای از داروهای مختلف اســـتـفــاده میـ‌ــکـــند، داروهای ضدافســـردگــی، تثبـیت‌ـکـــننده‌ـهای خلقـ‌وخو، ضداسـترس و قرص‌ـــهـــای خواب، داروهایی که چنـدان خوشایـند او نیـســـت، چراکـــه باعـث میــ‌ــشوند حس بیـمـار بودن داشــتـه باشد، درحـالی‌ــکــه خودش به وضعیتـش کامـلـا آگاه اسـت.

آنـــجـلیـــنــا می‌گوید اگر سه‌ـــروز پیـش او را میـ‌ـــدیـــدم، احـــتـــمـالــا نمـــی‌شنــاخـتــمـــش. حوصلـه هیچ‌ــکــاری را نداشتـه، دیگر موهایش را نمی‌شـسته، آرایش نمــیـــ‌کــرده و بوی تعفن می‌ــداده است. علاوه بر ایـن او در مورد آیـنــده‌اش بسـیار بدبــیـــن بوده. پس از نخســـتــیـــن شب از محرومیــت از خواب، احســاس انــرژی بسیـار زیــادی می‌کــرده، امـــا حس پس از نخـستـــین خواب تا انــدازه زیـادی فروکش کرده بود، حتی امروز در ملاقــات با من علاقـــه‌ـــمـند شد به آرایـشگاه برود. من از ظاهـرش تعـریف کردم، او هم دســـتـــی به موهای موج‌ـدار طلــایــی و خشکـــش کشیـد و از من به خاطر توجهـم تشــکـر کرد.

در ساعـــت سه صبـح، به اتــاق نور رفتیـــم، انــگــار به وسط روز منتـقـــل شده بودیـــم. نورهـای خورشـیــدمــانــنــد از آســمــان به سر ما تابانده می‌شـد و بر پنج صنـدلـی که در برابـر دیوار ردیــف شده بود، می‌افتـاد. البــتـه همه اینـــهـــا توهم بود و آسمان آبـــی و خورشــید درخـــشان چیــزی جز پلاستـــیــک‌هـــای رنگی و نور بشدت روشن نبودند، اما تأثیـــر بسـیــار نشـــاط‌ـــبخشی داشـتـند. میـــ‌ــتوانسـتـــم در میانــه روز زیر نور خورشیـــد اســـتـــراحــت کنم؛ تنـــها گرمای یک ظهــر آفـــتـــابـی در آن‌جـــا غایب بود.

وقتــی هفــت ساعت پیش با کمـــک یک متـــرجم با آنجـلــیـــنـا مصــاحـبـــه کردم، هنگام پاســـخ دادن چهـــرهــ‌ای خنثی داشـــت. حالــا در ساعـــت ٣:٢٠ـبـــامـــداد، می‌ــخـنـــدد و حتـــی تلــاش میــ‌ـــکند به زبان انگـــلیسی با من وارد گفــت‌وگو شود. هنــگـام طلوع آفـــتاب آنجــلیـــنا دربـــاره تاریــخچـــه خانوادهـــ‌اش با من صحبت میــ‌ـــکرد، ایــنــ‌ـکه زمـانی چیـــزیـ‌هایـی میــ‌ـــنوشتـــه و دوست دارد دوباره ایـــن کار را شروع کنـــد، حتـــی من را دعوت کرد به خانـه‌اش در سیسیـــل بروم.

چطور ممکن اســت موضوعی ساده ماننــد بیـدار ماندن در طول شب به این اندازه او را تغیـیر داده باشد؟ گشودن سازوکار این موضوع چنـدان ساده نیـسـت؛ ما هنوز بهــ‌ـطور کامــل ذات افـــسـردگی یا عمـــلکرد خواب را نمیـــ‌ـشنـــاســیم، اما می‌ـدانـیـم که هر دوی آنـــها بخشـ‌ـهای متـعددی از مغز را درگــیــر میــ‌کـنـند.

فعالـــیـــت مغز افـراد افســرده هنــگــام خواب‌وبیــداری کاملا با افراد سالــم متفـاوت اســـت. در طول روز، نشـــانــه‌های ترویج بیــداری از سیسـتـم شبـــانـــه‌ــروزی میـــ‌آیــد که همـان ساعــت زیســـتـی ٢٤ ساعـتـــه درون ما اســـت، تصور می‌ــشــد ایـــن نشــانه‌هـا به ما در مقـــاومت در برابــر خواب کمک میـــ‌ـکنــنـــد. ایـــن نشـــانه‌ـهــا هنـگـام شب ترویج‌ــدهــنده خواب هســـتـند. سلول‌ـهای مغـــزی ما همچنـــین در یک چرخـــه فعالـــیـت میـ‌ــکـنــند، در زمان بیــداری کامل، قابـلــیـــت تحریـک‌پذیـــری فزایـنده‌ای در واکنش به یک محــرک وجود دارد و در زمــان خواب این تحـریکــ‌ـپـــذیـــری از هم گســـیخـتـــه می‌ـشود. امــا در افــراد دچار افـــسردگــی و بیـماری دوقطــبی، ایــن نوسانــات تعـــدیل پیــدا کرده یا غایـب هســتند.

علاوه بر ایــن افســـردگی با تغــیـیـر ریتـم روزانه ترشح هورمون‌ها و دمای بدن همـراه اسـت و هر انـدازه بیمـاری حادتــر باشد، درجـــه ایـــن بهــ‌ـهـم‌ـــریـخــتـگـــی نیز افـزایش میـــ‌ــیـابـــد. مانـند نشانـــهـــ‌هـــای خواب، ایــن ریتــم‌ــهــا توسط سیـــستم شبانـهـــ‌روزی بدن هم هدایــت میـ‌ـــشوند که خود توسط مجموعهـ‌ـــای از فعلـــ‌وانـفعال پروتیـیـن‌ـهــا هدایــت می‌ـشوند، ایـن پروتیـین‌ها نیز با «ژن‌ـــهـای ساعـت» که الـگوی ریتـــمـــی طول روز را ابــراز می‌کنند، کدگذاری شدهـ‌ـــاند. آنـهـــا صدهـا فرآیند سلولی مختـلف را انجــام می‌ــدهـــند، فرآیندهایی که به ما امـکان حس زمان و خاموش و روشن شدن می‌ـــدهـــنــد. یک ساعت شبـانــهـــ‌ـروزی در هر یک از سلول‌های بدن فعــال اسـت، ازجــمـله سلول‌ـهـای مغـــزی و در قسمتی از مغـز حضور دارند که به آن هسـتـــه‌ سوپراکیاسماتـــیـکـــ٢ گفته میـــ‌شود که به نور واکـــنش میـــ‌دهــد.

اشـــتــاین اشــتــاینـــگـــریمسون، روانپـزشــک بیـــمـــارســتـــان دانشـگاه گوتنـــبـــرگ سوئد که درحال حاضـر مشغول انجـــام درمان آزمایشـی بیداری درمـانی اســت، میــ‌گوید: «وقتـــی افراد واقعـا افــســرده باشـنـــد، ریــتــم شبــانـــه‌ــروزی آنـــهـا به یکـــنواختی تمــایـل پیدا میـــ‌ـــکند، ملـاتونین٣ معـمول را هنگام بیدار شدن در صبح دریافـــت نمی‌ـکـنند و سطوح کورتــیــزولی بهـ‌ـطور مداوم عصــرها و شبــ‌ـها به جای افت، بالــا می‌رود.»

بهبود پیدا کردن افســردگـــی به همــراه نرمــال شدن ایــن چرخـــه‌هـــا است. بنـدتی میـــ‌ـگوید: «فکـــر میـ‌ـــکنــم افســـردگـــی یکــی از نتـــایـــج یکــنواخـــت شدن ریتـــم شبـــانــهـ‌ـروزی و هم‌ــایــســتـایی در مغــز اسـت. وقتی ما افـــراد افـسرده را از خواب محروم می‌ــکنیـــم، درواقــع فرآینـــد ایـــن چرخه را از نو راهــ‌ـاندازی میــ‌کـنـــیـــم.»

اما این باز راهـــ‌انـدازی چطور اتـفاق میــ‌ـــافـتــد؟ یکـــی از احـتــمـالـــات این است که افـراد افــسرده برای آغـــاز خوابـــیـدن بشـدت بیـشتری برای خواب نیـاز دارند. تصور می‌شود فشـار خواب یا انگیــزه ما برای خواب به دلیــل انـتـــشار تدریــجی آدنوزین در مغـز اتفــاق می‌ــافـــتد. ایـــن ماده در طول روز ایـــجـــاد شده و به گیرنــدهـــ‌های آدنوزیـن روی اعـصاب میـــ‌ــچســبد و باعــث میـــ‌ـــشود ما احـســـاس خواب‌آلودگـی کنیــم. داروها بر روی این گیـــرندهــ‌ـهـــا تأثـــیـــر مشــابهـــ‌ـای دارند، درحـالیــ‌ـکه داروهایی که جلوی آنهـا را می‌ـگـیرنـــد، ماننـد کافـیـیـن باعث هوشیـاری ما میـــ‌شوند.

محـــققـان دانشگاه توفتـــس در ماســـاچوست برای بررسـی و تایـــید این فرآیــنـــد و تأثیر ضدافسردگـــی بیـداری طولانی‌ـمـدت، به موش‌هـــایــی که نشـانه‌های افسـردگی داشتنـد، مقــادیـــر زیــادی ترکیــب محرک گیــرنــده‌ــهـای آدنوزین تزریق و اتـــفـاقات هنـگـام محـرومیت از خواب را به دقـت شبـیه‌ســـازی کردنـد. وضع موش‌ـهــا از طریـق انـــدازهــ‌ــگـیـری مدت زمان تلـــاش آنهـــا برای فرار بررسی شد که پس از ١٢ ساعـــت در وضع آنهـا بهــبود مشـاهــده شد.
میـــ‌دانـــیــم که محروم کردن از خواب تأــثیـــرات مخـتـــلفــی روی مغـــز دارد. این کار تعـادل انتقــالــ‌ـدهـنده‌ـــهـای عصـــبی را در منـــاطقـی که به تنـظیم خلـــق‌وخوی مربوط میـ‌شود، برهـــمــ‌ـــمـی‌ـــزنــد و فعــالــیــت عادی در مناطقـی از مغــز که فرآیـــنــدهای احـــســاسی را انجام میـ‌ــدهـد، به حالــت اولیـــه بازمــیـ‌گـــرداند و ارتــبــاط میان آنها را قدرت می‌ــبخـــشد.

همـــانـــ‌ـــطور که بنـدتـــی و گروهش متوجه شدنـــد، اگر بیدار درمانـی، باعـث کُـنــدی ریـتم شبانه‌ــروزی شود، لیــتـــیوم و نور درمـانـی میــ‌ــتوانــنــد در حفظ آن مفـــیـد باشـــنــد. سال‌ـهاســت بدون ایـــنـ‌ــکـــه کسی واقــعــا نحوه کارکــرد آن را متوجه شده باشـــد، از لیــتــیوم به‌عنوان تثبـــیـــتــ‌کنـــنـــده خلـــق‌وخو استفـــاده شده اســـت. امـــا میـــ‌دانــیــم که لیتــیوم بروز پروتیـــینی به نام Per٢ را افـزایش میــ‌ـــدهد که آن مسئول تحریک مولکول ساعــت در سلول‌هـــاست.

همــچـــنیـــن نور روشن و آفـتـــابـی بهـ‌ـــعنوان تغیـــیردهـــنده ریتم هســـتـــه‌ سوپراکیــاسـمــاتیــک و تقویت‌ـــکننده در منــاطـــق فرآیندهــای احـــساســـی مغز بهــ‌ـــطور مســتـــقـیم شناخـته میـ‌ـــشود. در واقـــع، انـجمـن روانــپـزشــکان آمـــریـکا معتقــدنـد نور درمانی مؤثــرتریـــن روش در درمــان افسردگـی‌ــهای غیرفـــصــلی اســـت. برخلاف نتایـج موثق در برابـر بیـــمـاری دوقطبـــی، بیـــدار درمـانی در سایـــر کشورها سرعـــت بســـیـــار انــدکـی داشـــته اســـت.

به طور قطــع بندتـــی هیچـ‌گـاه در انــجـام کرونوتراپیـــ‌ــهای آزمایشــی خود پیشـنـهـــاد شرکت‌های داروسازی را قبول نکــرده است، به جای آن، او تا همـــیــن اواخـر، به بودجــه‌هـای دولتــی متکـــی بود که اغـــلب بخــش کوچکـی از هزیـنه‌ـهــا را تامـیــن می‌ــکـــرد. تحـــقـیقـات اخــیـــر او با حمـــایــت اتـحـــادیه اروپا انـــجام گرفـت. اگــر بندتـی راه تجــاری را دنبال و سرمایه صنـعـتـــی را برای آزمایــش دارو روی بیــمــاران خود قبول میـ‌کـــرد، درحال حاضـر در یک آپــارتمـان دوخوابـــه زنـــدگی نمی‌ــکــرد و خودرویی بهــتر از یک هوندا سیویک مدل ١٩ـــ٩٨ داشــت. تعــصـب در برابـــر روش‌ــهـــای دارویی باعـــث شده است بسیـاری از روانـــپـزشکـــ‌ـــها توجه چنـــدانی به کرونوتراپی نداشــته باشنـــد و بســیاری از مردم از آن آگـــاهی ندارند.

یافتن دارونماهای مناسب برای محرومیـت از خواب یا در معرض نور قرار گرفــتن بسـیـار سخت اسـت و ایــن به آن معـنـاست که آزمایـش‌ـ‌هــای دارونماهـای کنـــتـرلـ‌ـشدهــ‌ تصـادفی و گستـردهـ‌ـــای در رابــطــه کرونوتراپـی انـــجـام نشـــده اســـت، به همین خاطر در کارکــرد واقـــعی آن تردیــدهــایی وجود دارد. جان گِـــدز، استاد اِــپــیـــدمــیولوژی روانـــپـزشکی در دانـــشگـاه آکـــســـفورد معــتــقـــد است: «در حالــی که علـاقه روبهــ‌ــرشـدی در ایـن حوزه وجود دارد، فکــر نمی‌ـــکــنــم درمـــان‌هایی بر پایه ایـن رویکرد به‌طور متداول اسـتــفــاده شوند. مدارک بهــتـــری باید ارایــه شود، چراکـه در اجــرای روش محـــرومیــت از خواب موانع جدی وجود دارد.»

با ایــن حال، علـــاقـــه به فرآیــنـدهــای بررسی کرونوتراپی درحال شیوع اســت. گدز می‌گوید: «نگـاه به زیـــســـتـ‌شنــاســـی خواب و سیـســتمــ‌ــهـای شبانـهـ‌ـروزی درحال ایـــجـاد اهداف امــیــدبخـــش در رابـــطـه با درمـــان هســـتند. ایـــن کارهــا فراتـر از امور دارویی اسـت؛ هدف قرار دادن خواب با درمان روانـــشــنـــاسـی ممـکــن اســت به کم کردن یا حتی جلوگیری از بیــمــاریـ‌ـهـــای ذهنـــی کمـک کند.»

در بریتـــانـــیا، ایـــالــاتــ‌ــمـــتحده، دانـمــارک و سوئد، روانــپـزشـکــان درحال بررســی کرونوتراپـــی بهـــ‌عــنوان روشی برای درمـــان عمومی افـســـردگی هستــنـد. دیوید ویل که در بیـــمــارسـتان مائودسلـی لنـــدن چنـیـن آزمـایشــ‌ــهـــایــی انــجــام می‌دهد، معتــقــد است: «مطالــعات متـــعددی که تاکـــنون انـــجـــام شده، بسیار اندک اســت. ما نیـــازمنــد توسعــه تحــقیـــقـــات هســـتیم تا ببـینــیم آیـــا ایــن روش‌ـهـا اجرایـــی هسـتــنـــد یا نه.»

نتــایــج تحـقیقــات تاکـــنون بسـیـار مخــتـلـــف بوده است. کلوس مارتـــیـــنـــی که در دانــشـگـــاه کپنـــهاگ دانــمارک بر درمان افـســـردگـی با روش‌های غیـردارویی تحقـیق میـــ‌کــند، دو آزمـایش درباره بررسی تأــثیــر محــرومیـت از خواب منتـشر کرده اســـت، در هر دوی ایـن موارد نور صبـــحـــگـــاهی و زمان رفتـــن به رختخواب در افـسردگــیــ‌ـــهای عمومی بررســـی شده‌ـانـد. در تحقیـق اول، ٧٥ بیمـــار، داروی ضدافــسردگـی دولوکســتیـن را به همـراه کرونوتراپـی یا ورزش روزانه مصرف کردند. پس از هفـتــه نخــست، ٤١‌درصـــد گروهی که کرونوتراپـــی انجام داده بودنـــد، نصـــف‌شدن نشــانــهــ‌ــهــای افـســـردگــی را تجـــربــه کردنــد، این میزان در گروه دیـگــر ١٣‌ـدرصـد بود. پس از ٢٩ هفتـــه، ٦٢ــ‌درصد بیمارانـی که تحـــت بیـدار درمانی قرار گرفــتــه بودند، فاقد هرگونه علایـــم بودنــد، درحـالـــی این میــزان در گروه دیــگـــر ٣٨‌ــدرصـــد بود.

مارتینـــی در تحـقیق دوم، بیـــمـــارانــی را که افســـردگـی حاد داشــتنــد و به داروهای ضدافســـردگــی‌ــهـا واکــنـــشی نشان نداده بودند، علاوه بر داروها و روانــ‌ـدرمانیــ‌ـــها، تحــت درمـان یکسـان بسته‌ــهای کرونوتراپـــی قرار داد. پس از یک هفــتـه آنــهایـی که کرونوتراپـــی دریــافت کرده بودنــد به نســبت گروهی که تحـت درمان عادی بودنـــد، بهـــ‌ــطور چشـمگیری بهـبود پیـدا کردنــد، اگــرچه در هفـتـه‌هــای پس از آن، گروه کنتـــرل به گروه نخـســت رسـیـدنـــد.

بر اسـاس تحــقـیــقی که سپـــتامــبـــر ٢٠ـــ١٧ در نشـریه Lancet Psychiatry منـــتشر شد، در بزرگتـــریــن آزمایــش تصادفی تداخــلـــات روانـــشناخــتــی تا به امــروز، افـــرادی که دچـــار بی‌خوابـــی بودند در یک دوره ١٠ــ‌هفتهـــ‌ـای، تحت رفــتـاردرمانـی قرار گرفـتنــد تا مشکلات خواب آنـــها اصلاح شود، این دستـــه کاهـــش پایــدار پارانویا و توهم را تجـربـه کردند. همچــنـین نشانــهـــ‌هـــای افــسـردگــی و اسـترس در آنهــا کاهـش پیدا کرد، تعـــداد کابوس‌هـــا کمـــتر شد، سلــامت روانـی و عمـــلکـرد روزانـهــ‌ــشـــان ارتــقـــا یافت و در دوره درمان؛ افـســـردگی و اســتـــرس کمتری را تجربـه کردنــد.

خوابیدن، کارهـــای روزانـــه و نور روز. ایـــن فرمولی ساده است و انـــجام آن آســـان، امــا تصور کنیـــد که ایـــن کار بتواند میـزان افـــسردگـــی را کاهش دهـــد و به افــراد کمــک کنـــد تا با سرعتـی بیشتـر از آن رها شوند. ایــن کار علـــاوه بر ارتقــای زنـدگــی افــرادی بی‌شـمـــار، می‌توانــد سرمـایـــه زیادی را در سیــسـتــم‌ــهای سلــامت حفظ کنــد.

در مورد بیــدار درمانی، بنــدتـــی هشـــدار میـــ‌ـــدهـــد ایــن کار چیزی نیست که افراد خود بخواهنـد آن را در خانـــه انجــام دهــنــد. بهـــ‌طور ویژه در مورد افـــرادی که دچار دوقطـبی هستند، خطـــر تغـــیـیر آن به دیوانگی وجود دارد، اگرچــه او به تجربه دریافــتــه است اســـتـفاده از داروهای ضدافـســـردگی خطر بســیار بیشتــری دارد. بیـــدار نگــه داشـــتـن خود در طول شب، کار بسیار مشـکـــلـــی است، برخــی از بیــماران نیز به وضع افــســرده قبـلــی بازمی‌ـگردنـــد یا حالت خلـــق‌وخویی مخـــتــلط پیــدا می‌کـــنند که میـ‌ـتواند خطرناک باشـد، چراکـه حالتـ‌هــای روانــی مختـــلـــط اغـــلـــب به خودکـشــی ختم میـ‌ـشود.

یک هفتــه پس از شبـــ‌ــبـیــداری همــراه با آنجلـــیــنا با بندتی تماس گرفتم تا از فرآینـــد درمــان او مطـــلع شوم. بنــدتــی گفت بعد از سومیــن محرومیت از خواب، آنــجلــیـنا نشــانـــه‌ـــهــای درمـان کامـــل را داشــته و با همـــسرش به سیـــســیل بازگـشــتـــه اســـت. این هفته، آنـــها قرار اســـت پنجــاهمـــیـــن سالگرد ازدواجـــ‌ـشـان را جشن بگیــرند. از او پرسـیدم آیا همسرش متوجه تغیــیـر نشـانهـــ‌ـــهــای او میـــ‌شود، پاسـخ داد که امــیـــدوار است شوهرش متوجه تغـیــیرات فیـزیـــکـی او شده باشـد.

امـــیـــد، چیـــزی اسـت که آنـجـلــیـــنـا نیمــی از عمر خود را بدون آن گذرانـده، فکـر میــ‌کــنـــم بازگـشت آن گرانــ‌ـــبـــهـــاتـریـــن هدیـــه سالـگـــرد ازدواج باشد.

نحوه درمان افسردگی با شب نخوابیدن

نظرات کاربران (0)

دیدگاه ها بسته شده اند.